
بر اساس ماده 8 معاهـــده منع گسترش سلاحهاي هستهاي (NPT ) قرار است هر پنج سال، يك كنفرانس مرور اجراي اين معاهده تشكيل شود. پس از تمديد دائمي معاهده مذكور در سال 1995، كنفرانس مرور تاكنون به ترتيب در سالهاي 2000، 2005 و 2010 برگزار شده و كنفرانس آتي نيز در سال 2015 برگزار خواهد شد. در فاصله اين دورههاي پنج ساله، كميته مقدماتي با حضور همه دولتهاي عضو تشكيل ميشود تا مقدمات برگزاري اين كنفرانسها را فراهم نمايد. در خصوص كنفرانس سال آينده، تاكنون سه اجلاس مقدماتي در سالهاي 2012 (وين) و 2013 (ژنو) برگزار شده و نشست امسال كه از 8 تا 19 ارديبهشت در نيويورك برگزار ميشود، سومين و آخرين آن خواهد بود.
در اين كميتهها، دولتهاي عضو در قالب گروهبنديهاي سياسي و منطقهاي، مواضع خود را در رابطه با محورها و ستونهاي محتوايي و شكلي معاهده ابراز ميدارند و ضمن تبيين عملكرد جامعه بينالمللي، در ترسيم چشمانداز آن به ارائه ديدگاه و پيشنهاد مبادرت مينمايند. در نشست سال گذشته بود كه ايران توانست ضمن پافشاري بر حقوق هستهاي كشور و ماهيت صلحآميز آن، از حمايت اين كشورها براي تحقق ايده خلع سلاح هستهاي استفاده نمايد. در حال حاضر نيز رياست ايران بر اين جنبش در كنار تحولات مربوط به مذاكرات هستهاي با گروه 1+5، مسائل كانوني هستند كه ميتوانند بلكه بايستهاند در دستور كار، تصميم و اقدام ديپلماسي چندجانبه كشور در اين اجلاس قرار گيرند. بدين ترتيب، اين اجلاس اهميت راهبردي داشته و جايگاه آن از محفلي كه قرار است در حاشيه آن مذاكرات فني و نگارش متن گام نهايي توافق ژنو صورت گيرد، به مراتب بيشتر خواهد شد.
در كنار مسائل متعددي كه به عنوان فرصتهاي ملي ديپلماسي كشور در اين مجال قابل طرح هستند، محورهاي زير در راستاي تحقق منافع ملي و راهبردهاي كلان كشور، اساسي به نظر ميرسند:
1- صدور بيانيه جنبش عدمتعهد به گونهاي كه ضمن تأكيد مجدد بر ماهيت صرفاً صلحآميز برنامه هستهاي كشورمان، حقوق مسلم ايران به ويژه بر غنيسازي، تأييد حسن نيت و عمل ايران در اجراي توافقهاي صورت گرفته هم با گروه 1+5 و هم با آژانس، پايبندي غرب به تعهدات و الزامات موافقتنامه ژنو را عامل تعيين كننده حفظ، بهبود و ارتقاي همكاريها و تعاملات در صحنه مذاكرات هستهاي بشمارد.
2- تنظيم متن تحليلي و مقاله كاري و بيانيه ملي در رابطه با ايدههاي جهانشمول ايران از جمله خلع سلاح هستهاي، حمايت از تأسيسات هستهاي، منع تروريسم هستهاي و سركوب حملههاي تروريستي به فعاليتهاي هستهاي صلحآميز، تضمين امنيتي، كنوانسيون منع تهديد و كاربرد سلاح هستهاي، منع توليد نسل جديد سلاحهاي هستهاي و منع استقرار فراسرزميني سلاحهاي مذكور، جهانشمولي NPT ، ارتقاي كاستيهاي NPT در پايش تعهدات قدرتهاي هستهاي و همچنين به كارگيري ظرفيت بندهاي 1 و 2 ماده 4 معاهده مذكور.
3- تنظيم مقاله كاري و بيانيه مشترك با كشورهاي همفكر (Like- minded) در خصوص لزوم حفظ اعتبار كاري و مأموريتي آژانس در امور صرفاً هستهاي، داوطلبانه بودن پروتكل الحاقي، حق دولتهاي عضو براي خروج از معاهده در موارد تهديد منافع عالي امنيتي، تعهد قدرتها به رعايت بيطرفي آژانس و منع بازيگران غيرعضو NPT از اتهامزني به دولتهاي عضو، منع افشاي اطلاعات محرمانه در داخل آژانس، لزوم حفاظت از دانشمندان هستهاي و تدوين سند احقاق حقوق دانشمندان هستهاي قرباني ترور، الزامات تضمين استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي و همچنين ايجاد خاورميانه عاري از سلاح هستهاي؛ گفتني است برخي از قدرتهاي هستهاي نظير چين، در نشست سال گذشته اين كميته در بسياري از محورهاي فوق مواضع نزديك به كشورمان را اتخاذ نمود و حتي رويكرد انتقادي كشورمان به راهبردهاي هستهاي و نظامي امريكا را با تلويح و اشاره مورد تشريح و بازتوليد قرار داد. خوب است در نشست جاري نيز از ظرفيت ديپلماتيك اين كشور براي توليد گفتمان ضدسلاحهاي هستهاي استفاده كرد. عملكرد غرب در زمينه هستهاي، مملو از نقض تعهدات حقوق هستهاي و ارتكاب تخلفات بينالمللي است؛ تخلفاتي كه در زمره تهديد صلح و امنيت بينالمللي به شمار ميروند. استقرار سلاحهاي هستهاي در مناطق مختلف جهان كه در حكم تبديل كردن كره زمين به زرادخانهاي در معرض تهديد انفجار است، استمرار آزمايشهاي هستهاي مخفيانه براي توليد سلاحهاي هستهاي جديد و تلاش براي هستهاي كردن بازيگراني كه هيچ يك از مباني، مقدمات و تعهدات نظام عدمگسترش سلاحهاي هستهاي را نپذيرفتهاند (بر خلاف نص صريح تعهدات ماده 1 NPT )، تنها نمودهايي معدود و اندك از كارنامه سياه غرب در اين عرصه به شمار ميروند.
از اين رو، اتخاذ موضع مطالبهگر در ديپلماسي ملي، مبنايي منطقي و واقعگرايانه داشته و به كنش كشورمان در اين اجلاس و نشستهاي مشابه معنا و مفهومي ديگر خواهد بخشيد. گفتني است راه يافت فعال در ديپلماسي چندجانبه هستهاي، نقطه قوت براي مديريت مذاكرات مربوط به توافق ژنو و الزامات متقابل ناشي از آن خواهد بود. زيرا هدايت نظام عدم گسترش از نظمي ايستا و حافظ وضع نگرانكننده و صلح مسلح موجود (صلح متكي به حق حفظ و گسترش زرادخانههاي معدود كشورها) به سمت نظمي پويا، رسالت دولتهاي حقيقتمدار و مسئول در برابر سرنوشت همگاني و بشري است.
از اين رو، نبايد NPT را به مبنايي براي اعطاي حق نابودسازي جهان و بشريت تبديل نمود بلكه اين نظام بايد به سمت صلح و جهاني عاري از سلاح هستهاي عبور نمايد. اين موضوع، همان چيزي است كه در ماده 6 NPT به عنوان «تعهد به نتيجه» مقرر شده و قدرتهاي هستهاي زير آن را امضا كردهاند. ديوان بينالمللي دادگستري نيز در سال 1996 ماهيت حقوقي اين تعهد قدرتهاي هستهاي را جدي و ملزم به حصول نتيجه معين (انعقاد معاهده خلع سلاح عمومي و كامل هستهاي تحت نظارت دقيق بينالمللي) شمرده است.
«ارعاب و مشغولسازي» ذهني و رواني جامعه بينالمللي از طريق بزرگنمايي مسئله «احتمال فراهم شدن زمينههاي هستهاي شدن» در يك يا چند كشور آن هم كشورهايي كه نه تنها چند دهه تعهدات بينالمللي را اجرا كردهاند بلكه در حد اتهامهايي كه طي بيش از يك دهه هيچ گاه آژانس بينالمللي انرژي اتمي كوچكترين قرينهاي داير بر صحت آن را احراز نكرده است، راهبردي است كه غرب با تكيه بر آن، افكار عمومي و ارادههاي سياسي و حتي دستوركار نهادهاي جهاني را از مطالبه «خلع سلاح هستهاي» منحرف نموده است.
اكنون زمان آن فرارسيده است كه نگرانيهاي واقعي بشريت در قبال سلاحهاي هستهاي موجود در جهان برجسته و به تصوير كشيده شود. اين محورها ميتواند خطوطي از يك نقشه عملياتي و نتيجه گرا براي ديپلماسي چندجانبه در نيويورك باشد.