با موبايل صحبت كردن هم حدي داره و...» ديروز هم با برادرم براي خريد لباس به بازار رفته بوديم و بعد از اينكه دو سه دست لباس مد روز گرفتيم و با خودمان آورديم خانه، پدرم با ديدن دو سه پلاستيك لباس كه در دستمان بود از ما خواست تا آنها را بپوشيم تا ببيند و بپسندد. ما هم كه از خداخواسته ميمرديم براي پز دادن و خيلي خوشحال و ذوقزده لباسهاي نو را تن كرديم و آمديم.
پدرهمان اول كار، به جاي اينكه خوشش بيايد و از سليقه ما تعريف كند شروع كرد به غرزدن و گير دادن كه «اينا ديگه چيه رفتيد خريديد و... من همسن و سال شماها بودم ازدواج كرده بودم و دو تا هم بچه داشتم.» منظور بابا من و برادرم بوديم. بابا همين جوري ادامه داد و پايش را از روي پدال گاز برنداشت و مدام ميگفت كه «چرا نسل جديد اين جوري شده و زمان ما اين سوسولبازيها و اين همه خرجها و هزينهها سنگين و رنگين نبود و اون زمان يه جوون وقتي به سن 20 سالگي ميرسيد براش زن ميگرفتن و ميتونست يه خونه رو مديريت و اداره كنه اما امروز خواستههاي نسل جوون و آرزوهاشون و توقعات شون سر به فلك گذاشته و به خاطر همين چيزهاست كه سن ازدواج هم بالا رفته و جوونا نميتونن به راحتي تصميم بگيرن» و فلان و بهمان و هزار و يك جور غر زدن.
بعد از اين اتفاقات به اين فكر افتادم كه واقعاً چرا بين نسل قديم و نسل جوان امروزي اين همه تفاوت وجود دارد؟ به عنوان مثال در طرز افكار، اخلاق، ايدهها، اعتقادات و سلايق چرا نسل جديد آبش با نسل قديم توي يك جوي نميرود؟ اصلاً علل و عوامل تفاوت نسلها چيست؟ مولفههاي تشخيص و راهكارهاي كاهش اين معضل چه مواردي است؟ آيا تفاوت بين دو نسل سبب تغيير و تحول در فرهنگ كشورمان ميشود؟ سنتهاي گذشتگانمان را حفظ ميكند يا نه؟ تلفن را برداشتم و با محمد مهدوي كارشناس مشاوره تماس گرفتم و با او در مورد تفاوت نسلها و علل و عوامل و آسيبهاي اين موضوع همكلام شدم. شنيدن جوابهاي اين سؤالات از زبان ايشان خالي از لطف نيست.
همه چيز درباره تفاوت نسلي
با گذر زمان و پيشرفت جوامع اختلاف عقيده، باورها و افكاري بين نسل جديد و نسل گذشته به وجود ميآيد كه عدمرسيدگي به اين امر تفاوت آسيبزايي بين نسلها به وجود ميآورد. براي كاهش آسيبهاي اين موضوع، بالا بردن سطح آگاهي خانوادهها كه جامعه را تشكيل ميدهند و آموزش و پرورش غيررسمي محسوب ميشود و تأثير معناداري بر جامعه دارد. والديني كه داراي فرزند جوان هستند بايد خصوصيات و ويژگيهاي سن بلوغ فرزندان خود را بدانند و نحوه برخورد با آنها را فراگيرند و در برخورد با آنها اجازه ندهند شخص سوم كه گذشته خودشان است حضور داشته باشد تا كانون گرم خانواده حفظ و از تفاوت نسلها جلوگيري شود. والدين بايد انعطافپذير و به روز باشند و رابطه گرم و صميمي با فرزندان خود را حفظ كنند تا تفاوت نسلي را كمرنگ جلوه كند. اعتماد كردن افراد باتجربه جامعه به نوجوانان و جوانان (نسل جديد) بسيار اهميت دارد و از آسيبها جلوگيري ميكند.
اگر با آگاهي كافي با موضوع تفاوت نسلها برخورد شود باعث زمينهسازي نوجوانان و در نهايت پيشرفت آنان شده ولي هرچه خشك و نامعقول با اين موضوع برخورد كنيم باعث به وجود آمدن آسيبهاي جبرانناپذير براي نسل جديد ميشود. اين موضوع در عين حال يك فرصت است چون نسل جديد به دنبال استقلال بوده و نياز به اعتماد دارد. ميتوان با كنترل متعادل و آموزشهاي لازم به جوانان هم باعث پيشرفت آنها شد و هم جامعه را از نظر سياسي، اجتماعي و فرهنگي تأمين كرد. واقعيت اين است كه دليل تفاوت نسلها پيشرفت جوامع و گذر زمان است. هرچه جوامع از سنتي به صنعتي پيش روند تفاوت بين نسل گذشته و جديد به وجود ميآيد كه بيشتر در خانوادهها نمايان است و بين والدين و فرزندان وجود دارد و بعد از آن در جامعه بروز ميكند.
خانوادههاي كوچك در خانههاي كوچك حبس شدهاند و اين نوع زندگي پيامد صنعتي شدن جوامع و در نتيجه دور افتادن از سنتهاي برجايمانده از نسلهاي پيشين است كه متأسفانه اين آداب و رسوم همچنان در حال كمرنگ شدن است.
آسيبهاي وارد بر جامعه در اثر تفاوت نسلها
همانطور كه گفته شد خانواده اهميت بسيار زيادي در تربيت افراد براي جامعه دارد. افراد در خانواده پرورش يافته و تربيت ميشوند و خانوادهها جوامع را به وجود ميآورند. تفاوت نسلي موضوع بسيار مهمي است كه اگر به آن منطقي رسيدگي نشود باعث بروز برخي آسيبهاي اجتماعي ميشود. هميشه بايد اين موضوع مهم را در نظر گرفت كه پيشگيري راحتتر و منطقيتر از درمان است و ما به عنوان اعضاي جامعه در حال توسعه قبل از وقوع چنين مشكلات و مسائلي بايد اين تفاوت بين نسلها را جدي گرفته و براي پيشگيري از مشكلات آن اقدام كنيم. زماني كه نوجوانان مشاهده ميكنند به آنها اهميت داده نميشود و ايده و نظرات آنها در جامعه جايي ندارد پس احساس نااميدي و سرخوردگي ميكنند.
نوجوانان و جوانان احساس عدمتعلقپذيري و درك نشدن از سوي اعضاي خانواده ميكنند و همين امر باعث بروز مشكلات زيادي ميشود. بدون شك يكي از نيازهاي فرزندان درك شدن از سوي اعضاي خانواده است و در غير اين صورت به خارج از خانه و خانواده پناه ميبرند كه اين معضل هم عواقب خوبي نخواهد داشت.
همانطور كه گفته شد جامعه از افراد تشكيل ميشود و اين اختلاف بين نسلي در نوع روابط اجتماعي و مسائل فرهنگي تأثيرگذار خواهد بود. از آن جايي كه انسان موجودي اجتماعي است و به روابط بين انسانهاي ديگر نياز دارد، بنابراين حالت و جدايي بين اعضاي جامعه ايجاد ميشود.
اين امر نيز مانع خلاقيت و نوآوري نسل جوان جامعه ميشود و نسل جديد كه نياز به راهنمايي و مشورت با افراد باتجربه و صاحبنظر دارد از اين موهبت محروم ميشود. به اين ترتيب بايد عزمي همگاني براي ترميم اختلاف و فاصلههاي نسلي در جامعه شكل بگيرد.