
وقتی به تاریخ ایران نگاهی میاندازیم میبینیم که تشکیل گروههای مردمی خودجوش فرهنگی سابقه طولانی داشته است. گروههایی که در ابتدا با شیوههای ساده به ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی میپرداختند و هرچه زمان پیش رفت از ابزارهای روز بهرهمند شدند و به ترویج این فرهنگ با ابزارهای پیچیدهتری پرداختند. با وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 57 موج جدیدی از تشکیل این گروهها در کشور آغاز شد.
مردمی که بعد از سالها استبداد برای اولینبار در کشور طعم مردم سالاری دینی را میچشیدند با انگیزههای شخصی به دور یکدیگر جمع شدند و بدون وجود حرکتهای سلبی حکومتهای قبلی دربرابر رشد گروههای خودجوش مذهبی به فعالیت پرداختند. در این بین جوانان نقش موثری در تشکیل گروههای فرهنگی را داشتند.
گروه انیمیشنسازی «هفت سنگ» یکی از نمونههای موفق این گروههای خودجوش مردمی است. گروهی که با تولید آثار فرهنگی علاوه بر ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی به کسب درآمد میپردازد تا بدون نیاز به بودجههای دولتی فعالیت کند. اولین سنگ بنای «هفت سنگ» زمانی گذاشته شد که دو جوان تصمیم گرفتند که بصورت مستقل به احیای فرهنگ بپردازند.
محمدامین همدانی و حامد جعفری دو جوانی هستند که شرکای شرکت «هفت سنگ» هستند. گروهی که کار خود را با ساخت یک تیزر تلویزیونی شروع کرد و اکنون بعد از انجام یک پروژه بینالمللی در حال ساخت فیلمی سینمایی در مورد مادر امام عصر(عج) است. فیلمی که با همکاری چهار گروه انیمیشنسازی جوان در حال تولید است و قرار است بسیاری از رکوردهای انیمشینسازی ایران را بشکند.
با حامد جعفری، رئیس هیئت مدیره موسسه فرهنگی هنری «هفت سنگ» به گفتگو نشستیم تا علل موفقیت این گروه در ایران و برند شدن آن در زمینه انیمیشنسازی را جویا شویم. این مصاحبه در دو قسمت منتشر میشود که قسمت اول آن به معرفی گروه «هفت سنگ» میپردازد. متن قسمت اول مصاحبه را میتوانید در ادامه بخوانید.
تصمیم گرفتیم به کسی وابسته نباشیم
حامد جعفری: من در دانشگاه امام صادق(ع) درس میخواندم. این دانشگاه دفتری به نام «اعزام مبلغ» داشت. این مرکز خدماتی فرهنگی برای انجام خدمات فرهنگی مردمی بود. در اساسنامه دانشگاه امام صادق(ع) تاکید شده است که دانشگاه باید خدمات فرهنگی برای مردم داشته باشد. من در آن دفتر معاون بودم و کارهایی در مورد راهیان نور و اردو جهادی انجام میدادیم. یکی از استادید ما در دانشگاه به ما پیشنهاد داد که کار فرهنگی را جدی تر انجام دهیم و وابسته به کسی نباشیم. در آن زمان برای انجام یک کار فرهنگی به سازمانهای مختلف مراجعه میکردیم و از آنها درخواست پول میکردیم تا از اینجا و آنجا یک میلیون تومان پول بگیریم تا کارهای فرهنگی انجام دهیم.
به این نتیجه رسیدیم که با یک دست نمیتوان چند هندوانه برداشت
در سال 87 شرکت «هفت سنگ» را راه اندازی کردیم. این اسم دو وجهی بود و هم به هفت سنگ رمی جمرات اشاره داشت و هم به بازی هفت سنگ اشاره میکرد. ما در ابتدا در چند کار وارد شدیم. راه اندازی سایت اینترنتی و کارهای صرف درآمدزا از جمله این کارها بود. اما کم کم به این نتیجه رسیدیم که با یک دست نمیتوان چند هندوانه را برداشت و باید روی یک کار متمرکز شویم. این بود که از اواخر دی ماه 87 کار را شروع کردیم. یک جای مستقل را در خیابان سعادت آباد، نزدیک دانشگاه اجاره کردیم و کار را آغاز کردیم. هرچند مکانی که انتخاب کردیم بخاطر مسکونی بودن دارای مشکلاتی بود اما برای آغاز کار خوب بود. یک مدت آنجا ماندیم تا تقریبا بحثهای انتخابات پیش آمد. یک شکافی داشت در موسسه ایجاد میشد. با اساتیدمان که مشورت کردیم به ما گفتند که نگذارید این شکاف در مجموعه رخ دهد اما ناچارا چند نفر از مجموعه رفتند.
رهبر انقلاب دوبار اثر اولمان را دید
اولین کاری که تولید کردیم «نماز باران» نام داشت و درباره حضرت ام البنین(س) ساخته شد. این فیلم کوتاه جشنوارهای توانست چندین جایزه را کسب کند. با این اثر توانستیم در جشنواره تصویر عاشورا رتبه یک حوزه رسانه را بدست بیاوریم و در جشنواره رسانههای عاشورا رتبه دوم را کسب کنیم. در جشنواره فیلم کوتاه هم بودیم و کلا پنج جایزه برای اولین کار گرفتیم. داماد مقام معظم رهبری در دانشگاه استاد ما بود. ما این فیلم را به او رساندیم تا برای آقا نمایش دهد. سری اول چون دیتا رایت کرده بودیم آقا نتوانسته بود فیلم را ببیند. دفعه بعد که فیلم را فرستادیم آقا دوبار اثرمان را دیده بود. این برای ما قوت قلبی بود که اثرمان مورد توجه قرار گرفت.
با سود تولید اولین پروژه، فیلمی در مورد حضرت زهرا(س) ساختیمبعد از آن پیشنهاد کار برای یک سریال را داشتیم. یک نفر که تولید کننده نبود و تنها پول گرفته بود این پیشنهاد را به ما داد. ما قسمت هشتم سریال «روز افتخار» را برای او تولید کردیم. این فیلم را البته هیچ وقت به عنوان نمونه کارهایمان ارائه نمیدهیم چون پروژه برای صبا بود و آنها کار ضعفی از ما میخواستند. کار بعدی ما که به عنوان یک پروژه جدی به آن وارد شدیم، تیزری برای شرکت پست بود که آموزشهایی در مورد خدمات پستی میداد. این پروژه هم شش دست گشته و به دست ما رسیده بود. هرکس در این بین پولی از آن برداشته بود. این کار برای ما حدود 1 میلیون تومان سود داشت که با آن فیلمی در مورد شهادت حضرت زهرا (س) ساختیم که دفتر آیت الله وحید خراسانی آن را برای استفاده در پروژهای دیگر از ما گرفت.
سپس مجموعهای به نام «عفاف و حجاب» برای معاونت هنری وزارت ارشاد تولید کردیم که در هشت داستان غیر مستقیم به تبلیغ حجاب میپرداخت. یک داستان آن که جایزه برد، داستان گلی پشت پنجره بود. وقتی پنجره باز میشد عابرها به این گل دست میزدند و باعث پر پر شدندش میشدند و در انتها مینوشتیم «دستان سرد عابران لطافت گلبرگهای تو را نمیفهمند». این مجموعه در جشنواره عفاف و حجاب جایزه اول و دوم را برد.
«9 و 20 دقیقه در بوشهر» جدیترین پروژه ما بودبعد از آن سریالی به نام «دره زنجفیل» را با همکاری صبا ساختیم. این سریال درون مایه هستهای داشت. کاراکترهای فیلم حیوان بودند ولی موضوع به صورت غیر مستقیم در مورد استقلال، مقاومت و انرژی هستهای بود. حاکمی در ان سرزمین بود که با سوخت زنجفیلی آرد تولید میکرد. این سریال 245 دقیقهای اولین اثر بلند ما بود. کار سنگینی بود اما به موضوع آن علاقه داشتیم. ساخت این فیلم تا اواخر سال 89 طول کشید. اوایل سال 90 چندین پیشنهاد کاری به ما شد که یکی از آنها هم برای صبا بود. یکی از پیشنهاداتی که به ما شد، فیلمنامه سینمایی «افول صاعقه» بود. ما این فیلمنامه را خواندیم ولی دیدیم که داستانش قوام ندارد. ما داستان آن را تغییر دادیم و به «9 و 20 دقیقه در بوشهر» تبدیل کردیم. شخصیت اول «افول صاعقه» به نام مالک را حفظ کردیم و با محوریت عملکرد رسانهها و هماهنگی آنها از جمله بی بی سی با تروریستها فیلمی در مورد انرژی هستهای ساختیم. جدی ترین کار ما تا آن زمان این محصول بود.
بعد از آن یک مجموعه به نام «نوروز آن سالها» را برای سازمان اوج ساختیم. «درنگ» نیز مجموعه انیمیشنی دو دقیقهای است که در مورد شخصیتهایی مانند شهید چمران، امام موسی صدر، شهید علمالهدی و ... توضیحاتی میدهد و مطالب آموزنده اخلاقی را در قالب موشن گرافیک نشان میدهد. از این اثر هم استقبال زیادی شد. بعد از آن پروژه «میلاد موعود» را برای موسسه کشاف المهدی(عج) لبنان که بخش پیشاهنگی حزبالله است، انجام دادیم. این فیلم 40 دقیقهای درباره مادر حضرت مهدی (عج) است.
موسسات مذهبی به راحتی کنار هم جمع نمیشوندبعد از پایان تولید «میلاد موعود» میخواستیم این فیلم را یک بار دیگر رندر کنیم که پیشنهاد دادیم این داستان را به یک فیلم سینمایی تبدیل کنیم. از این پیشنهاد استقبال شد. معاون فرهنگی موسسه لبنانی به تهران آمد و یک قصه برای این پروژه تعیین شد. من از مدتها پیش به دنبال این بودم که با موسسات دیگر همکاری کنیم. موسسات غیر مذهبی به راحتی در کنار هم جمع میشوند اما آدمهای مذهبی تا کنار هم جمع میشوند دعوا میشود. من قبلا به چند موسسه گفته بودم که بیایید اتحادیه بزنیم یا کار مشترک انجام دهیم اما موقعیتش پیش نیامده بود.
خارجیها 2 ساله فیلم سینمایی میسازند؛ ما 7 ماههبه سراغ موسسه «سلوک افلاکیان» رفتم. یک کاری دستشان بود که به دلیل کمبود بودجه نمیتوانستند تمامش کنند. به آنها گفتم این پروژه به ما سپرده شده است، بیایید با هم انجام دهیم. ما میخواستیم این انیمیشن را 7 ماهه بسازیم. کاری که در جهان نشدنی است. یک کار سینمایی در دنیا بعد از دو سال با هزینه 500 میلیون تا 1 میلیارد دلار ساخته میشود. ما میخواستیم در این مدت با بهترین کیفیت و کمترین هزینه یک کار سینمایی تولید کنیم.
قرار شد از کارکترها و لوکیشنهای «میلاد موعود» استفاده کنیم. داستان که عوض شد به این فکر افتادیم که بهتر است کاراکتر و لوکیشنها را بهتر کنیم. در آخر تصمیم بر این شد که کارکترها یکبار دیگر طراحی و ساخته شوند. ما یک ماه بخاطر تغییر فیلمنامه و یک ماه و نیم برای تغییر کاراکتر و لوکیشنها از زمان بندی عقب افتادیم. قرار بود ما از اول بهمنماه انیمیت را شروع کنیم اما هفته آخر اسفند انیمیت شروع شد. البته دوستان لبنانی خیلی همراهی کردند. آنها که کار قبلی ما را دیده بودند به ما اعتماد کردند. هم اکنون نیز درگیر آن پروژه هستیم. فشار زیادی روی گروه است. همه اعضای گروه از هشت صبح تا هشت شب کار میکنند. تقریبا هیچ وقت تلف کردنی هم نداریم. علاوه بر اینکه در این کار میخواهیم رکورد قبلی خودمان را در تولید انیمیشن سینمایی «9 و 20 دقیقه در بوشهر» که یکسال زمان برد را بشکنیم، میخواهیم کیفیتی بالاتر از انیمیشن را ارائه دهیم.
25 انیماتور «شاهزاده روم» را میسازندفیلم سینمایی قبلی ما از لحاظ کیفی خیلی ایراد داشت. هرچند «9 و 20 دقیقه در بوشهر» در جشنواره فجر رفت و در مسابقه شرکت کرد اما عجلهای بودن تولید آن باعث اغماض در برخی بخشها شد. اما چون این کار جدید در مورد امام عصر(عج) است سعی میکنیم خدشهای به اثر وارد نشود. مشکلات مالی در این پروژه وجود دارد ولی بنظر میرسد ما بتوانیم هم از لحاظ زمان، هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ تعداد انیماتور رکورد تازهای را ثبت کنیم. هم اکنون چهار موسسه در حال انیمیت کردن پروژه «شاهزاده روم» هستند. خانه انیمیشن، خانه انیمیشن کرمان، سلوک افلاکیان و هفت سنگ در این پروژه همکاری میکنند. در این کار 25 انیماتور همزمان کار میکنند. به دلیل اینکه در چندین مکان مختلف انیماتورها فعالیت میکنند برای هر تیم یک مسوول تعیین کردهایم و آنها نیز تحت نظر یک سر تیم هستند. مدیر تولید پروژه هم که خودش انیماتور است کار را پیگیری میکند.
به این دلیل که پروژه متعلق به امام عصر(عج) است امیدواریم فیلم خوبی از کار دربیاید. چند وقت پیش میخواستیم حقوق آخر سال بچهها را به حسابشان بریزیم اما مشکل مالی داشتیم. یکی از دوستان میگفت اگر پول نرسد چگونه میخواهید کار را ادامه دهید؟ به او گفتم صاحب پروژه من نیستم بلکه امام عصر(عج) است و خودش کارها را درست میکند. جالب است که یکی از بچهها به ما زنگ زد و گفت من مقداری پول دارم که لازم ندارم، کسی را میشناسی که پول بخواهد. ما هم از او قرض گرفتیم و پروژه به این شکل ادامه پیدا کرد.
یک شکست باعث ورود ما به انیمیشنسازی شدوقتی کار را در «هفت سنگ» شروع کردیم من فارغ التحصیل رشته معارف اسلامی و اقتصاد و آقای همدانی فارغ التحصیل معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بود. محسنی مسئول بسیج کوی دانشگاه که رشته ارتباطات دانشگاه تهران میخواند و اجودی که در موسسه شهید آوینی کار میکرد و رشته مکانیک خوانده بود از شرکای ما بودند. شرکا اصلی موسسه من و همدانی بودیم. ما در همان آغاز کار تقسیم وظیفه کردیم. همدانی 8 سال سابقه کار در آوین رسانه را داشت. او پیش استاد جوان رودی انیمیشن یاد گرفته بود و بعد از سالها میخواست وارد فضای کار حرفهای شود. ما برای اولین کار میخواستیم یک تیزر تبلیغاتی علیه محصولات اسرائیلی مانند نستله و پپسی بسازیم. این تیزر تمام نشد و دلیل آن اشتباه یکی از فیلمبردارهای ما بود. بعد از آن وارد ساخت انیمیشن شدیم.
ما سعی کردیم برند شویم؛ بچه حزباللهی به تعهداتش وفادار استما در سالهای فعالیتمان سعی کردیم یک موضوع را برای شرکت تبدیل به برند کنیم. این که ما بچه حزب اللهی هستیم و به تعهدات خود وفاداریم. همه آدمهایی که در حوزه انیمیشن فعال هستند ما را به این برند میشناسند و دوست دارند با ما کار کنند. شرکت ما همیشه حقوق نیروهایش را سر ماه داده است. ممکن است بیچاره شده باشیم ولی پول را دادیم. در حوزه انیمیشن اینگونه است که هرکس کار میکند چند ماه بعد دستمزدش را میگیرد. یکبار بخاطر یک اشتباه نام یکی از انیماتورهایی که تازه به ما پیوسته بود در لیست حقوق نیامده بود. وقتی حقوق ها پرداخت شد من متوجه شدم که به او حقوق ندادهایم. صدایش کردم و گفتم چرا نگفتی که برایت پولی واریز نشده است. گفت همه جا همینطور است که چندماه بعد از کار حقوق پرداخت میکنند. افراد فعال در حوزه انیمیشن زیاد مذهبی نیستند ولی این ویژگی ما سبب شده که افراد زیادی تمایل همکاری با ما را داشته باشند.
امروز شرایط استخدام را ما تعیین میکنیماین برند ما باعث شده است که حتی افرادی که خودشان شرکت داشتهاند به ما مراجعه کردهاند و برای کار در «هفت سنگ» فرم پر کردهاند. حالا ما هستیم که نیروها را انتخاب میکنیم. ما افرادی که نماز نمیخوانند را استخدام نمیکنیم. این موضوع باعث شده است که کار برکت داشته باشد. یا به عنوان یک نمونه دیگر ما در محیط کار خود هیچ زنی را استخدام نمیکنیم. هرچند این کار هزینه تولید ما را بالا برده است اما باعث شده است که مجموعه دارای یک آرامش درونی باشد. وقتی محیط مردانه است همه با هم راحت هستند. ما اگر زمانی پول کافی داشته باشیم یک دفتر جداگانه تاسیس میکنیم و میگوییم خانمها در آنجا کار کنند.