شايد از منظر بعضي اين اتفاق بدي باشه اما حقيقت اينه كه اين اتفاق نشون ميده سينماي ايران بالاخره روي موضوعي تأثيرگذار شد و بايد به سازندگان اين فيلمها سيمرغ دودين بهترين صحنه سيگاركشي رو داد تا تشويق بشند درباره موضوعات اجتماعي و فرهنگي هم صحنههاي تاثيرگذار بسازند. البته بايد شدت تأثير و نوع صحنه رو براشون تشريح كرد تا هر صحنهاي رو به تصوير نكشند چراكه بسياري از صحنهها قابل مصور شدن نيست هر چند نظير برخي از فيلمهاي آقاي بعضيها؛ بونوئل، «جذابيت پنهان بورژوازي» هم داشته باشه!
اين قضيه باعث ميشه تا جشنواره هم رونق بيشتري بگيره، ابراهيم مختاري يه سيمرغ ديگه طراحي كنه براي اين جايزه كه به احتمال زياد از نظر ظاهري هيچ فرقي با سيمرغهاي ديگه نداره جز اينكه بوي دود ميده! البته ميشه براي تبليغ بيشتر يه كيسه برنج دودي يا ماهي دودي- بسته به ذائقه مخاطب- باهاش به جايزه بگير محترم مهآلود اهدا كرد تا درصد دودش بيشتر بشه.
يه دفعه ديگه از يه منظر ديگه هم باز نيمه پرتر ليوان وجود داره كه با توجه به اون ميشه اينطور برآورد كرد كه تبليغ سيگار در سينماي ايران باعث ميشه جوونها دنبال ورزش كه خطرات بسياري مثل در رفتگي، شكستگي، سر شكستنك، سقوط از ارتفاع هزار متري- اين يكي ويژه كوهنورديه فقط- و هزاران درد بيدرمان ديگه داره نرند و سالم بمونند. البته بايد توجه كرد كه غير از ورزش؛ اين عمل شنيع خطرناك موارد ديگهاي هم وجود داره كه از اون جمله ميشه به كتابخواني، مردم دوستي، اميدواري، نوع دوستي و موارد مشابهي اشاره كرد كه تبليغ درباره اونها از كبيرترين گناهان ممكن در سينماست.
حتم دارم كه رومن پولانسكي اگه امسال توي جشنواره فجر شركت كرده بود كلي متحول ميشد و فيلم «قاتلان نترس خون آشامان يا ببخشيد دندانهاي شما در گردن من فرو رفته است» رو دوباره ميساخت و اسمش رو ميذاشت: «عاشقان ملنگ سيگاري يا ببخشيد دود شما در حلق من فرو رفته است» چراكه مقوله دراكولا و شيطان پرستان در قبال تبليغات مكرر سيگار در فيلمهاي امسال بسيار سوسولي و بچهگانه به نظر ميرسه و براي همين براي رومن جون افت داره كه از اين خشونت آشكار بزرگ دور بمونه.
راستي همين كه فيلمساز بزرگي رو مثل پولانسكي تحت تأثير قرار بديم يه افتخار ديگه واسه سينماي ايران نيست؟!