آن بزرگوار دوران كودكي خود را تحت تربيت خانوادهاي مذهبي گذراند و سپس با وجود سياست ضد مذهبي رضاخان و موضعگيري وي در قبال روحانيت راهي قم شد. استاد مطهري در اين شهر از اساتيد برجستهاي از جمله حضرت امام بهره گرفت و به لحاظ علمي بسيار پيشرفت كرد. موقعيت شهر قم از نظر مسائل سياسي باعث شد استاد كاملاً در جريان مسائل سياسي روز قرار گيرد و با مهمترين گروههاي سياسي آن دوره از جمله فدائيان اسلام ارتباط برقرار كند. مهاجرت به تهران نقطه عطف ديگري در زندگي استاد بود و سبب شد ايشان علاوه بر حضور در دانشگاه و ارتباط با قشر دانشگاهي رابطه نزديكي با كانونهاي مختلف علمي و مذهبي برقرار كند. در اين دوره استاد مطهري با آيتالله طالقاني و مهندس بازرگان نيز آشنا شد و در سخنرانيهاي خود بارها و بارها با بياني ديني از سياستهاي رژيم انتقاد كرد و در نهايت هم از سوي ساواك به وي تذكر داده شد كه در صورت عدم تغيير رويه تحت تعقيب قانوني قرار خواهد گرفت. سخنرانيهاي استاد، چه در محافل دانشگاهي به عنوان يك استاد دانشگاهي و چه در محافل مذهبي و مساجد به عنوان يك روحاني شبكه گستردهاي از روابط با اقشار مختلف را براي وي فراهم كرده بود. از طرفي ارتباط با شاگردان برجسته حضرت امام در قم، باعث شد استاد به صورت رابط بين تهران و قم عمل كند. استاد از طريق دوستان نزديك خود خبرهاي مهم سياسي را به قم ميرساند. با شروع ماه محرم و سخنراني مهيج استاد عليه رژيم ايشان به عنوان يكي از محركين اصلي قيام 15 خرداد 1342 به زندان افتاد. پس از آزادي از زندان با توجه به دستگيري امام و نيز دورهاي كه حضرت امام تحت نظر بودند، استاد مطهري راهگشاي بسياري از مشكلات مبارزه بود و جهتدهي مبارزه از سوي ايشان صورت ميگرفت، زيرا استاد با تمامي گروههاي مبارز سياسي از جمله روحانيت مبارز، نهضت آزادي و بازارياني كه بعدها هيئت مؤتلفه را تشكيل دادند در ارتباط بود. از جمله اقدامات مهم استاد در اين مقطع ارتباطي بود كه ايشان با مراجع داشتند. استاد به خاطر وجههاي كه در بين مراجع قم و مشهد داشت، توانست آنها را هماهنگ با يكديگر وارد مسير مبارزه و در مواقع لازم به اقدام مؤثر وادار كند. ميزان فعاليتهاي استاد در مبارزات خود در اين مقطع بهگونهاي بود كه به اذعان شخصيتهاي مطرح انقلابي ايشان دومين جايگاه را از لحاظ تأثير بعد از حضرت امام به خود اختصاص داده بود. استاد مطهري در سالهاي 1356-1343 در دو بعد سياسي و فرهنگي به مقابله با رژيم پهلوي پرداخت. در بعد مبارزات سياسي استاد در رأس مهمترين گروه مبارز آن دوران يعني هيئت مؤتلفه اسلامي قرار داشت و هدايت فرهنگي سياسي آن را عهدهدار بود؛ گروهي كه فعاليتهاي گستردهاي در مبارزه عليه رژيم داشتند و سرانجام هم منصور را ترور كردند. بعد از دستگيري اعضاي هيئت مؤتلفه استاد در كنار فعاليتهاي گسترده فرهنگي خود به مبارزات سياسي نيز ادامه داد. جلسات مداوم با روحانيون مبارز تهران، اظهار مطالب تحريكآميز و انتقادي عليه رژيم، مبارزه با صهيونيسم و جمعآوري كمك براي فلسطينيان كه چند باري هم موجب دستگيري استاد شد، از جمله اين موارد است. در نهايت هم از سخنراني و حضور بر منابر ممنوع شد. استاد در دوران تبعيد حضرت امام با ايشان ارتباط داشت و حتي سفري هم به نجف اشرف كرد و در آنجا به ملاقات رهبر انقلاب رفت اما در بعد مبارزات فرهنگي بيشترين تلاش استاد مربوط به سالهاي 1356-1343 است. استاد بهخصوص بعد از، از هم پاشيدن هيئت مؤتلفه براي تدوين ايدئولوژي اسلامي، مبارزه با انحرافات و بسترسازي فرهنگي براي براندازي رژيم پهلوي وارد عمل شد. سخنرانيهاي گسترده استاد در مجامع علمي و مذهبي، حضور در مجله زن روز، تأسيس حسينيه ارشاد، حضور در كانونهاي علمي، سخنراني در دانشگاهها، سخنراني در سمينارهاي معلمان ديني، ارتباط با تيم تأليف كتابهاي درسي ديني، همكاري با فيلمسازان متعهد و تأليف كتابهاي متعدد همگي به منظور مبارزه با رژيم بود. ساواك هم ضمن اطلاع از اهداف استاد بارها در اسناد خود متذكر شد نامبرده مطالب تحريكآميز خود را در لفافه مسائل مذهبي و تاريخ اسلام بيان ميكند. يكي ديگر از اقدامات استاد مبارزه با تفكر ناسيوناليستي منهاي ارزشها و معتقدات اسلامي بود كه از سوي رژيم ترويج ميشد. استاد با نوشتن كتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» اين سياست ضدفرهنگي رژيم را خنثي كرد. شناسايي، معرفي و مبارزه با جريانات انحرافي مهمترين اقدام استاد در دوران مبارزه بود. استاد در مقابله با جريان روشنفكري ديني كه تز اسلام منهاي روحانيت را مطرح كرده بود، به دفاع از روحانيت پرداخت و با روشن كردن مطالب آن تز را يك تز استعماري خواند. ايشان در مقابله با فعاليتهاي گسترده حزب توده با نوشتن كتابهاي فلسفي به رد ماترياليسم پرداخت و فعاليتهاي آنها را خنثي كرد. همچنين در جريان مقابله با سازمان مجاهدين خلق با تبيين مباني فكري و اعتقادي آنها كه ريشه در ماركسيسم داشت، خط نفاق را براي همگان برملا ساخت. ايشان با گروههاي مليگرا كه نماد جريان روشنفكري ليبرال بودند نيز سخت مخالف بود و مليگرايي را نوعي انحراف ميدانست. استاد در مورد جريان التقاطي راست نيز كه نهضت آزادي در آن طيف قرار داشت، با حضور در جلسات آنها به تبيين مسائل ميپرداخت تا كماطلاعي آنها از اسلام موجب انحراف آنها نشود. سال 1356 از مقاطعي است كه نهضت وارد مرحله براندازي رژيم شد. استاد مطهري در آغاز اين سال حامل پيامي از حضرت امام براي مبارزين بود كه در آن رهبري نهضت خواستار براندازي رژيم شده بود. استاد در اين سال تلاش كرد تا از وقايع گوناگون براي تسريع روند مبارزه بهرهبرداري كند، از جمله در جهتدهي به وقايعي مثل درگذشت دكتر شريعتي، درگذشت مشكوك فرزند امام، برگزاري مراسم ختم براي فرزند امام، هماهنگ كردن مراجع با حضرت امام و قيام 29 بهمن تبريز نقش اساسي داشت و از هر كدام براي ضربه زدن به رژيم استفاده كرد. از مهمترين اقدامات استاد در اين مقطع تلاش ايشان براي رسميت يافتن جامعه روحانيت مبارز بود كه از زمان قيام 15 خرداد 1342 هستههاي مركزي آن به وجود آمده بود. مهمترين اقدام اين جمعيت انسجامدهي به روحانيت و مبارزان طيف مذهبي بود. از اقدامات ديگر استاد در اين برهه ارتباط با گروههاي مسلح مبارز در داخل و خارج از كشور بود كه البته اين گروهها نيز از هدايت و جهتدهي استاد در مسائل سياسي، مبارزاتي و اعتقادي بهرهمند بودند. ايران اسلامي در سال 1357 شاهد وحدت بيسابقهاي بود. برگزاري اربعينهاي شهدا و برخوردهاي مكرر بين رژيم و مردم در وقايع مختلف ابعاد نهضت را گسترش ميداد و استاد مطهري در رأس جامعه روحانيت مبارز اين وقايع را به منظور سقوط رژيم هدايت و جهتدهي ميكرد. مهمترين اين وقايع برگزاري تظاهرات عظيم عاشوراي 1357 بود كه با مشورت و هدايت استاد صورت گرفت. در پي سفر حضرت امام به فرانسه استاد براي تبادل نظر در باره مسائل انقلاب راهي آنجا شد و از نزديك مسائل را با رهبري نهضت در ميان گذاشت. در همين سفر حضرت امام ايشان را مسئول تشكيل شوراي انقلاب كردند. استاد پس از بازگشت از سفر اعضاي شوراي انقلاب را انتخاب كرد و در رأس مهمترين نهاد انقلابي آن روز مسئوليت رهبري داخل كشور را به عهده گرفت. مذاكره با مقامات نظامي و ديدارهاي ديپلماتيك از جمله كارهاي استاد در شوراي انقلاب بود. در اين دوران در پي كمبود شديد مواد سوختي طرح تأمين نفت كشور از سوي ايشان مطرح شد و مورد پذيرش امام قرار گرفت. با اعلام خبر بازگشت امام كميته استقبال از امام به رياست استاد مطهري تشكيل شد. بدين ترتيب بهمنماه 1357 در حالي فرا رسيد كه استاد مطهري در رأس سه نهاد مهم انقلابي آن روز يعني جامعه روحانيت مبارز، شوراي انقلاب و كميته استقبال از امام مشغول به كار بود. به دنبال اعلام مخالفت رژيم با ورود امام به كشور تحصني از سوي علما و روحانيون مبارز در دانشگاه تهران برگزار شد كه استاد در برگزاري آن نقش اساسي داشت. پس از بازگشت امام استاد مطهري اداره بيت امام را عهدهدار بودند تا از سوءاستفاده برخي افراد و گروهها جلوگيري كنند.