پنجشنبه گذشته و در جمع مددكاران اجتماعي، از سوي وزير كشور از عبارت تركيبي ورزشكار معتاد رونمايي شد. رحماني فضلي در جمع ياد شده از ايجاد بانك اطلاعاتي از معتادان هنرمند و ورزشكار خبر داد.
اعتياد به هر شكلي و در ميان هر قشري از اعضاي جامعه ناپسند است و ميزان گرايش افراد جامعه به مصرف مواد مخدر يا مواد الكلي ارتباط مستقيمي با ظرفيت بهرهوري آن جامعه از نيروي انساني خود دارد. با اين وجود درگير شدن اقشار خاصي از جامعه با معضل مصرف مواد مخدر پيامدهاي گستردهتر و دامنهدارتري دارد؛ به طوري كه حتي برخي از اين پيامدها قابل پيشبيني و كنترل نيستند. رهبران فكري و گروههايي كه نقش راهبري جامعه به ويژه جوانان را در حوزههاي فكري و اعتقادي و فرهنگي دارند، از جمله اين اقشار تأثيرگذارند.
بررسي احتمال دامنگيري اعتياد به مواد مخدر در ميان گروههاي اثرگذار جامعه از يك سو و بيان اعتراف گونه از سوي يك مقام آگاه از قطعيت وجود اعتياد در ميان اقشار تأثيرگذار دو روي سكه پرونده شيوع شناسي مواد مخدر در ميان چهرههاي سرشناس جامعه است.
وقتي ورزش و اعتياد يكجا جمع ميشوند
اصل ماجرا، اظهارات پنج شنبه گذشته عبدالرضا رحماني فضلي، وزير كشور و دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر در جلسه همانديشي با مددكاران مبني بر ايجاد بانك اطلاعاتي از معتادان هنرمند و ورزشكار است كه تلويحاً خبر تلخ وجود ورزشكار و هنرمند معتاد! را تأييد ميكند. يعني از جمع بين اعتياد و ورزش، شاهكار عصر كنوني جوامع زاييده شده كه همان ورزشكار معتاد است. اين در حالي است كه دقيقاً همين دو قشر بزرگترين جامعه اثرگذار روي جوانان است. از طرفي با بيان اين خبر در عمل تاريخ انقضاي اين ادعا كه از هر دري ورزش وارد شود، اعتقاد خارج ميشود را نيز اعلام كردهايم.
وزير كشور با بيان اينكه مهمترين امر در پيشگيري افزايش درك و فهم درست مردم از مقوله اعتياد است، گفت: بارها عنوان كردهايم كه يك ميليون و 300 هزار معتاد در كشور وجود دارد كه 63 درصد آنها متأهل هستند و53 درصد طلاقها در خانواده اين معتادان رخ ميدهد اما تا به حال محاسبه نشده است كه چند خانواده و چند كودك درگير مسئله اعتياد والدينشان هستند؟
رحماني فضلي با بيان اينكه براي مبارزه مؤثر در امر مواد مخدر بايد فرهنگ اجتماعي شدن را سرلوحه كار خود قرار دهيم، گفت: تعداد سمنها حدود 53درصد افزايش داشته و اين در حالي است كه 91درصد از اين سمنها توسط بخش خصوصي اداره ميشوند و بايد نسبت به تقويت مراكز اجتماعي در امر مبارزه با مواد مخدر گامهاي مهمي برداريم.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به نحوه نادرست برخورد با معتادان و خانوادههاي آنان در جامعه گفت: با اين برخوردها به نظر من ميشود فرهنگ مبارزه با اعتياد را اجتماعي كرد و چون معتاد اميدي به بازگشت ندارد، راه اعتياد را ادامه ميدهد و حتي براي تأمين مخارج اعتياد خود به توزيع مواد مخدر روي ميآورد. به گونهاي كه 80 الي 85 درصد معتادان توزيعكننده نيز هستند و به دليل اينكه به ته خط رسيدهاند از مسائل هراسي ندارند. دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنين از ايجاد بانك اطلاعاتي از توانمنديهاي معتادان خبر داد و گفت: بايد از معتاداني كه در زمينه تئاتر، سرود، ورزش، هنر و... فعاليت دارند حمايت شود و اين افراد را با شخصيتدهي به چرخه درمان بازگردانيم.
هر روز 9 معتاد ايراني ميميرند
وي با بيان اينكه روزانه 8 الي 9 نفر در كشور جان خود را به علت سوء مصرف مواد مخدر از دست ميدهند، گفت: اطلاعات عمومي جامعه بايد در زمينه مواد مخدر افزايش پيدا كند و درجه همكاري همه سازمانها و حتي صدا و سيما افزايش يابد.
رحماني فضلي با بيان اينكه براساس آمار نيروي انتظامي شاهد كاهش شديد مصرف كراك هستيم، گفت: رشد مصرف شيشه نيز كاهش يافته است اما متأسفانه براساس آمار روزانه 8 الي 9 نفر به دليل مصرف جان ميدهند. اين در حالي است كه متأسفانه نوع مواد توليدي در حوزه مواد مخدر روانگردان به دليل عدم دقت و تخصص افراد و پنهانكاري در نوع مواد به كار گرفته شده موجب افزايش مرگ و مير شده است.
دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر به افراد جامعه هشدار داد كه مصرف مواد صنعتي به دليل موادي كه در آن به كار رفته، غيراستاندارد است.
رحماني فضلي غير استاندارد بودن مواد مخدر در كشور را با توجه به سن اعتياد و نوع مواد مصرفي گواه اين ادعا دانست و با بيان اينكه 395 لابراتوار مواد مخدر طي سال گذشته منهدم شده است، گفت: اين لابراتوارها مواد مخدر صنعتي توليد ميكردند و بايد مردم مراقب باشند. علاوه بر اين در مراسم مذبور بابك دينپرست معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز از افزايش ۱۵ درصدي مرگ زنان معتاد در كشور خبر داد. معاون كاهش تقاضا و توسعه مشاركتهاي مردمي ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: تعداد زناني كه سال 91 به دليل سوء مصرف مواد جان باختند 199 نفر بودند اما اين تعداد در سال 92 به رقم 230نفر رسيد كه افزايش 15 درصدي را نشان ميدهد. حال سؤالي كه افكار عمومي را با خود درگير كرده اين است كه چرا نميتوانيم جوانانمان يا حتي در دايره محدودتر، نخبگان هنري و فرهنگي كشور را براي دوري از عادتهاي ناپسند غربي و گرايش به استفاده از مواد مخدر و الكلي متقاعد كنيم؟ اين از ضعف استدلالهاي ما است يا از قوت عملكرد تبليغات وارداتي؟ اولويت كدام است؟ مصونسازي جامعه براي اثرگذاري روي هنرمندان و ورزشكاران يا بر عكس؟!