دكتر «ژوليان پليسيه» تازهمسلمان فرانسوي و استاد دانشگاه تهران از اين كه ايران پذيراي تازهمسلمانان نيست، بسيار ناراحت بود و درگفتوگويي كه با ايشان داشتيم گلايهمندانه ميگفت: ايران با وجود اينكه كشور خوبي است اما براي ما فضايي نيست، بايد زمينه لازم براي استقبال از مهاجراني كه واقعا به ايران و اسلام علاقه دارند فراهم شود؛ بهويژه به لحاظ قانوني اقامت در ايران تسهيلاتي ايجاد گردد.
متأسفانه با وجود فعاليت فرقههاي ضالهاي چون وهابيت كه با حمايت مالي و معنوي عربستان و كشورهاي همراه او تقويت ميشوند و در پي تخريب اسلام و تشيع هستند ما هنوز نتوانستهايم در جذب و حمايت از شيعيان و نخبگان مسلمان دنيا قدم مؤثري برداريم و اغلب با چنين سختگيريهايي كه براي اقامت و مالكيت اين افراد صورت ميگيرد، عملا زمينه خروج آنها را از كشور فراهم ميكنيم كه اين در شأن امالقرايي جهان اسلام نيست.
امروز ما در فضايي قرار داريم كه به تعبير امام خامنهاي، بيداري اسلامي درسطح جهاني است يعني اتفاق مهمي كه به مزاج دشمنان اسلام و ايران خوشايند نيست براي همين هم به انحاي مختلف سعي در از بين بردن اين فضا هستند بهخصوص با رفتارهاي متحجرانه وهابيون ميخواهند ضمن تخريب اسلام و تشيع، بستر رنسانسي شبيه مسيحيت درغرب را براي اسلام فراهم بياورند؛ بهصورتي كه مردم دنيا خودشان از اسلام خسته و منزجر شوند، بنابراين ما به عنوان تنها كشوري كه حكومت اسلامي و شيعي دارد بايد از فرصت بهوجود آمده در تحولات جوامع اسلامي، استفاده مطلوب ببريم نه اينكه عمداً يا سهواً با تحت فشار قرار دادن مهاجران مسلمان و شيعه به كشور يا برنامههاي غلط در مورد اين تازهمسلمانان، آنها را بيرون كنيم.
دربخش رهيافتگان نمايشگاه قرآن امسال هم تازهمسلمان هندي به نام «آمريك سنج» معرفي شده بود كه قبل از انقلاب، به اسلام روي آورده بود اما پس از انقلاب بهخاطر علاقهاي كه به اسلام و تشيع داشت با وجود آنكه همسر برگزيده بود داوطلبانه به جنگ رفت و پس از خلق حماسهها، امروز سالهاست بهعنوان جانباز شيميايي و قطع عضو در يكي از مناطق استان كرمان به سختي زندگي ميكند با همه اين احوال به وي كه جان عزيز خود را براي حفظ اسلام و ايران كف دست گذاشته بود با وجودي كه همسر و فرزنداني ايراني دارد تابعيت ايراني داده نشده است، تا جاييكه يكي از فيلمهاي جشنواره عمار امسال با نام «ملي بدون كارت» با موضوع زندگي وي ساخته شده است.
البته از اين دست نمونهها در كشور ما بسيار است، مصاديقي كه نشاندهنده خلأ قانوني و نبود نگاه امالقرايي بين قانونگذاران كشور در اين عرصه مهم است و كاش تنها مسئله امالقرايي مطرح بود. متأسفانه ايران تنها ملجأ شيعيان جهان است، با اين وجود از قوانين نژادپرستانه رنج ميبرد؛ بهگونهاي كه حمايت از شيعيان با هر درجه و جايگاهي كه باشند در كشورما آنطوركه بايد باشد نيست.
«رمينه پطروسيان» نمونه خوبي است كه نشان دهد دستگاههاي تبليغاتي كشور و مسئولان و... آنچنان كه بايد به وظايف خود در قبال حمايت از نوشيعيان غيرايراني مهاجر نپرداختهاند. آرمينه دختر جواني است كه براي تحصيل از ارمنستان به ايران آمده بود. در دوران دانشجوي در دانشگاه شريف مسلمان شد، البته روايت مسلماني او اين بود كه تحت تاثير امام رضا(ع) شيعه شد. همين موضوع باعث گرديد تا از سوي دولت ارمنستان طرد گردد، او كه از خانواده بسيار ثروتمند و متمول ارمنستاني است پس ازمرگ والدينش از اين كشوراخراج و تابعيت او لغو شد و بنابر قوانين ارمنستان ثروت والدينش هم مصادره گشت، اما آرمينه سالهاست كه در ايران به تنهايي زندگي ميكند. او به دليل اينكه نتوانسته است با يك مرد ايراني ازدواج كند چون خارجي است! از سوي قوانين ايران تابعيت موقتش هم تمام شده و مجبور به ترك كشور است و با ناراحتي ميگفت نميداند به كجا بايد برود! اين يعني اينكه هيچ كدام از موسسات و مراكز و نهادهاي مدعي در كشور آنگونه كه بايد در حمايت نوشيعههايي كه در كشورمان زندگي ميكنند عمل نكردهاند زيرا حداقل ميتوانستند به اصلاح قوانين سختگيرانه موجود اقدام نمايند تا اين اوضاع پيش نيايد.
«سوزان اوبري» هم تازه مسلمان امريكايي است كه به دليل حمايت از تشيع سالهاست از كشورش اخراج شده است؛هرچند در امريكا از موقعيت اجتماعي و اقتصادي خوبي برخوردار بود، اما نتوانست شرايط غير ديني امريكا را تحمل كند.
چند وقت پيش وزارتخانه او را فراخوانده تا يا برود يا غرامت سنگيني بپردازد.
متأسفانه مجمع جهاني اهلبيت(ع) با وجودي كه وظيفه دارد تا از مسلمانان حمايت كند گويا توانايي فعاليت بيشتر براي اين نوشيعههاي خارجي را ندارد عمدتا در حد اهداي كتاب و محصولات فرهنگي فعاليت دارد و نتوانسته آن طور كه بايد و شايد كاري كند يا اينكه به تعديل و اصلاح قوانين موجود همت بگمارد.