
نشست اضطراري شوراي امنيت بر سر بحران اوكراين بعد از اوجگيري بحران در شبهجزيره كريمه تشكيل شد اما قبل از تشكيل اين نشست معلوم بود كه نتيجهاي در پي نخواهد داشت. مسئله اصلي اين نشست به حضور نيروهاي روسي در شبهجزيره كريمه مربوط بود كه دولت اوكراين آن را به مثابه اعلام جنگ روسيه تعبير كرده و سفير اوكراين در سازمان ملل همين ادعا را در نشست شوراي امنيت مطرح كرد. از اين جهت كه روسيه عضو دائم در شوراي امنيت و دارنده حق وتو است، معلوم بود كه اين ادعاي اوكراين نميتواند در شوراي امنيت منجر به نتيجهاي حتي در حد يك بيانيه شود تا چه رسد به قطعنامه. جداي از اين، طرح مسئله شبهجزيره كريمه در شوراي امنيت باعث شده تا موضوعي مثل حق دفاع از شهروندان و تأمين امنيت آنان در برابر موضوعات اساسي حقوق بينالملل مثل حق حاكميت ملي و حق تماميت ارضي مورد بحث قرار بگيرد چراكه هر طرف از اوكراين به همراه اعضاي شوراي امنيت تفسير خود از اوضاع فعلي شبهجزيره كريمه را بنا بر يكي از اين موضوعات مطرح كردهاند. اين تقابل باعث ميشود كه روند بحران اوكراين و در شرايط فعلي، شبهجزيره كره بر مدار اين تقابل پيش برود.
اتهام نقض حاكميت ملي
ويتالي چوركين، سفير روسيه در سازمان ملل، در مقابل ادعاهاي دولت اوكراين دو موضوع را در مشروعيت اقدام روسيه براي فعاليت نيروهايش در شبهجزيره كريمه بيان كرد؛ نخست درخواست ويكتور يانكوويچ از روسيه براي مداخله نظامي در اوكراين در جهت حفظ نظم، امنيت شهروندان و ثبات سياسي اين كشور و دوم حفظ حقوق شهروندان روستبار اوكرايني. از اول هم معلوم بود كه اعضاي غربي شوراي امنيت نه تنها حاضر نخواهند شد به دلايل روسيه گوش دهند بلكه به صورت تندي پاسخ خواهند داد. اين پاسخ تند از سوي سامانتا پاور، سفير امريكا در سازمان ملل، شنيده شده كه در برابر اظهارات چوركين گفت:«هر كس كه سخنان شما را ميشنود فكر ميكند كه ارتش روسيه بازوي نظامي كميساري عالي سازمان ملل براي حفاظت از حقوق بشر است... شما حقوق بينالملل و حق حاكميت يك كشور مستقل را نقض كردهايد. شما هيچ دليل موجهي براي عمل خود نداريد. حتي يك نمونه از تهديد و آزار اقليت روسي در اوكراين گزارش نشده است». ديگر مقامات غربي با وجود اينكه لحني تند مثل پاور نداشتهاند اما باز ديدگاه مشتركي را بيان ميكنند كه به طور عمده متمركز نقض حاكميت ملي است به اين نحو كه روسيه با ورود نيروهاي خود به شبهجزيره كريمه حق حاكميت ملي اوكراين را نقض كرده است. در اين صورت، كشورهاي غربي روسيه را متهم به تجاوز نظامي عليه اوكراين ميكنند كه حكم آن در منشور سازمان ملل معلوم است. اين درست همان چيزي است كه دولت موقت فعلي در كيف مد نظر دارد اما آيا موضوع به همين سادگي است؟
جواب روسيه
دو دليل چوركين به روشني نشاندهنده اين است كه روسها از قبل خود راآماده رويارويي با اين موضوع كردهبودند تا طرف غربي به راحتي نتواند آنها را متهم به نقض مباني اوليه حقوق بينالملل كند. قبل از هر چيز بايد توجه داشت كه كرملين به هيچ وجه الكساندر تورچينف، رئيسجمهور موقت اوكراين و دولت او را به رسميت نشناخته است و حتي حاضر به پذيرش راي پارلمان اوكراين مبني بر بركناري يانكوويچ از قدرت نشده است. از منظر روسيه، يانكوويچ هنوز رئيسجمهور مشروع روسيه است، قدرت را در روندي دموكراتيك به دست گرفته است و به صورت دموكراتيك از قدرت كنارهگيري نكرده بلكه آنچه در كيف اتفاق افتاده و منجر به بركناري او از قدرت شده فقط به دست گرفتن قدرت از راه خشونت بوده است. جالب اينجاست كه كشورهاي غربي با وجود تمام حمايتهاي خود از تورچينف و آرسني ياتسنيوك اما از صدور بيانيهاي رسمي در به رسميت شناختن اين دو در مقام رياستجمهوري و نخستوزيري اوكراين خودداري كردهاند هر چند كه پيش از اين، تورچينف از به رسميت شناختن رياست جمهوري او دولت موقت از سوي امريكا و تعدادي از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا گفته بود. در واقع، غربيها شايد به صورت شفاهي يا در عمل به نحوي رفتار كردهاند كه گويا حاكمان جديد كيف را به رسميت شناختهاند اما در قالب ديپلماتيك و به صورت رسمي حاضر به انجام اين امر نشدهاند. اين مسئله نشان ميدهد كه ادعاي عدم مشروعيت حاكمان جديد از سوي روسيه چندان بيوجه نيست چراكه اين نحو رفتار غربيها تا اندازهاي ادعاي كرملين را تأييد ميكند. در اين صورت است كه نامه يانكوويچ و درخواست او از روسيه براي اقدام نظامي در اوكراين وجهي پيدا ميكند و نميتوان به سادگي گفت كه روسيه نقض حاكميت ملي يا تماميت ارضي اوكراين كرده است.
دليل دوم روسيه براي حضور نيروهايش در شبهجزيره كريمه بر مدار امنيت شهروندان روسي اوكراين قرار دارد كه مستند به اتفاقات رخداده در روزهاي نخست از به قدرت رسيدن دولت موقت اوكراين پيش آمد. مليگرايان افراطي اوكرايني در آن روزها به روستبارهاي اوكرايني حمله ميكردند و وضعيت به گونهاي شد كه روستبارها نگران امنيت و آينده خود در اوكراين شدند و تظاهراتي در شبهجزيره كريمه به راه افتاد با اين شعار:«مادر روسيه، ما را نجات بده». كرملين تحرك نيروهايش در شبهجزيره كريمه را به دليل اين درخواست توجيه ميكند و قانوني ميداند اما آيا چنين درخواستي در اصل ميتواند مجوزي براي استفاده از نيروي نظامي باشد؟
يك نمونه جالب تاريخي
آيا اقدام روسيه به اين نحو يا به طور كلي، استفاده از نيروي نظامي براي دفاع از حقوق و امنيت شهروندان سابقهاي در گذشته نداشته و تنها منحصر به نيروهاي نظامي روسيه در شبهجزيره كريمه است؟ حداقل يك مورد در سالهاي نه چندان دور را ميتوان ذكر كرد و جالب اينجا است كه اين مورد مربوط به امريكا است و نه كشور ديگري. جورج بوش پدر در 20 دسامبر 1989 فرمان حمله به پاناما را صادر كرد و مهمترين دليل او در صدور اين فرمان تضمين امنيت شهروندان امريكايي ساكن در پاناما بود. نيروهاي امريكايي در اين حمله نه فقط بخش كوچكي از پاناما بلكه كل اين كشور را با خشونت به اشغال خود درآوردند، مانوئل نوريگا، رئيسجمهور وقت پاناما، را دستگير كرده و به امريكا فرستادند تا در آنجا زنداني شود و پارلمان اين كشور را نيز منحل كردند. در واقع، امريكا 25 سال پيش به بهانه دفاع از شهروندان خود بسيار بيشتر از اقدام فعلي روسيه در شبهجزيره كريمه انجام داد اما كسي معترض نشد كه نقض حاكميت يا تجاوز نظامي به يك كشور مستقل كرده است. اينكه روسيه در شبهجزيره كريمه چه كاري ميكند و از لحاظ حقوق بينالملل چه حكمي دارد، مسئلهاي است كه بايد با دقت و با درنظر گرفتن تمام جوانب مورد بحث قرار بگيرد نه آن كه فقط به نحو صوري و با استناد به صرف استناد به چند قاعده در مورد آن قضاوت شود. حداقل ماجرا اين است كه كرملين ادله و اسنادي دارد كه بنابر آنها، اقدام نظامياش در شبهجزيره به عنوان مداخلهاي مشروع قابل طرح است. اگر حتي اين ادله و اسناد قابل خدشه باشند باز امريكا حق اعتراض به روسيه را ندارد زيرا خود در 25 سال پيش بسيار شديدتر از اين را انجام داد و به جاي اعتراض به روسيه اول بايد در مورد آن اقدام توضيح دهد و مسئوليت آن را به عهده بگيرد و قبول كند كه رئيسجمهور قانوني و مشروع يك كشور مستقل را بدون هيچ مجوزي و تنها با استفاده از نيروي نظامي خود از قدرت بركنار كرده و حتي بايد در مورد اين همه مدت حبس نوريگا پاسخگو باشد.