کد خبر: 642206
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۳:۳۶
زنان؛كليدداران صندوق طلايي الگوي مصرف
در كمدش را كه باز مي‌كنيم دو ساعت طول مي‌كشد كه ببيني چند دست، چند رنگ و چند مدل لباس براي خودش جمع كرده است. هر فصل همه اين لبا‌س‌ها را در يك ساك مي‌ريزد و كشان كشان، عرق ريزان مي‌برد و يك گوشه انباري مي‌اندازد و با شروع فصل بعدي باز روز از نو مي‌شود و روزي از نو...
زينب شكوهي طرقي

مادرش مي‌گفت براي خانه تكاني پيش از عيد فقط دو ساعت طول كشيده كه جاكفشي و كفش‌هايش را مرتب كند! مادربزرگش ناراحت به ساك‌هاي پر شده از لباس نگاه مي‌كرد و مي‌گفت:« آخه مادرجون، خداروخوش نمياد يكي از بي‌لباسي داره يه جاي ديگه سخت زندگي ميكنه اونوقت تو هر چند ماه يكبار ساك روي ساك ميذاري و لباس‌هاي نو و دست نخورده رو راهي انباري ميكني. دلم ميسوزه از صبح تا شب ميري سركار، ‌كلي استرس و سركوفت از رئيس و كارمند روبه جون ميخري تا شندرغاز حقوق گيرت بياد اونوقت اينجوري راحت حيف و ميلش ميكني، فكر فردا باش مادر...» فكر فردا يعني چه؟ فردا از نظر مادرها و مادربزرگ‌ها يعني اينكه يك دختر براي زندگي مشتركش به اندازه كافي پس‌انداز داشته باشد و به قول معروف دلش قرص باشد به پولي كه دارد.

فردا يعني اينكه حتي اگر ازدواج كردي و همسر شدي طوري دخل و خرج خانه را با هم ميزان كني كه نه كسي از گرسنگي بميرد نه اسراف خانه ‌را بردارد. در كنار همه اينها فكر پس انداز، خانه خريدن، ماشين خريدن، ‌تعطيلات رفتن و... هم باشي.

فردا يعني اينكه حتي اگر مادر شدي روي قران به قران درآمد شوهرت و حقوق خودت طوري حساب و كتاب كني كه هم خودتان استفاده كنيد، هم بچه‌ها لذت ببرند و هم اسراف نشود در عين حال به فكر آينده بچه‌هايت، به فكر خانه، ماشين و پولي براي آغاز زندگي مشتركشان باشي.

اگر رشته آينده سنجي خانم‌ها را بگيري و همينطور پيش بروي كار به جايي مي‌رسد كه مي‌تواني با دليل و منطق اثبات كني. اگر آينده‌سنجي خانم‌ها گل كند مي‌توانند با مديريت چيزهايي فراتر و مهم‌تر از پول، مثل سوخت و انرژي، حتي همه بچه‌ها، خانواده، فاميل، ملت و آينده كشور را هم به بهترين شكل برنامه‌ريزي كند.

وقتي صحبت از منافع ملي و حفظ آنها وسط مي‌آيد ديگر اسمش عافيت سنجي نيست چون معناي بزرگتري را دربر مي‌گيرد پس بهتر است بگويي «اصلاح الگوي مصرف» و مثل هميشه اين زنان هستند كه نقش پررنگ‌تر و ماندگارتري نسبت به مردان مي‌توانند داشته باشند چون زنان مديران جامعه‌هاي كوچك يعني خانواده‌ها هستند.

ضرورت فراگير شدن فرهنگ اصلاح الگوي مصرف و آشنايي با نقش مؤثر زنان در اين زمينه نياز به دانش و آگاهي دارد كه پايه آن براساس انجام تحقيقات اقتصادي و شناخت جنس زن است.

مريم ظهيرالاسلام، كارشناس اقتصادي و مدرس حوزه و دانشگاه از آن دست زناني است كه پس از سخنراني مقام معظم رهبري در خصوص نقش زنان در اصلاح الگوي مصرف تحقيقات بسياري در اين زمينه انجام داده است و راهنماي خوبي براي معرفي نقش زنان در اصلاح الگوي مصرف است.

ماجرا از كجا شروع شد؟

مريم ظهيرالاسلام مي‌گويد: وقتي در اسلام خانواده به عنوان عنصر اصلي جامعه مسلمانان و تأثيرگذارترين نهاد بر تربيت نسل بعد نام برده مي‌شود؛ وقتي مي‌گوييم مهم‌ترين نقش اجرايي و تربيتي در نهاد خانواده بر عهده مادران است چون هم فرزندان زمان بيشتري را كنار او سپري مي‌كنند، هم نقش مديريتي در اقتصاد خانواده دارد. بايد بپذيريم كه اگر برنامه‌اي جامع در هر زمينه‌اي به ويژه اقتصاد داريم بايد براي به نتيجه رسيدن اين تصميم‌مان سراغ خانواده‌ها و يكراست پيش مادران برويم.

از زمان تشديد يافتن تحريم‌ها برنامه‌هاي اقتصادي مهم و بزرگي از سوي دولت مطرح شد كه در جامعه نيز به اجرا درآمد اما متأسفانه نتيجه‌اي كه حاصل شد آن چيزي نبود كه انتظارش مي‌رفت. سؤال مهم اين است كه به نتيجه نرسيدن برنامه‌ها ريشه در چه نقصي دارد؟ آيا طرح كلي برنامه داراي ايراد است؟ نكند مجريان طرح و وزارتخانه‌ها كوتاهي مي‌كنند؟ و...

با نتيجه حاصل نشدن از اجراي برنامه نمي‌شد حتي لحظه‌اي از آن غافل شد چون اختصاص بهينه منابع براي توليد كالاها، رفع فقر و محروميت در جامعه و ارائه خدمات به منظور تأمين نيازهاي ضروري به درست اجرا شدن برنامه‌هاي الگوي مصرف در جامعه بستگي داشت.

همه سؤالات ناكام ماندن اجراي برنامه مشغله ذهني بسياري از كارشناسان بود تا اينكه عنصر ناديده گرفته شده اين همه برنامه كلان يعني «خانواده» در سخنان رهبري عنوان شد. پي بردن به اهميت نقش خانواده در برنامه‌هاي مقابله با تحريم‌ها، نقش پررنگ مادران و زنان به عنوان ترويج دهندگان اصلاح الگوي مصرف براي اولين بار به طور جدي تنها در سخنان رهبرمعظم انقلاب مطرح شد. از آن زمان به بعد همه كارشناسان تمام تلاش‌شان را به كار گرفتند تا به تأثير ورود تصميم‌گيري‌هاي زنان در زمينه اصلاح الگوي مصرف از همه جوانب پي ببرند.

زنان علاوه بر خريد نوع و ميزان مواد و كالاهاي مصرفي مي‌توانند در درست استفاده كردن و نگهداري طولاني مدت كالاها و به ترويج فرهنگ اصلاح الگوي مصرف كمك كنند اين دقيقاً نكته‌اي بود كه بر خلاف كوتاه بودنش كاربردها و ابعاد اجرايي بسيار وسيعي‌ در خانواده و در حوزه زنان مي‌توانست به خودش اختصاص دهد.

اگر ما با آموزش و تأكيد بتوانيم به مادر يك خانواده بياموزيم كه چطور مي‌تواند در نحوه خريد، صرفه‌جويي و نگهداري‌، در حفظ منابع ملي كشورش نقش مهمي ايفا كند مي‌توانيم اميدوار باشيم كه به شكل غيرمستقيم اما هدفمند در آموزش اين مفاهيم به نسل بعد هم اقدام كرده‌ايم. براي اجراي اين برنامه مهم كافي است در بين زنان چگونگي اصلاح رفتارهاي خريد و مصرف را اطلاع‌رساني كنيم، سطح آگاهي زنان را افزايش دهيم، اولويت خريد و مصرف نوع كالاها را برايشان عنوان كنيم (تقدم مصرف كالاهاي داخلي بر محصولات خارجي)، پرهيز از اسراف‌ و تجمل‌گرايي به ويژه در زمان ميهماني‌ها، ممنوعيت مصرف كالاهاي يكبار مصرف و كم كردن خريد كالاهاي كم دوام و كوتاه عمر، كاهش ميزان توليد زباله به ويژه زباله‌هاي سمي، استفاده بهينه از كالاهاي دور ريختني و ورود آنها به چرخه بازيافت، انتقال مفاهيم آموزشي از مادران به فرزندان، مصرف صحيح عناصر حياتي مثل آب، برق، سوخت‌هاي فسيلي و نان در خانواده، خريد به موقع و يكجا، سهولت در ازدواج و افزايش ارتباطات اجتماعي و استفاده از رسانه‌ها را با آموزش و تأكيد در بين زنان خانه‌دار ماندگار و عملي كنيم. اگر هر زن خانه‌دار بداند كه مخارج مصرفي او علاوه بر اينكه از سبد اقتصادي خانواده خرج مي‌شود، منبع درآمد ملي است كه از كف مي‌رود و اگر بداند كه آن بخش از منابع ملي كه خرج نشوند پس انداز و سرمايه‌گذاري مي‌شود كه در نتيجه باعث بالارفتن رشد اقتصادي و سرمايه‌گذاري‌هاي كلان خواهد شد قطعاً در نوع خريد كردن و مخارج خانواده‌اش تجديد نظر اساسي مي‌كند.

قدم به قدم با برنامه الگوي مصرف

بايد اعتراف كرد تا زماني كه زنان ما از جديدترين اطلاعات و دانش در رابطه با موضوعات مختلف زندگي و مشكلات آگاهي نداشته باشند نمي‌توانند سنت‌هاي غلط را كنار بگذارند و وارد عرصه درست مصرف كردن شوند. اولين و مهم‌ترين قدم براي آگاه‌سازي زنان كه نقش همسري، ‌مادري و مديريتي در خانواده دارند افزايش اطلاعات و بالا بردن سطح تحصيلات آنهاست.

رسانه‌هاي عمومي، آموزش‌هاي اجتماعي و دروس دانشگاهي در كنار دقت، درايت و خلاقيت مي‌تواند نگرش زنان را نسبت به موضوعات مختلف تغيير و مهارت كافي براي هدايت خانواده در مسائل اجتماعي را در ميان آنها افزايش دهد. زنان تنها در صورت آموزش و اطلاع رساني است كه درك مي‌كنند خريد بيشتر به معناي حركت كردن به سمت مصرف بيشتر است و در اثناي اين نوع رفتار حجم بسيار زيادي از سطح پس انداز كل كشور كم مي‌شود و در ازاي آن نه تنها كالاي ضروري خريداري نمي‌شود بلكه زمينه‌هاي مناسب براي سرمايه‌گذاري به دليل نبود پس انداز ملي از دست مي‌رود.

زنان ما بايد بدانند با متوقف شدن روند سرمايه‌گذاري، توليد در كشور به شدت كاسته مي‌شود و فقر اقتصادي جامعه را در بر مي‌گيرد. از آنجا كه زيربناي ايستادگي هر كشور اقتصاد آن است از اين به بعد بايد انتظار داشت كه چنين كشوري دچار ضعف فرهنگي، بحران‌هاي اجتماعي و نظاير آن شود كه همه اينها ممكن است در نهايت استقلال يك كشور را تهديد كند.

فراموش كردم بگويم كه كاهش توليد علاوه بر فقر اجتماعي، افزايش واردات، وابستگي به بيگانگان و خروج ارز ملي از كشور را نيز به دنبال خواهد داشت.

زنان، مديران سيستم‌هاي اقتصادي كشور

بعد از آموزش و اطلاع رساني قدم بعدي مربوط به مديريت اقتصادي خانواده است. وقتي زنان بتوانند در خريد و نحوه مصرف نقش مثبتي ايفا كنند مي‌توان انتظار داشت با پيروي از قانون تأثيرات جز به كل، مديريت اقتصادي از درون خانواده به سطح جامعه هدايت شود و سطح مديريت بهره‌وري ملي نيز افزايش يابد.

آنچه نبايد از اهميت آن غافل شويم نقش زنان در مديريت تغذيه، افزايش پس انداز و تعديل‌كننده رفاه خانواده است. نكته مهم اينكه وقتي زنان در مسئله‌اي احساس مسئوليت مي‌كنند با تمام قدرت براي حل آن مشكل وارد ميدان مي‌شوند و برايشان فرقي نمي‌كند كه اين مشكل محدود به خانواده است يا در كشور وجود دارد. شايد به همين دليل است كه من بر اهميت حضور و نقش زن‌ها بر حل مشكلات تأكيد مي‌كنم.

زنان در مركز مصرف بي‌رويه پوشاك، انرژي، بهداشت و موادغذايي هر كشور قرار دارند و به دليل اينكه عمدتاً مسئول خريد نيازهاي خانه هستند حتي مي‌توانند در نوع توليدات وارد شده به كشور، تعداد و مدل كالاها نيز دخالت مستقيم داشته باشند. تنها لازم است در اين زمينه آموزش ببينند.

در قرن جديد ذخيره كردن منابع انرژي، استفاده بهينه از آنها و به كارگيري منابع جديد از اهداف دولت‌هاي بزرگ و اقتصادي جهان است. هر كشور در پيشبرد اين هدف جدي‌تر قدم بردارد زودتر به توسعه سطح بالا دست پيدا مي‌كند. اما چطور چنين هدفي ممكن است؟

بهترين و سريع‌ترين راه‌حل، به كار گرفتن نيروهايي است: 1 ـ در گروه‌هايي حضور دارند كه بيشترين مصرف انرژي به آنها اختصاص دارد. 2 ـ قدرت مديريت و اجرايي دارند. كافي است با دقت فكر كنيد متوجه مي‌شويد كه تنها زنان هستند كه در خانه‌ها يعني در مركز بيشترين مصرف انرژي حضور دارند و از نقش هدايت كننده هم برخوردار هستند.

زنان ما بايد بياموزند كه حداكثر ممكن از وسايل برقي براي انجام كارهايشان استفاده نكنند. هنگام خريد كالاهاي برقي اولويت خريد را به كالاهاي توليد داخل، كم مصرف، با بازدهي و طول عمر بيشتر اختصاص دهند.

البته ناگفته نماند آموزش‌ها در بحث مديريت مصرف انرژي به خريد كردن محدود نمي‌شود بلكه عنوان كردن نكات‌ ريزي مانند اينكه «بهترين زمان استفاده از لوازم برقي در طول روز يا بعد از ساعت 12 شب است» مي‌تواند به دقيق‌تر مديريت كردن زنان كمك كند.

براي نتيجه‌گيري بيشتر لازم است زنان‌مان بدانند؛ بهتر است لامپ‌هاي معمولي را با لامپ‌هاي كم مصرف تعويض كنند. ‌روشنايي مكان‌هاي عمومي و كم تردد مثل راه‌پله‌ها، انباري، پاركينگ يا حتي اتاق‌هاي بلااستفاده را كم كنند. تا حد امكان انرژي‌هاي قابل استفاده را چندين بار به كارگيرند مثلاً از آب استفاده شده براي شست و شوي سبزيجات، در آب دادن به باغچه و گل‌ها استفاده كنند. از شيرآلات جديد و كم مصرف استفاده كنند. لوازم برقي اضافي و در حالت نيمه خاموش را كاملاً خاموش كنند. استفاده از وسايل كم انرژي را در اولويت قرار دهند، براي مثال به جاي كولرگازي از كولرهاي آبي كم مصرف‌تر استفاده كنند. از حجم زباله‌هاي توليدي خانوار كم كنند و توليد زباله‌هاي سمي يا غير قابل تجزيه مانند نايلون و پلاستيك را به حداقل ممكن برسانند.

صدور فرهنگ اصلاح نوع مصرف به خارج از خانواده

مرحله مهم و تأثيرگذار در سطح جامعه در واقع همين مرحله است. تا اينجاي بحث اگر خوب پيش رفته باشيم تازه توانسته‌ايم زنان آگاه و مدير در خانواده‌ها را پرورش دهيم اما بايد پذيرفت كه نيروهاي آموزش يافته و اينچنيني در ميان بسياري از خانواده‌ها وجود ندارد پس چاره كار چيست؟ حتي اگر تمام زنان خانه‌دار ما هم آموزش ببينند چطور مي‌شود اين آموزش‌ها را به نسل بعد انتقال داد؟

دقيقاً اينجاست كه بايد وارد مرحله بهره‌گيري از نيروهاي آموزش ديده شويم. زنان آموزش ديده ما در اين مرحله بايد بتوانند با يك تير سه هدف بزنند يعني هم خودشان مجريان و مديران خوبي براي اجراي راه‌حل‌هاي اصلاح الگوي مصرف باشند هم هنگام اجراي اين آموزش‌ها از فرزندانشان به عنوان نسل بعد بخواهند كه در كنارشان حضور داشته باشند و به آنها توجه كنند و در آخر اينكه همه آن چيزهايي كه خودشان آموخته‌اند و اجرا مي‌كنند را به ساير زنان نيز آموزش دهند.

به همين راحتي مي‌توان به نتايج آموزش‌هاي داده شده در بين زنان به عنوان فعالان عرصه‌هاي پنهان هر جامعه اميدوار بود و همچنين نتايج بسيار مهم و صد البته ماندگار را به دست آورد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها