تركمنچاي هيچگاه از ياد ايران نميرود. سنگيني اين «قرارداد» در فرهنگ سياسي ايران ريشه كرده است. قاجاريه روز اول اسفند 1206 (21 فوريه 1828) مجبور به پذيرش «قرارداد تركمنچاي» در پايان جنگ دوم در «قفقاز جنوبي و آذربايجان» شد.
اين قرارداد را بايد ادامه «گلستان» دانست كه هنوز زخمهايي را باقي گذاشته بود و پس از چند سال سر باز كرد. به خصوص كه مسلمانان در آن سوي مرزها مانده بودند و بر اساس قرارداد، تعيين مرز مبهم و نامشخص بود. «عباس ميرزا» هم نميتوانست شكست دور اول را هضم كند با گسيل نظاميان در «گنجه» عليه نيروهاي روسي سنگر گرفت.
در طرف روسها هم «ايوان پاسكويچ» جايگزين «ميرمولوف» شده بود كه نيروهاي تزاري را به اين منطقه فرستاده بود. ميرمولوف در ابتداي جنگ از نيروهاي ايراني شكست خورد. مشكل اينجا بود كه آشفتگي سياسي در تهران به نظاميان حاضر در جنگ نيز سرايت كرده بود، به گونهاي كه اين مسئله «عباس ميرزا» را مجاب كرده بود از جنگ عقب بنشيند، در حالي كه زمان، حكم آب رفته از جوي را داشت .
در پايان جنگ اين سپاه روس بود كه بار ديگر غالب شد. «عباس ميرزا» تلاش ميكرد كه نيروهايش را در منطقه «تركمنچاي» منسجم كند و جلوي يك شكست تاريخي ديگر را بگيرد؛ شكستي كه از پيش عاقبت آن را ميدانست، به خصوص كه قرار بود خودش در آينده پادشاه ايران شود اما شكست از پاسكويچ در تركمنچاي هيچ چارهاي برايش نگذاشت و مجبور به پذيرش صلح اجباري شد. به اين دليل فرمانده نيروهاي روسيه تزاري ضربالاجل داده بود كه اگر «عباس ميرزا» طي پنج روز صلح را نپذيرد، سپاه روسيه عاز تهران خواهد شد. در چنين شرايطي «فتحعلي شاه» تن به امضاي عهدنامه داد.
انگليس به شدت به دنبال صلح و امضاي قرارداد بود. «مك دونالد»، سفير وقت انگليس در ايران، از ترس پيشروي روس، بيشتر از فتحعلي شاه به هراس افتاد و شاه را مجبور به قبول شرايط صلح كرد.
مفاد عهدنامه تركمنچاي را ميتواند در موارد زير خلاصه كرد:
1. واگذاري مناطق ايروان، نخجوان و 15 منطقه ديگر به دولت روسيه و تخليه تالش و مغان از نيروهاي ايران.
2. پرداخت 10 كرور تومان (5 ميليون تومان) به طور اقساط به روسيه تزاري به عنوان غرامت جنگي.
3. اجازه عبور و مرور آزاد به كشتيهاي تجاري روسي در درياي خزر
4. رضايت به انعقاد يك عهدنامه تجاري بين ايران و روسيه و حق اعزام كنسول و نمايندگان تجاري به هر منطقه از ايران كه روسها لازم بدانند (زير فشار روسها يك عهدنامه تجاري به امضا رسيد كه «تمام» بازار ايران را بدون هيچ مانعي در اختيار روسها قرار ميداد)
5. (حمايت روسيه از وليعهدي عباس ميرزا) (و فرزندانش) و كوشش در به سلطنت رساندن وي پس از مرگ شاه.
6. استرداد اسراي طرفين
7. اعطاي حق قضاوت كنسولي به اتباع روسيه (و چند كشور ديگر!).
شكست در جنگ و امضاي تركمنچاي، ايران را در گام اول 90 سال متعهد به اجراي آن كرد اما در سال 1917 و پس از پيروزي بلشويكها در انقلاب كمونيستي روسيه، «لنين» به عنوان رهبر انقلاب و تأكيد بر الغاي «همه امتيازات استعماري» دولت تزاري با «ملل ضعيف»، قرارداد تركمنچاي نيز مشمول «عدالت كمونيستي» شد و «صمصام السلطنه» در چهارم مرداد 1297 (27 ژوئيه 1918) طي مصوبهاي الغاي تركمنچاي و ديگر امتيازات واگذار شده به روسيه تزاري را اعلام كرد.
يكي از مهمترين بندهاي اين قرارداد امتياز «كاپيتولاسيون» بود. صمصام السلطنه لغو اين امتياز را براي كشورهاي ديگر از جمله انگليس نيز اعلام كرد. بر اساس اين قرارداد، كشورهاي ديگر هم تحت عنوان «دولت كامله الوداد» از امتياز كاپيتولاسيون برخوردار ميشدند كه البته انگليس لغو آن را نپذيرفت. انگليس حتي در وساطت «قرارداد گلستان»، ايران را مجاب به امضا و تأكيد كرده بود كه پس از امضا تلاش خواهد كرد سرزمينهاي ايراني را بازگرداند.