ابوي ميگويد: ويار گوشت بوفالو كردهام.
ميگويم: خير است. من فكر ميكردم نسل بوفالو آن هم در امريكا منقرض شده است. شما كي گوشت بوفالو خوردهايد كه ما خبر نداريم. يك تدبيري كنيد كه با هم بخوريم. سفر امريكا كي رفتهايد؟ گفتيد ويار؟
ابوي ميگويد: چرت نگو. . . اگر منقرض شده چرا يازده تريلي گوشت بوفالو را در طبس توقيف كردهاند!
ميگويم: آهان! آنها را از بندرعباس ميبردهاند گمرك لطفآباد! راست ميگوييد. خب شايد ما هم بوفالوي بندري داريم و آن را در آب پرورش ميدهيم. راه نميرود فقط خود را ميلرزاند!
ابوي ميگويد: يعني اين توقيف سياسي نيست؟
ميگويم:اي پدر من! حتماً ربط به تنظيم بازار شب عيد داشته.
ابوي ميگويد: مگر بازار را هم كسي تنظيم ميكند؟ من فكر ميكردم هنوز هم هر كي به هر كي است!
ميگويم: مزاح ميفرماييد. سيدجواد تقوي رئيس سازمان حمايت مصرفكننده و توليدكننده گفته برنامه نظارت و كنترلي را در قالب دستورالعملهاي موضوعات ابلاغ كرده و هدف از بسته نظارت و بازرسي جلوگيري از افزايش غير منطقي قيمت كالا و خدمات و نيز ايجاد ثبات و آرامش در بازار است. ايجاد فضاي رقابتي، شفافسازي و حمايت از توليدات داخل و كنترل و نظارت بر موجودي كالا از ديگر اهداف اقدامات نظارتي و بازرسي است.
ابوي ميگويد: پس ابلاغيه را بردار ببر به جاي گوشت بوفالو، گوشت هر حيواني بود مفتكي بخر و بياور. مواظب باش با كسي هم رقابت نكن. هنوز ابلاغيه داغه، دست زياد نشده!
ميگويم: مگر به ابلاغيه است. مگر صادرات بستني اكبر مشتي است كه بخواهم رقابت كنم؟
ابوي ميگويد: اين يكي حرفت ديگر سياسي بود! اكبر مشتي؟اي ناقلا!
ميگويم: پدر من گير دادهاي هان. كاوه زرگران دبيركل كانون انجمنهاي صنايع غذايي ايران گفته آن را صادر ميكنيم و رقابت داريم با تركيه در عراق. حتي شيرمان را ميفرستيم افريقا!
ابوي ميگويد:شير؟ ديدم رئيس اتحاديه دامداران گفته در حال حاضر قيمت شير به دليل افزايش نرخ نهادههاي دامي به بيش از هر كيلو 1400 تومان رسيده و نرخ 1300 تومان منطقي نيست. پس شيرهايشان را كيسه كردهاند فرستادهاند افريقا كه گرانفروشي ميكنند. يادش به خير زمان ما شير گاوي كه نه شير داشت نه... ميبردن هندوستان و قيمتها اين طوري بالا نميرفت!
ميگويم: همين حرفها را ميزني، رؤساي محترم در نواحي شمالي روزنامه ميگويند اين ستون بيربط است و حيف...
ميگويد: گوشت بوفالو آوردم، ديپرتش كردي! من هم بستني اكبر مشتي را كه صادر كردي، شيرش كردم. همين كارها را ميكني نميشود بازار را تنظيم كرد. اصلا يكي از همانها هستي كه محمد شريعتمداري گفته. از همانها كه كارشان آسان است.
ميگويم: چه كاري آسان است؟
ابوي ميگويد: معاون اجرايي رئيسجمهوري گفته فراري دادن سرمايه، كار آساني است ولي جلب و جذب سرمايه احتياج به صبوري دارد.
ميگويم: پدر من. ما ايرانيها كه ذاتا صبوريم. اين چه حرفي است ميفرماييد. اصلا شما هر چه ميخواهيد ابلاغ كنيد. هر چه ميخواهيد وارد و صادر كنيد. اصلا به زندگي من كار نداشته باشيد. خوب است؟ صبر از اين بيشتر؟
ابوي ميگويد: حالا يك وقت شير را ارزان ندهند افريقا، بازار مثل بازار قير شود!
ميگويم: اين قيف، ببخشيد قير ديگر چيست؟
ابوي ميگويد: رئيس اتحاديه صادركنندگان فرآوردههاي پتروشيمي گفته قيمت پايين قير ايران به بازار منطقه آسيب ميزند.
ميگويم: قير كه قير است و قيمتش مشخص. مگر اينكه تقلبي باشد كه ارزانتر باشد.
ابوي ميگويد: خب بله. قير تقلبيمان بشكهاي 30 دلار ارزانتر است كه رد ميكنيم آنور. اين قيف كه گفتي چه بود. بيا ما هم برويم حالا قيفش را وارد كنيم. آن وقت قير نيست و قيف هست. چطور است؟
ميگويم: راست ميگوييد. براي كمك به دولت تدبير و اميد در تنظيم بازار لازم ميشود. شايد رانت هم گرفتيم و به قول رئيسجمهوري به هر «نيازمند» يك قيف يارانهاي داديم.
ابوي ميگويد: ديدي هيچي بيربط نبود. بالاخره در موضوع قيف وحدت رويه حاصل شد و به اعتدال رسيديم. برويم ببينيم از كجا بايد بياوريم. جوش روزنامه را هم نزن. مگر اجرتت را ندادهاند كه نگراني! صبوري كن!
ميگويم: بله درست ميفرماييد. اصلا فكر كنم دكتر سريع القلم پيش شما تلمذ كرده كه گفته مبناي اعتدالگرايي فكر، مطالعه، محاسبه، آيندهنگري، رقمي و آماري فكر كردن و واقعي بودن است.
ابوي ميگويد: ماييم ديگر. سياسي كاري ميفرماييد....