همين ديشب بود كه كل كوچه را با صداي داد و قالشان روي سر گذاشته بودند. همسايه بغليمان را ميگويم. معلوم نبود سر چه چيزي با هم مشاجره ميكنند. صداي پسرهمسايه خيلي رسا بود كه ميگفت: دوست دارم، هرجا كه دلم بخواد ميرم، هركاري كه صلاح بدونم انجام ميدم، به شما هم هيچ ربطي نداره. اصلاً شما حق نداريد تو كاراي من دخالت كنيد. بيچاره پدرش هم در جوابش ميگفت: عزيزم من و مادرت نگرانت هستيم و صلاح تو رو ميخوايم. تو نبايد با اين دوستت بگردي و با اون عياشي كني. بشين سر درست...
داشتم از فالگوشي لذت عجيبي ميبردم كه مادرم جلو اومد و گفت: بيچاره پروين خانم اينا موندن چيكار كنن با اين پسرشون. پسر بزرگ كردن عصاي دستشون شه اما افسوس كه شده بلاي جونشون. خدا هيچ خونهاي رو بيصلاحيت نكنه. با حرفاي مادرم به اين فكر افتادم كه واقعاً صلاحيت چيست؟ چه عواملي دست به دست هم ميدهد و باعث ايجاد تفرقه و خصومت بين افراد و اعضاي خانه ميشود و در آخر هم هر عضو تمايل دارد كه هر كاري را همان گونه كه باب ميلش است انجام دهد؟ اگر خانههايمان بدون صلاحيت شود چه اتفاقي ميافتد و چه كارهايي براي جلوگيري از اين مسئله حياتي نياز است. نقش مدير خانواده چيست و اصلاً واژه صلاحيت چه ارتباطي با مديريت خانه و شناخت و اطلاعات پدر و مادرها دارد. تصميم گرفتم براي رسيدن به پاسخ همه اين سؤالات سراغ حجتالاسلام و المسلمين حميدقربانپور كارشناس مسائل خانواده بروم.
موضوع بحث ما درباره مديريت و صلاحيت خانواده است. مسلماً هيچ فردي حاضر به زندگي در يك خانواده بياساس و برنامه نيست. خانهاي كه در آن هر كس ساز دوست داشتنياش را بزند و كار خودش را بكند. چه كار بايد كرد تا نهاد خانواده دچار چنين پيچ و تابها و معضلات اجتماعي نشود؟ ما براي شكلگيري سبكي عرفاني از زندگي و خانوادهاي صالح چه كار بايد كنيم؟
در ابتدا بايد صلاح و سلاح هستيمان را دريابيم چون موفقيت، سعادت، خوشبختي، سبك زندگي و نيروي اسلامي ما اين است. خداوند با خلقت ما صلاح ما را در اين كلام ناب بيان داشته است. ما جانشين باري تعالي بر اين زمين و اشرف مخلوقات هستيم و براي رسيدن به بهشت برين و فردوس به قرب الهي، سلاح عقل و دانش و كتاب هورخش آسماني را براي سعادت ما و براي طي طريق سير سلوك الي الله فرستاد و وجهالله را به ما نشان داد. پيامبران، ائمه معصومين، بزرگان راه حق نشانههاي كماليابي، تعليم و تربيت صحيح را آموزش ميدهند. و مضمون كلام زيباي امام راه حل و چراغ راه ما است كه با اين ستارگان راه را گم نخواهيم كرد.
سلاح صحيح تربيت فرزند عبارتند از قرآن مجيد، كلام وحي حديث قدسي، سخنان ائمه اطهار، كتب برگرفته شده از وحي، احاديث و سخنان بزرگان معرفت، رهگشاي سعادت ما است. آنچه مهم است عمل به كلام و سخن و دقت در رفتار است.
معناي مديريت از ديدگاه اسلام چيست؟
مديريت اداره كردن است و مدير كسي است كه آنچه كه بايد به تكليف انجام دهد را اداره ميكند و اين در اسلام تدبير و درايت است. در كلام الله مجيد آمده است او (خداوند) كار را از آسمان تا زمين تدبير ميكند. يك مدير بايد از باري تعالي الهام بگيرد. الهام و تدبيري كه با صداقت، درستي، عدل، عدالت، مساوات، پاكدامني، پرهيزگاري و تقوا همراه است. البته در مديريت اسلامي علم، دانش و كياست الهي است كه زمينهساز موفقيت مدير خواهد شد و اين مدير است كه پست مديريتي را تكليف الهي ميبيند و شرع را دخيل در موفقيت ميداند و ارزشها را پاس ميدارد و با روحيه تسبيح و هدايت مدبرانه رهبري با نظم، سازماندهي و برنامهريزي و علم به كار فكر و عقلش را به جلو پيش ميبرد. معناي مديريت در اسلام در يك جمله با مديريت غربي متفاوت است. در اسلام مديريت وابسته به كلام وحي، تدبير و تدبر، رنگ الهي خواهد داشت.
در كل چه عواملي سبب استحكام صلاحيت خانوادههاي ايراني و مذهبي ما ميشود؟
به نظر من آنچه كه باعث استحكام صلاحيت خانوادههاي ما و ارتباط بين اعضاي اين خانوادهها ميشود همسو و همسطح بودن علم و فرهنگ با اخلاق نيك است. از ديگر عوامل وجود مهر و محبت ميان اعضاي خانه و عشقورزي به الگو، شخص بزرگتر و ولي خانه است. احترام متقابل، ايمان راسخ، الگوبرداري در زندگي و همچنين مراجعه و بهرهمندي از الگوي مورد تأييد خانواده و رعايت و پرهيز از آفت حسد، وجود اعتماد و پرهيز از سوء ظن، وفاداري خانواده به يكديگر، گذشت، صداقت و مديريت برنامهريزي صحيح در خانواده از جمله نكاتي است كه در استحكام خانواده ميسر و مفيد است.
مديريت و صلاحيت خانوادهاي پيرو ائمه اطهار چگونه بايد باشد؟ اين مديريت نيازمند چه مؤلفههايي است؟
مديريت در حقيقت شناخت ميخواهد و در اين مفهوم نياز به قدرت از جهات مختلف است مثلاً قدرت بيان و قوت جان تأمل و صبر در مصائب لذا بايد فرصت را شناخت و ضعف و تهديدها را نيز در نظر گرفت. صلاحيت يا مشروعيت در نگاه ما براي رهبري خانه و مديريت خانواده داراي اجرايي توانا و كوشا باشد. پدر يا مادر كه به عنوان مديران خانواده هستند بايد بتوانند اصول و مباني مديريتي را آموخته و رعايت كنند. اصول و مباني با ارزشهاي ناب الهي منطبق است. خوبها و خوبيها آن است كه خداپسند باشد يعني با فطرت آدمي و با عقل انسان در ذيل كلام حق باشد. مثلاً انصاف، عدل يا احسان يك ارزش است. به كلام حق إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. لذا در يك كلام بايد به مديران و پدر و مادر خانواده گفت: علم يكتا گوهر است و كاهلي كام نهنگ، تا بري اين گوهر از كام نهنگ آماده باش.
دانش خيلي مهم است. ز دانش زنده ماني جاوداني، زناداني نيابي زندگاني. بنابراين بايد آموزش را ابتدا بر خود و همچنين براي فرزندانمان قرار داده تا بتوانيم موفق باشيم.
شيوه مديريت خانواده چطور؟
بايد مطابق با اصول مديريتي خانواده باشد همين طور مديريت در خانه به صورت مديريت رهبرانه است و در اين نگاه رأفت و مهرباني محبت و عشق به همراه جديت در كياست و عمل توأم با اخلاق حاكم است و اخلاق و سرشت باطني است كه با تعليم آموزههاي الهي ارتقا يافته و سعادت و خوشبختي را در زندگي فراهم كنند. امام صادق (ع) ميفرمايند: لاينبَغي لِمَن لَم يكن عالِما أَن يعَدَّ سَعيدا: كسي كه بهرهاي از دانش ندارد معنا ندارد كه ديگران او را سعادتمند بدانند.
شيوههاي مديريت ائمه اطهار چگونه بود؟
نوع مديريتي ائمه معصومين و پيامبران الهي رهبرانه بود مثلاً در قرآن حضرت سليمان نبي (ع) جوياي حال هدهد شد و پرسيد چرا هدهد حضور ندارد؟ به نظر شما اين سؤال تشويق و تنبيه را به همراه داشته است؟ ائمه هدايتگري و رهبري در مديريت را به ما ميآموزند. در قرآن كريم ميخوانيم رسولي از خودتان به سوي شما آمد كه رنجهاي شما بر او سخت است و بر هدايتتان حريص و نسبت به مؤمنين رئوف و مهربان است. قرآن كريم مديريت عدل را به ما نشان داده است.
ما كان لبشر ان يوتيه اللّه الكتاب و الحكم و النبوه ثم يقول للناس كونوا عبادا لى من دون اللّه و لكن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب و بما كنتم تدرسون و لا يامركم ان تتخذوا الملئكه و النبيين اربابا ايامركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون، هيچ انساني كه خداوند به او حكمت، كتاب، نبوت و حكومت داده است، حق ندارد به مردم بگويد بنده من باش. مساوات، عدالت، حق يك رأي داشتن و نپذيرفتن سلطه و هزاران نكته باريكتر از مو را در اجراي مديريت به ما درس دادهاند. نهجالبلاغه اساس مديريت اسلامي است و انصاف، عدل، سعه صدر، شايستگي، مهرباني، اقتدار و گذشت را به ما ميآموزد.
هنر مرد در مديريت و حفظ صلاحيت كانون خانواده چگونه بايد باشد؟
مرد و زن مدير براي موفقيت خويش نياز به خودسازي و خودشناسي دارند. البته با توكل و توسل به مراقبه و محاسبه و مبارزه با هواي نفس خويش و هرآنچه كه كمال و سعادت است.
به كلام مولي متقيان علي (ع): هيچ دشمني براي انسان ستمگرتر از نفس او نيست. گويند شخصي به اباذر غفاري نامهاي نوشت و درخواست نصيحت كرد. اباذر فرمودند كسي را كه از همه بيشتر دوست ميداري آزارش مده؟ شخص درخواست كننده از اين كلام اباذر متعجب شد تا اينكه سه نامه رد و بدل شد آنگاه در توضيح نامه آمده بود كه ما خودمان را از همه بيشتر دوست داريم نبايد با گناه آسيبي به خود بزنيم يعني اينكه نبايد در بند شهوت بود. موظف هستيم بايدها و نبايدهاي زيادي را رعايت كنيم. نبايد گناه كرد، نبايد مغرور بود، بايد از خشم و غضب دوري كرد، بايد نهان و آشكار دل و زبان را يكي كرد و براي پوشش عيوب خويش دست به كار شد. تا جايي كه ديگران چنين مدير و رهبري را الگو قرار دهند. بايد آماده باشيم در هر حال مدير خانواده براي خدمت، حفظ صلابت، سلامت و صلاحيت را در انجام به عمل، رفتار و كردار خويش فراهم آورد. فرهنگ ما نيز همين است.
به قول ملكالشعراي بهار، حاصل فرهنگ جز مهر و محبت هيچ نيست تا از اين فرهنگ يابي فر و هنگ آماده شو.
زندگي جنگست جانا بهر جنگ آماده شو، نيست هنگام تأمل بيدرنگ آماده شو.
مدير خانواده بايد چه قدرتهايي داشته باشد؟
عمل به آنچه كه ميدانيم خير و صلاح ما است بسيار مهم است. مدير خانه بايد حرف و عملش يكي باشد. مدير خانواده بايد داراي قدرت به مفهوم، عقل و عمل، كياست و بردباري، دانش روز و ارتباط كلامي قوي را دارا باشد. بايد بتواند با عمل به دانش خلق نيكو را آموزش دهد و مهرباني را بياموزد چون نجات در حسن خلق است. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: به خوشبختان دانش الهام ميشود و بدبختان از آن محرومند. بدبخت كسي است كه عمل به علم ندارد.
از اصول و ويژگيهاي مديريتي كارآمد و مناسب چارچوب خانواده برايمان بگوييد.
شاخصههاي مديريت كارآمد در خانواده حسن خلق، تواضع و فروتني، تدبير و كياست، رعايت حقوق به مفهوم واقعي شناخت و داشتن علم كافي در ارتباط با اعضاي خانواده، احترام و ارزش گذاشتن به ارزشهاي واقعي و الهي و قوت ايمان و قدرت بيان در فعل و عمل به مباني ارزشهاي ابلاغي خدايي هستند. در حقيقت پاس داشتن به مقام آدميت از ويژگيهاي مدير موفق در خانه است.
نحوه برنامهريزي، مشورت يا تقسيم كار در كانون خانوادهها چگونه بايد باشد؟
مدير خانه بايد بداند آنچه را كه نياز است در زندگي مراعات و ادا كند. ايمان، اخلاق و شناخت، انواع بلوغ ذهني، فكري يا عقلي و ديگر موارد از فرهنگي و اجتماعي گرفته تا اقتصادي و سياسي و درك زمان بايد اقدام در تعليم و تربيت كند. در دين ما پدر و مادر با نامگذاري صحيح و زيباي فرزند و با هدايت و همراهي همديگر و همدلي راه شكوفايي استعداد فرزندان را فراهم خواهند كرد. مرحله تقسيم كار راحتترين مسير به مقصد و مقصود رسيدن است و اين مسير ميسر خواهد شد به شرطي كه برنامه درستي براي زندگيمان داشته باشيم. نياز به توضيح نيست كه اين برنامه درست را وجهالله بر ما نمايان كرده است. اين ما هستيم كه بايد بتوانيم راه درست و صحيح را انتخاب كرده و موفق شويم.
توجه به كرامت انسان، صحبت و مهرورزي چه نقشي در رابطه با بحث ما دارد؟
كمال انساني در كرامت ميسر خواهد شد. محبت از درجات بالاي عشق است و زندگي بر پايه عشق شكوفا ميشود. مهرورزي هم از دوست داشتن در ارتباط خانواده كليد سعادت خواهد بود. مولا علي (ع) فرمودند: مهرباني و اظهار دوستي محبت ميآورد و خانواده زماني ميتواند از زندگي لذت زيستن را بهرهمند شود تا ارتباط مهر و محبت و عشق پاكي توأم با ايمان باشد و با كرامت و صداقت همراه شود. مهرباني، محبت و مهرورزي كليد واژههاي طلايي صلاحيت و صلابت شكوفايي خانواده است.
در اصول كافي جلد 5 از امام محمد باقر (ع) حديث داريم كه ميفرمايند: بدان كه انس گرفتن با مردم از خداوند است و دشمني با مردم از شيطان. انشاء الله اوامر الهي را در زندگي ساري و جاري سازيم تا سربلند و سرافراز باشيم.