کد خبر: 643094
تاریخ انتشار: ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۴
اولاد آدم
ابوي مي‌گويد: ماشين سوار شده‌ام 500 تومان گران‌تر گرفته است. انگار زمان جنگ شده! آنوقت مي‌گويند شيبش ملايم بود. كدام شيب؟ كدام ملايم؟ شيبش نسبت به كدام جيب؟ آنها كه سوار تاكسي نمي‌شوند كه بدانند شيبش چقدر است.
يك ليوان آب به ابوي مي‌دهم تا آرام بگيرد. مي‌گويم: اين چه حرفي است پدر من! حالا كه پياده شده‌ايد، آهسته برويد تا با هم برويم! مشاور اقتصادي رئيس‌جمهور گفته شيب افزايش قيمت 75 درصدي بنزين نسبت به افزايشي كه در دولت احمدي‌نژاد اتفاق افتاد و قيمت بنزين از 100 تومان به 400 تومان افزايش پيدا كرد كند است.
ابوي باز داغ مي‌كند و مي‌گويد: كدام مشاور؟ كدام اقتصاددان؟ مگر چاقوكشند كه هي تيز و كند مي‌كنند؟ افزايش 25 درصدي‌ كرايه تاكسي، 15 درصدي اتوبوس و 10 درصدي مترو ديگر يعني چه؟ تازه منت هم مي‌گذارند و مي‌گويند اين افزايش بدون احتساب گراني حامل‌هاي انرژي است. خب راست مي‌گويند شايد آقايان هواپيماي شخصي دارند، دردشان نمي‌آيد. حالا كه به لطف بانك‌ها قسطي هم مي‌توانند بخرند!
مي‌گويم: نيلي! مسعود نيلي! اين حرف را زده بود. من بي‌تقصيرم.
ابوي مي‌گويد: نيلي كه فقط بر مبناي الگوي آزادسازي اقتصادي نئوكلاسيك (liberalization)‌ها آب مي‌خورد، آن‌هم به شيوه انگليس‌ها. . . حالا چه شده است كه به عوض نگاه به مهد ليبراليسم و مقايسه خوب و خوب‌تر، به مقايسه بد و بدتر بين اين دوره و آن دوره در داخل پرداخته است! يعني دولت اينقدر از مواضع بلند‌پروازانه‌اش در سال گذشته عدول كرده كه هي بايد خود را با گذشته مقايسه كند؟ خب خودتان را با يك كشور خارجي مقايسه كنيد! حالا شيبتان را با احمدي‌نژاد مقايسه مي‌كنيد؟
مي‌گويم:‌اي ابوي ظالم! مگر گفته‌هاي محمد شريعتمداري معاون اجرايي رئيس‌جمهور را نشنيده‌ايد كه گفته است، دولت، دولت مظلومي است.
ابوي: اينها كه اول دولت تدبير بودند. بعد شدند دولت راستگويان. حالا دولت مظلوم.  اينها چرا عين پياز داغ روي شعله شده‌اند؟ به خود مي‌پيچند و بو راه مي‌اندازند و سياه مي‌شوند. بابا شعله اگر خاموش نمي‌شود، يكي شير گاز را ببندد. برنزه مد بود نه سياه سوخته! همين كارها را مي‌كنيد كه تنها مانده‌ايد و مي‌گوييد تنها نيستيد.
مي‌گويم: اينقدر هم بدبين نباشيد. نوبخت دارد اين كار را مي‌كند. آدم با درايتي است. با مد روز پيش مي‌رود، لباس‌هايش را نمي‌بيني؟ ذاتاً فشن است. گاهي هم شبيه هلو مي‌ماند...
ابوي: تا سه نشود بازي نشود. نوبخت ديگر براي سرگرمي من و تو چه حكايتي را سر هم كرده؟ معرفي‌اش كنيم به ضرغامي تا يك شبكه اقتصادي راه بيندازد و تلويزيون هم به يك نان و نوايي برسد! نوبخت چه‌اش از رابرت مرداك كمتر است. رسانه‌هاي مكتوب و مجازي كه در خدمت دارد، اين‌هم رويش!
مي‌گويم: نوبخت گفته دولت معتقد است نبايد براي تأمين منابع هدفمندي از محل افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي، فشار زيادي بر اقتصاد جامعه تحميل كرد.
ابوي مي‌گويد: يكي اينها را از خواب بيدار كند! من بين تاكسي و شخصي، تاكسي را انتخاب كردم كه 500 تومان گران‌تر افتاد. اگر شخصي سوار مي‌شدم كه به جاي تورم 40 درصدي بايد با تورم60 درصدي كرايه مي‌دادم. بين بد و بدتر گير كرده بودم!
مي‌گويم:خب پدر من پول نداري سوار نشو!
ابوي مي‌گويد: راست مي‌گويي. حتماً فردا هم يكي ديگر از دولتمردان مي‌گويد اگر نان نمي‌توانيد بخوريد، شيريني بخوريد! من خودم از خوردن نان انصراف داده‌ام.
مي‌گويم: نكند باز جشن است ؟ نكند عروسي سر گرفته است كه بايد شيريني بخوريم؟
 ابوي بي‌حوصله از اتاق بيرون مي‌رود و مي‌گويد: فعلاً كه عروس مي‌رود گل بچيند!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار