کد خبر: 632881
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۸
نگاهي به فيلم«رستاخيز»
اين يك قاعده مورد قبول در تمام دنياست كه هميشه پرداختن به واقعيت تاريخي كه مخاطبانش بارها و بارها قصه آن را شنيده‌اند بسيار سخت‌تر از ساخت فيلمي است
كيوان امجديان
اين يك قاعده مورد قبول در تمام دنياست كه هميشه پرداختن به واقعيت تاريخي كه مخاطبانش بارها و بارها قصه آن را شنيده‌اند بسيار سخت‌تر از ساخت فيلمي است با قصه‌اي جديد. قصه جديد حتي مي‌تواند به تنهايي برگ برنده يك فيلم شود يا مثلاً سوژه و موضوع بديع مي‌تواند بر عيب و ايرادهاي يك فيلم سرپوش بگذارد. نمونه‌اش هم كم نيست. فيلم‌هايي كه قصه و سوژه بديعي دارند و ديگر هيچ. و همين ايده و سوژه بديع باعث ديده شدن فيلم شده است و آن را از سقوط نجات داده است.
اما فيلم‌هايي مانند روز رستاخيز از همان آغاز در اين مورد خلع سلاحند. يعني اگرچه مخاطب ايده و سوژه را دوست دارد اما هيچ تعليقي براي او در مورد آن ايده به وجود نمي‌آيد. او بارها و بارها اين ايده را و اين سوژه را و حتي شرح جزء به جزء ماجرا را شنيده است و عملاً كارگردان اگر بخواهد مخاطبش را تا پايان نگاه دارد بايد به ابزارهاي ديگري كه دراختيار دارد متوسل شود.
اگرچه در دو دهه گذشته توانسته‌ايم در حوزه ساخت مجموعه‌هاي تاريخي و خصوصاً تاريخ دين موفق عمل كنيم و مجموعه‌هاي خوبي چون يوسف، ايوب نبي، امام علي، مختارنامه، تنهاترين سردار و. . . ساخته شده است اما در مورد روايت‌هاي سينمايي به همان اندازه دستمان خالي است. براي مثال در مورد بزرگ‌ترين واقعه و حماسه غرورآفرين مكتب شعه تنها يك فيلم ساخته شده است كه اگرچه خوش ساخت است اما اساس استنادها و خرده روايت‌ها در آن مغشوش و بعضاً نادرست است. در واقع تا پيش از تنها روايت سينمايي از عاشورا دستپخت بهرام بيضايي بود و روز واقعه‌اش عاشقانه‌اي بود به بهانه روايتي تاريخي از عاشورا. فاجعه به اندازه‌اي عميق بود كه دست خالي اهالي سينما و خورجين تهي سينما مسئولان را مجبور مي‌كرد حتي در مناسبت‌هاي مربوط به امام حسين(ع)يا ايام نزديك به آن هيچ انتخاب ديگر جز روز واقعه نداشته باشند.
اما حالا ديگر نسخه سينمايي به روايت درويش حجت را تمام كرده است. استنادهاي درست و تحقيق علمي و مفصل انجام شده براي ساخت فيلم، محور قرارگرفتن قيام سالار شهيدان و در فرع بودن خرده روايت‌ها برگ برنده درويش است. در روز رستاخيز حتي عشق فرزند حر به خواهر سليمان در خدمت ترسيم و فضاسازي هرچه بهتر براي روايت درست قيام امام حسين(ع) قرارگرفته است. شخصيت پردازي‌هاي درست و بجا با استفاده از قراردادن شخصيت‌هاي اصلي و فرعي در موقعيت‌هاي منطقي و استفاده از شخصيت‌هاي فرعي براي پررنگ‌تر شدن شخصيت‌هاي محوري فيلم، صحنه‌پردازي‌هاي بسيار درست و معقول و منطبق با اسناد تاريخي و بازي‌هاي درست و زيباي فرهاد قائميان، پوريا پورسرخ، پورشيرازي و وصفي و بقيه نشان مي‌دهد كه به واسطه هدايت درست گروه كارگرداني درك درستي از فيلم پيدا كرده‌اند.
    و اما قصه فيلم:
اگرچه قصه فيلم درباره روز عاشوراست اما زيركي كارگردان در پرداختن به جزئياتي كه كمتر گفته شده باعث شده است تا مخاطب حتي در قصه فيلم نيز با نكاتي مواجه شود كه حس كنجكاوي او را برانگيزاند اما ماجراي اصلي را هم تحت‌الشعاع قرار ندهد. ماجراي حر و پسرش، عاشق شدن پسر حر، رودررويي فرستاده امام و فرستاده يزيد و ماجراهاي ديگري از اين دست نمونه اين خرده روايت‌ها هستند كه در نهايت حتي باعث ايجاد تعليق روايي مي‌شوند و كارگردان با گذاردن گره‌هايي كوچك در مسير داستان و باز كردن اين گره‌ها پروسه‌اي را موجب مي‌شود كه در آن تعليق شكل مي‌گيرد. . و در نهايت اينكه شايد روز رستاخيز اولين و آبرومندترين روايت سينمايي ماست كه تا كنون ساخته شده است و ان‌شاءلله آغازي باشد بر اين گونه از روايت‌ها.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار