
درآمد: كشور اردن به لحاظ هم جواري باسوريه، ازآغاز بحران دراين كشور،نميتوانست نسبت به رويدادهاي جاري درهمسايگي خود بي تفاوت باشد وهم ازاين روي، آهسته وپيوسته نقش خود را دراين رويداد ايفا كرده است. اما چند وچون اين نقش آفريني چگونه بوده است،سوالي است كه حسين رويوران كارشناس مسائل خاورميانه بدان پاسخ ميگويد.
كشور اردن اردن در بحران سوریه ،چالشهای متعددي را پشت سر ميگذارد،اين چالش ها بر شرايط عمومي اين كشورنيز تاثير گذار بوده است.از نظر شما علت اين امر چيست؟
بسم الله الرحمن الرحيم.شکی نیست اردن به علت جبر جغرافیایی و همجواری با سوریه، از بحران این کشور همسایه تأثیر میپذیرد. اشتراکات فرهنگی، دینی و تاریخی میزان این تأثیرپذیری سیاسی را بیشتر میکند. برتری نسبی نیروهای دولتی سوریه در چند ماه اخیر و آزادسازی مناطق مختلف در جنوب شهر دمشق عملاً حرکت ارتش سوریه را به سوی مرز اردن اجتنابناپذیر میسازد و این تحول احتمالاً تأثیرپذیری اردن را در آینده بیش از گذشته خواهد کرد. از هنگام آغاز بحران در سوریه اردن تحت تأثیر این بحران قرار داشت. تا به حال یک میلیون و سیصد هزار آواره سوری به اردن مهاجرت کرده و در مجموعهای از اردوگاهها در شهرهای مختلف از جمله اردوگاه 200 هزار نفری «زعتری» استقرار یافتهاند. این حجم از آوارگان برای کشوری مانند اردن که جمعیت آن حدود 5 میلیون نفر است، رقم بالایی است. امکانات اقتصادی فقیر اردن برای پاسخ دادن به چنین شرایطی ناتوان است، بهویژه که تعداد آوارگان در حال حاضر از 20 درصد جمعیت این کشور عبور کردهاند و احتمال افزایش آنها وجود دارد.
اردن تاكنون از اين بابت كمك خارجي هم دريافت كرده است؟
مسلما، اگر اردن تاکنون کمک خارجی دریافت نکرده بود، قطعاً دولت این کشور قادر نبود این بحران را مدیریت کند. تا به حال تنها در اردوگاه زعتری آوارگان سوری به علت کمبود امکانات به چندین نوبت اعتراض دست زدهاند که دهها کشته نیز به جای گذاشته است.
ازجنبه هجوم پناهندگان،اردن را ميتوان به كدام كشورها تشبيه كرد؟
وضعیت اردن و لبنان تقریباً شبیه به یکدیگر است. از آغاز بحران بیش از یک میلیون آواره سوری بدون هیچ مانعی وارد لبنان شدهاند. مخالفان سوریه در شهر عرسال، طرابلس و وادیخالد پایگاههای آموزشی برپا کردند؛ بدون این که دولت لبنان توان جلوگیری از آنها را داشته باشد. به علت خلاء قدرت و نبود اقتدار لازم در لبنان، درگیری در شهر طرابلس لبنان بین منطقه علوینشین جبل محسن و منطقه سنینشین تبانه به عنوان امتدادی از حوادث سوریه در لبنان جریان دارد و هر از گاهی از سر گرفته میشود.
ارتش لبنان ميتواند دراين باره نقش مثبتي داشته ومانع ازوقوع اين حوادث شود؟
ارتش لبنان بهویژه در سایه فقدان اجماع ملی و عدم توافق در ائتلاف سیاسی بین گروههای 14 و 8 مارس، توان جلوگیری از این حوادث را ندارد. نزدیک بودن زمان عملیات ارتش سوریه برای پاکسازی منطقه قلمون در طول مرزهای شرقی لبنان شرایط این کشور را بحرانیتر هم کرده است. دولت لبنان بیطرفی کامل خود را در بحران سوریه اعلام کرده است، ولی در هر دو جبهه درگیری در سوریه نیروهای لبنانی حضور دارند و لبنان در هر دو سو کشته میدهد. البته در اردن تسلط دولت مرکزی بر اوضاع از جهاتی بهتر از لبنان است، ولی هر چه عملیات پاکسازی ارتش سوریه گسترش یابد، حضور سلفیهای تکفیری در مرزهای اردن بیشتر خواهد شد و این وضعیت ورود ناگهانی آوارگان بیشتری را به اردن متحمل و کنترل چند صد کیلومتر مرز را برای ارتش اردن ناممکن میکند.
موضع اردن دربرابر بحران سوريه را تاچه ميزان واقع بينانه قلمداد ميكنيد؟وچرا؟
دولت اردن از آغاز بحران سوریه همانند لبنان موضع بیطرفی را در پیش گرفت و گاه حتی آمادگی خود را برای وساطت میان دولت سوریه و شورشیان اعلام کرد، ولی در سطوح مردمی به علت حضور گسترده نیروهای تکفیری و سلفی نتوانست این بیطرفی را حفظ کند. در حال حاضر گفته میشود حدود سه هزار تروریست مسلح اردنی در سوریه در صفوف جبهه النصره و دولت عراق و شام اسلامی ـوابسته به القاعدهـ فعالیت میکنند. در سطوح رسمی نیز اردن به علت اتحاد و ائتلافهای منطقهای، بینالمللی اجازه بیطرفی را به اردن نمیدهد و پیگیری منافع ملی را از آن سلب میکند. در حال حاضر عربستان سعودی و امارات همچنان مأموریت براندازی دولت سوریه را به عهده دارند و اردن به مهمترین گذرگاه افراد مسلح و تسلیحات به سوریه بدل شده است. آنها بر اردن فشار میآورند تا همچنان در این پروژه با آنها همکاری کند. اخیراً شاهزاده بندر بن سلطان، دبیر شورای امنیت ملی عربستان سعودی، در شمال شهر مرزی اربد در چند کیلومتری مرز سوریه یک قرارگاه تاکتیکی برپا و برادرش شاهزاده سلمان بن نایف را به فرماندهی این قرارگاه منصوب کرده است تا از این طریق ریزشهای وسیع و سریع نیروهای تروریستی در سوریه را متوقف سازد. بسیاری از مسئولان امنیتی اردن به دولت این کشور اعلام کردند که حضور و سلطه سلفیهای تکفیری، بهویژه جبهه النصره ـوابسته به القاعدهـ در مناطق مرزی سوریه با اردن برای این کشور که زمینههای لازم گسترش این تفکر را به صورت جدی دارد، یک تهدید جدی است. اردن سالانه از شیخنشینهای خلیجفارس کمکهای مالی و نفتی بسیاری را دریافت میکند و نمیتواند با فعالیت سیاسی آنها در اردن در مورد سوریه جلوگیری کند. از طرف دیگر تغییر تاکتیکهای سیاسی امریکا در قبال بحران سوریه و تفاوت آن با سیاستهای رسمی عربستان سعودی شرایط اردن را تا حد زیادی چالشی ساخته است. اردن به علت همپیمانی با غرب بهویژه امریکا و دریافت بیش از نیم میلیارد دلار کمک سالانه از آنها از آغاز بحران سوریه با آنها همکاری کرده است. گروهی از نظامیان امریکا آموزش تروریستهای سوری را در خاک اردن به عهده داشتند. همچنین پس از مانور سالانه مشترک امریکا و اردن، هواپیماهای اف.16 امریکا همچنان برای مقابله با ارتش سوریه و در برابر هر گونه واکنش احتمالی سوریه در خاک این کشور مستقر شدند.
باتوجه به توافقات اخير ميان سوريه ومخالفان به ويژه آمريكا،اين روند چه تاثيري بر نگاه اردن به بحران سوريه داشته است؟
تا زمانی که موضع رسمی غرب و عربستان سعودی در یک جهت بود، اردن علیرغم اعلام بیطرفی با آنها همکاری میکرد، ولی اکنون که غرب با سوریه در باره سلاحهای شیمیایی معامله کرده است، اردن میکوشد تا نشان بدهد علاقمند است بحران سوریه را از طریق فرآیند سیاسی حل و فصل کند و اجلاس ژنو 2 را تنها راه حل این بحران میداند و این شرایط اردن را درگیر چالش دامنهداری کرده است. در حال حاضر اردن بهسختی میتواند همکاری خود را با عربستان سعودی و امریکا بهطور همزمان توجیه کند. تفاوت راهبردهای براندازی سعودی و سیاستهای رسمی امریکا در حل و فصل سیاسی بحران سوریه اردن را در وضعیت سختی قرار داده است. ادامه همکاری با هر کدام از طرفین تقابل با طرف مقابل را به همراه خواهد داشت. امریکا در سطح تاکتیکی استمرار دولت مرکزی در سوریه را ضامن اصلی اجرای پروژه انهدام سلاحهای شیمیایی سوریه میداند و حفظ رژیم اسد یا انتقال قدرت به یک دولت توافقی را تنها انتخاب خود میشمارد و بهخوبی میداند ادامه پروژه براندازی در عمل امکانپذیر نیست.
اين رويكرد دولت اردن،با توجه به شرايط اجتماعي اين كشور،تاچه حد حمايت ملي را با خود دارد؟
در حال حاضر مردم اردن نگران آن هستند که تصمیم دولتمردان اردن آنها را همانند دوره سالهای 1990م. وارد بحران گسترده سیاسی و اقتصادی سازد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تحمل بحران دامنهدار برای ساختار سیاسی فعلی اردن مورد تردید جدی است. در سال 1990م. رژیم صدام حسین به کویت حمله و آن را اشغال کرد. ملک حسین، پادشاه اردن با صدام حسین، سرکرده رژیم بعثی عراق همپیمان بود و کمکهای مالی و نفتی بسیاری از او دریافت میکرد و به همین علت از اشغال کویت حمایت کرد. این موضع با واکنش بسیار تند شیخنشینهای خلیجفارس روبرو شد؛ نهتنها کمکهای این کشورها به اردن قطع شد که بیش از نیم میلیون اردنی شاغل در این کشورها اخراج شدند و عملاً اردن مهمترین منبع تأمین ارز خود را از دست داد.
مردم اردن احساس میکنند شرایط فعلی اردن به وضعیتی شبیه بحران 1990م. نزدیک میشود، با این تفاوت که در بحران گذشته امکانات شغلی و کمکهای مالی وضعیت اقتصادی اردن را به خطر انداخت، در حالی که در بحران کنونی امنیت اردن و همبستگی اجتماعی آن و آینده امنیت ملی آن است که شاید به خطر بیفتد.