خودمراقبتي در راستاي سلامت است و افراد براي حفظ و ارتقاي آن بايد تلاش كنند. بهرهگيري از دانش مهارت، قابليتهاي ارتقاي سلامت در مشاوره، توانمندسازي و آموزش سلامت به مردم لازم و ضروري است. مردم هم حاضر هستند براي توانمند كردن خود هزينه كنند و در اين مسير، توسعه و بهرهگيري از نيروي بيپايان مردمي براي بهبود، اصلاح و تغيير سبك زندگي و ارتقاي سلامت جامعه در پيشگيري و توانمندي مقابله با رفتارهاي پرخطر و در يك كلام آموزش همگاني عنصري كليدي در ارتقاي همهجانبه سلامت قلمداد ميشود. به عنوان مثال، تغذيه نامناسب، كمتحركي و چاقي، كمبود فعاليتهاي بدني، مصرف دخانيات، عدممهارت مقابله با استرس، رفتار جنسي ناايمن و خشونت و عدمپايبندي به اصول اخلاقي، رفتارهاي پرخطر ناميده ميشوند.
بنابراين به رفتارهاي پرخطر ميتوان از دو منظر چارهجويي مشكلات و روش پيشگيرانه نگاه كرد. ميتوانيم منتظر بمانيم تا به يكي از اين مشكلات مبتلا شده و سپس چارهجويي كنيم، يعني انفعالي برخورد كنيم يا اينكه از روش پيشگيرانه و خلاقانه استفاده و قبل از ابتلا، پيشگيري اختصاصي كنيم و خودمراقبتي از سلامت را ملاك عمل قرار دهيم.
در روش اول عكسالعملي و انفعالي عمل كردن نه تنها هزينههاي مادي و معنوي زيادي را به خود اختصاص ميدهد بلكه چه بسا اثربخش هم نباشد، بنابراين قبل از ابتلا بايد چارهانديشي و افراد را توانمند و مجهز به ابزارهاي مقابله با رفتارهاي پرخطر كرد. سازمان جهاني بهداشت از سال 1364تحولي بنيادي و ژرف در مفهوم سلامتي ايجاد كرده است و با اولين كنفرانس ارتقاي سلامت، نگاه قبلي «مشكل مبنايي، درمانگرا و تكيه بر نداشتهها» را به رويكرد «مثبتگرايي، سيستم مبنايي و تكيه بر ترويج سبك زندگي سالم» تغيير داده است.
در رويكرد جديد، سلامت فقط بخشي از زندگي افراد نيست، بلكه تماميفعاليتها، خدمات و تصميمات در جامعه مستقيم و غيرمستقيم بر سلامت فرد و جامعه تأثير بسزايي دارد. اين رويكرد سرمايهگذاري در سلامت را در پي داشته و با حداقل هزينه در خودمراقبتي صرفاً بر ارتقاي فرايند پيشگيرانه تأكيد ميكند. در واقع بر اساس همان اصطلاح «پيشگيري بهتر از درمان است» اين مفهوم را به كليه مسائل و فرايندهاي جامعه وسعت داده تا نه تنها از بروز معضلات و هزينههاي مستقيم كلان بلكه از هزينههاي غيرمستقيم كه خود مشكلات به مراتب پيچيدهتر و جبرانناپذيرتري از هزينههاي مستقيم پديد ميآورد، جلوگيري شود. اين نگرش سازمان جهاني بهداشت منجر به رويكردي اساسي و مؤثر براي ارتقاي سلامت و توسعه پايدار شده است تا جايي كه هشتمين كنگره ارتقاي سلامت در خرداد 92 «سلامت در همه سياستها» را به عنوان رويكردي ميانبر مطرح كرد.
با نگاهي گذرا به وضعيت بار اقتصادي مستقيم و غيرمستقيم برخي از بيماريهاي غيرواگير در ايران، همچون بيماريهاي قلبي- عروقي كه از شايعترين علل مرگومير و ناتواني در كشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه هستند نقش ارتقاي سلامت روشن ميشود. در ايران نيز بيماريهاي قلبي- عروقي به خصوص بيماريهاي عروق كرونر، به عنوان اولين و شايعترين علت مرگومير در تمام سنين و در هر دو جنس معرفي شده است. از هر سه مورد مرگي كه رخ ميدهد، علت يك مورد از آنها بيماري قلبي- عروقي است. در ايران روزانه ۵۱۸۰ حمله قلبي در سطح كشور اتفاق ميافتد و حدود ۱۵ميليون نفر مبتلا به بيماريهاي قلبي- عروقي هستند به طوري كه تختهاي CCU بيمارستانها اغلب توسط اين بيماران اشغال ميشود. (طبق مطالعات انجام شده در سال 88) متوسط سن بيماريهاي قلبي طي سالهاي گذشته به۴۲ سال رسيده است.
خودمراقبتي و شيوه زندگي سالم كه تركيبي از عوامل مختلف از جمله انديشهها، رفتارهاي صحيح سلامت و برخورداري از امكانات مورد نياز به منظور پيشگيري است را بايد بر ساير عوامل مقدم دانست. رويكرد جديد سلامت در همه سياستها، قطعاً در كارآيي و اثربخشي و در تأمين سلامت همهجانبه در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي مؤثر است. بنابراين تصميم هر تصميمگيرندهاي مستقيم و غيرمستقيم بر سلامت تأثير داشته و يك تصميم درست ميتواند هزاران نفر را از مشكلات نجات دهد و بر عكس يك تصميم نادرست هزاران نفر را به نابودي خواهد كشاند.
نقش سازمانها و مؤسسات در ايجاد زمينه خودمراقبتي
ارائه الگوي جامع «سبك زندگي سالم در جامعه سالم» جز با مشاركت، همكاري و مداخلههاي ديگر سازمانها و نهادهاي اجتماعي كه حدود 80درصد سلامت به عهده آنهاست ميسر نميشود.
رسيدن به سلامتي و خودمراقبتي و پيشگيري مستلزم ارتقاي سبك زندگي صحيح است و اهميت سبك زندگي بيشتر از آن جهت است كه سبب ارتقاي كيفيت زندگي در ابعاد جسمي، روحي، رواني و اجتماعي ميشود بنابراين تخصيص و بهرهوري مطلوب از منابع موجود همراه با جلب مشاركت مؤثر افراد، خانوادهها در خودمراقبتي، سازمانهاي محلي، ملي و بينالمللي در كليه سطوح و با رعايت هدايت و دسترسي و برخورداري از نعمت سلامت همه را به عنوان يك اصل مهم در تأمين، حفظ و ارتقاي سلامت انسان مورد توجه قرار ميدهد. اين ارتقاي سلامت همهجانبه سود عظيم نهفته در توسعه جامعه به شمار ميرود كه اميد است كليه مؤسسات و سازمانهاي جامعه با محور قرار دادن سلامت در همه سياستها و ارزيابي تصميمات خود گامي اساسي در ارتقاي سلامت و رفاه جامعه و ايجاد زمينههاي خودمراقبتي افراد بردارند. شعار خودمراقبتي نبايد با پايان هفته سلامت پايان پذيرد بلكه براي نهادينه كردن سبك زندگي سالم بايد شرايط محيطي فراهم و آموزشهاي لازم به مردم داده شود.
فرهنگسازي، آموزش عمومي، توانمندسازي و هماهنگ كردن كليه ارگانهايي كه به نحوي روي سلامت مردم نقش اساسي دارند بايد به گونهاي انجام شود كه مردم بتوانند شيوه زندگي سالم را انتخاب كنند. براي ايجاد سبك زندگي سالم و خودمراقبتي بايد از يك نقطه شروع كنيم كه راهكار آن لحاظ كردن ارتقاي سلامت در برنامههاي استراتژيك تمامي وزارتخانهها و سازمانها و همچنين كليه تصميمگيريهاي كلان كشور است كه موجب ميشود روح سلامتمحوري در تمام فعاليتهاي جامعه دميده شود و زمينه خودمراقبتي فراهم گردد. اين سياستگذاري بر مبناي اين اعتقاد خواهد بود كه: «هر تصميمگيرندهاي به طور مستقيم يا غيرمستقيم بر سلامت جامعه تأثير ميگذارد.»