
غرب آسيا (خاورميانه) و شمال آفريقا در هفتههاي اخير كانون انتخاباتهاي مختلفي بوده كه در هفتههاي آينده نيز ادامه خواهد يافت. انتخابات رياستجمهوري در افغانستان، انتخابات پارلمان در عراق، انتخاب دولت جديد در ليبي و نيز فرا رسيدن انتخابات رياستجمهوري در مصر و سوريه از جمله اين تحولات است. انتخابات رياستجمهوري در مصر از جمله تحولات مهم است چراكه به اعتقاد بسياري هر تحولي در مصر ميتواند بر ساختار ساير كشورهاي عربي تأثيرگذار باشد. شايد به همين دليل است كه غرب به شدت بر اين انتخابات حساس بوده و تلاش دارد تا مديريت آن را در دست بگيرد. انتخابات رياستجمهوري مصر در حالي پنجم و ششم خرداد برگزار ميشود كه كميته انتخابات مصر السيسي وزير دفاع سابق مصر و الصباحي را به عنوان كانديداهاي نهايي انتخابات معرفي كرده است. الصباحي به عنوان نامزد و جريان چپ در حالي در انتخابات حضور مييابد كه بيش از هر چيز تنها تنور انتخابات را گرم نگه ميدارد. همزمان با اعلام كانديداتوري الصباحي تحولات خاصي در مصر روي داده كه اين امر را بيش از پيش آشكار ميسازد. نخست آنكه الصباحي در شرايطي نامزد انتخابات شد كه به دليل سياستهاي سركوبگرايانه دستگاه قضايي و كميته انتخابات مصر عملاً فردي مقتدر و كاريزما براي حضور در انتخابات باقي نماند. پرونده الصباحي نشان ميدهد كه وي سابقه انقلابي چنداني ندارد و فردي است كه از جايگاه مردمي قابل توجهي برخوردار نبوده و قاعدتاً مقاومت چنداني نيز در برابر فشارهاي نظاميان نخواهد داشت. حضور الصباحي را ميتوان اقدامي صرفاً تشريفاتي براي نمايش دموكراسي و داغ نشان دادن تنور انتخابات دانست. نكته بسيار مهم آنكه فعاليتهاي الصباحي براي تبليغات انتخابات تا حدودي فضاي مصر را از اعتراض به سياستهاي دولت خودخوانده و آرمانهاي انقلابي مردم به سمت مبارزات انتخاباتي سوق دهد در حالي كه دولت خودخوانده درگيريهاي خياباني را نيز برگرفته از چالشهاي انتخاباتي عنوان ميدارد. دوم آنكه صلاحيت الصباحي در حالي تأييد شد كه رسانههاي غربي و عربي گزارشهاي متعددي را با محوريت ارتباط الصباحي با جريانهاي چپ و حتي اخوان مطرح كردند. برخي از رسانههاي عربي ادعا كردهاند كه جريانهاي اخوانالمسلمين، 6 آوريل، جوانان انقلابي و حاضران در عرصه سرنگوني مبارك به دليل نداشتن كانديدا در انتخابات به صورت پنهاني از الصباحي حمايت ميكنند.
شايد اين جملات تا حدودي خالي از صحت نباشد اما آشكار بودن ناكامي الصباحي در برابر السيسي ابهاماتي را در وراي اين اخبار ايجاد ميكند. پرونده السيسي نشان ميدهد كه وي نه تنها به دنبال حذف رقبا در انتخابات است بلكه تلاش دارد تا براي دوران آغاز رياستجمهوري خود نيز زمينهسازي نمايد. السيسي از يك سو به دنبال كسب محبوبيت مردمي است و سعي دارد تا چنان وانمود سازد كه طيف گستردهاي از مردم در كنار وي هستند لذا احتمال اعلام پيروزي وي در انتخابات با بيش از 70درصد آرا دور از ذهن نميباشد. از سوي ديگر السيسي سعي در اجراي فاز دوم حذف رقبا از صحنه دارد كه پس از اعلام نتايج انتخابات رياستجمهوري صورت ميگيرد. با توجه به اينكه رسانههاي عربي و غربي در هفتههاي اخير ادعاي حمايت اخوان و جريانهاي انقلابي از الصباحي را مطرح كردهاند اين سناريو وجود دارد كه پس از شكست سنگين الصباحي در انتخابات، السيسي با عنوان عدممشروعيت و مقبوليت جريانهاي حامي الصباحي، ساير رقبا را نيز از صحنه حذف نمايد. در اين عرصه حذف الصباحي نيز دور از ذهن نخواهد بود. با توجه به اين شرايط است كه ميتوان گفت تعيين صلاحيت الصباحي و جريانسازيهاي پس از آن بيش از آنكه برگرفته از ظرفيتهاي وي باشد اقدامي از سوي السيسي و حاميان آن براي مشروعيت دادن به خروج نام السيسي از صندوقهاي رأي و در مرحله بعدي بهانهجويي براي سركوبهاي جديد و حذف بسياري از جريانها از عرصه سياسي ميباشد. سناريويي كه الصباحي نيز از قربانيان آن خواهد بود و به احتمال زياد با ادعاي تخلف انتخاباتي يا طراحي براي ترور السيسي در روند انتخابات، مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.