قريب به 9 ماهي از آغاز به كار دولت روحاني ميگذرد و دراين مدت رسانههاي پرتعداد حامي دولت به صورت سازمان يافته و منسجم سعي داشتهاند با درج تيترها و اخبار جهتدار، نشان دهند كه جرياني خاص به دنبال زمينگير كردن دولت يازدهم است. اين جريان رسانهاي كه از يك اتاق فكر واحد سود ميبرد درتلاش است تا مخالفتها و انتقادات سازنده دلسوزان و منتقدان دولت را بزرگنمايي نموده و آن را مساوي با غرضورزي و دشمني با دولت به افكار عمومي القا كند.
حمله شخصيتهاي همسو با دولت در كنار رسانههاي زنجيرهاي كه ميتوان از آن به عنوان حمله گازانبري عليه منتقدين ياد كرد طي روزهاي اخير وارد فاز جديدي شده است و با يك رصد ساده ميتوان دريافت كه جريان مورد اشاره به دنبال آن بوده تا طيف منتقدان دولت را مخالف منافع ملي و در مقامي بالاتر مخالف نظام و انقلاب معرفي كند.
رهبر اين جريان - كه تلاش دارد تمام منتقدان دلسوز سياستهاي دولت را «تندرو»، « مغرض »، «تازه كار در عرصه سياسي» و « ضد منافع ملي» توصيف كند- بعد از انزوايي چند ساله در عرصه سياسي به واسطه روي كارآمدن دولت يازدهم فرصت تنفسي دوباره پيدا كرده؛ از يكسو تلاش داشته خود را پدرخوانده دولت تدبير و اميد معرفي كند و از سوي ديگر، با احياي حزب متبوع خود بار ديگر به صورت رسمي در نبردهاي حزبي- جناحي شركت مستقيم داشته باشد.
هاشمي همچنان روي خط تخريب منتقدان
بر همين اساس روز گذشته هفتهنامه صدا – رسانه اختصاصي حزب كارگزاران- از قول هاشمي رفسنجاني تيتر ميزند: «گروهي ميخواهند دولت را زمينگير كنند» و در متن اين گزارش از زبان وي مينويسد: مهمترين دستاورد انتخابات رياست جمهوري، در داخل، اميدواري مردم و در خارج تغيير فضاي تهديد، جلوگيري از تشديد تحريمها و خاموش شدن شعلههاي جنگ رواني بود، چون همان كساني كه براي صدور و تصويب قطعنامهها عليه ايران در مجامع بينالمللي تلاش ميكردند، در اين شرايط براي مذاكره با ايران با هم مسابقه گذاشتند. هاشمي رفسنجاني، در ادامه با حمله شديد نسبت به منتقدان دولت اظهار ميكند: هياهوي تندروها در مسائل كلان مانند مذاكرات هستهاي و جلوگيري از تشديد تحريمها براي «منافع ملي» خطرناك است؛ اقليت مغرض چشم بسته به ميدان نقد آمد و در تاريكي رويگرداني مردم از خود، كاه را كوه ميسازد تا به وظيفه خويش در مانعتراشي براي دولت عمل نمايد.
سخنان بحثبرانگيز هاشمي در حالي اينگونه رسانهاي ميشود كه اظهارات عجيب و جنجالي رئيسجمهور در اجلاس روساي دانشگاهها در دانشگاه بهشتي و «بيسواد» خواندن منتقدان توافقنامه ژنو منجر به رويگرداني مردم و نخبگان جامعه از دولت تدبير و اميد شد.
چه كسي به فكر منافع نظام نيست؟
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در حالي به همراه طيف گسترده اعتدال- اصلاحات سعي دارد نقادي دلسوزان را تلاش براي زمينگير كردن دولت يازدهم نشان دهد كه سؤالات بيشماري در اذهان عمومي نسبت به رويكرد كنوني جريان همسو وگسترده بهوجود ميآيد؛
- آيا بايد اقدامات زمينهسازان غائله سال88 را خلاف منافع عمومي بدانيم يا نقد امروز برخي از منتقدين ژنو و سياستهاي اقتصادي دولت را؟
- مصداق حركت برخلاف مصالح نظام و انقلاب، «نامه بدون سلام والسلام هاشمي به رهبري» است يا انتقاد نسبت به «برخي از بندهاي توافقنامه ژنو3» و « توزيع نامناسب سبد كالا» و لزوم حفظ كرامت مردم و احقاق حقوق ملي؟
- نامه به پادشاه عربستان توسط آقاي هاشمي، با مضمون اينكه دولت نهم كمتر از شش ماه سقوط ميكند، حركت بر خلاف جريان انقلاب و نظام بود يا نقدهاي مشفقانه و دلسوزانه نسبت به حركتهاي خطرناك فرهنگي و سياست خارجي دولت يازدهم؟
- كدام يك از بندهاي حمايتي هاشمي رفسنجاني از فتنهگران و اراذل و اوباش درنماز جمعه تيرماه 88 ذيل منافع و مصالح عمومي قابل تفسير است؛ دميدن بر آتش فتنه، اردوكشي اعضاي خانواده وي در همان اوان چطور؟
- سندسازي حقوق بشري توسط رسانهها و شخصيتهاي تجديدنظرطلب طي شش ماه اخير نافي منافع انقلاب و مردم است يا دفاع از سياستهاي كلي نظام در جهت برخورد با مجرمان قانون؟
هرچند كه سؤالات بيشماري ميتوان از آقاي هاشمي و همفكرانش در اين ارتباط پرسيد-سؤالاتي كه پاسخ آنها غالبا مبرهن و مشخص هم هست- اما بايد تأكيد كرد كه افرادي ميتوانند از منافع ملي و مصالح عمومي در شرايط كنوني سخن به ميان بياورند كه كارنامه آنها –دست كم در چند سال اخير- نشاني از دلسوزي براي مردم و نظام داشته باشد نه آنكه تمام اقدامات و مواضع سياسي آنها با «آشوبآفريني» و «بحرانسازي» جهت طراحيهاي نظام سلطه گره خورده باشد.
توهم توطئه
در درجه اول اظهارات هدفمند و كاناليزه شده هاشمي و تمام وابستگان به اعتدال- اصلاحات را بايد در چند محور خلاصه كرد:
1- تطهير چهره دولتمردان و مظلومنمايي اقدامات آنان و به عبارتي فرافكني از ضعفهاي پردامنه دولتيها تا اين جريان بتواند در انتخابات پيش رو حائز رأي حداكثري باشد و همچنان بر اريكه قدرت باقي بماند.
2- به اعتقاد اين جريان نسبت دادن اتهاماتي نظير «تندروهايي كه خلاف منافع ملت حركت كرده و درصدد زمينگير كردن دولت هستند» تخريب و تضعيف پايگاه اجتماعي طيف رقيب با هدف خارج نمودن زودهنگام آنها از آوردگاههاي انتخاباتي به حساب آمده و ميتواند اين جبهه را به موفقيتهاي انتخاباتي سالهاي 94 و 96 نزديكتر كند.
3- اما موضوعي كه نبايد در اين ميان مورد غفلت قرار بگيرد اين است كه جريان مورد اشاره سعي داشته با نامگذاري طيف رقيب به عنوان « تندروهاي مخالف مصلحت عمومي» سابقههاي پرتعداد از تندوريها، هنجارشكنيها و رفتارهاي همسو با نظام سلطه، خود را در اذهان عمومي مخدوش كرده و به طيف مقابل نسبت دهد كه همين رها شدن از بند بسياري از انتقادات است.
اما سخنان اخير هاشمي رفسنجاني شباهت عجيبي به سخنان محمد خاتمي در سالهاي انتهايي حاكميت دومخرداديها دارد؛ آنجايي كه وي سعي داشت تمام ضعفهاي پنهان و پيداي دولت اصلاحات را گردن منتقدان انداخته و با مؤلفه «توهم توطئه» به صورت دائم در هر تريبوني تأكيد ميكرد كه عدهاي هستند كه اجازه نميدهند ما (دولتمردان دوم خرداد) به شعارها و اهداف مورد نظر مردم برسيم.
ويژگي مشترك « توهم توطئه» در حالي بين هاشمي و خاتمي نمود بارزتري به خود گرفته كه هراس آن ميرود همين رويكرد به برخي دولتمردان هم تسري پيدا كرده و در ماههاي آتي شاهد آن باشيم كه تمام نقصان، كمكاريها و فرصتسوزيها را به گذشتگان يا جناج منتقد و دلسوز نسبت دهيم.
در پايان بايد گفت كه اميدواريم اين پيشبيني برخلاف موارد ديگر به وقوع نپيوسته و دولتمردان به دور از آنكه براي استمرار و توسعه قدرت متمركز شوند با عقلانيت، تدبير و روحيه انقلابيگري در جهت منافع ملي و مصالح نظام و انقلاب حركت كرده و دست كم به بخشي از شعارهاي سر داده در فرآيند تبليغات انتخاباتي جامه عمل بپوشانند.