سالهاست كه اسناد و مداركي درباره انقلاب اسلامي جمعآوري ميكنم. روزي يكي از دوستان عزيزم كه ميدانست مشغول گردآوري مطالبي درباره مجاهد مصلح حضرت آيتالله طالقاني هستم، مقالهاي برايم فرستاد با عنوان «22 بهمن روز تحصن دانشگاهيان» و در آن به تحصن اساتيد دانشگاه پرداخته و ذكر خيري هم از مجاهد و مبارز نستوه مرحوم آيتالله طالقاني شده بود. مقاله را خواندم و درصدد برآمدم اطلاعات بيشتري درباره تحصن اساتيد و افراد دخيل در آن پيدا كنم. در همين جستجوها بود كه ناگهان دستنوشته نه چندان خوانايي به دستم رسيد كه در آن به شرح ماجراها و وقايع تحصن دانشگاهيان در دانشگاه تهران پرداخته بود.
جذابيت ماجرا و نيز اقدام شجاعانه و جسورانه آن اساتيد بنده را به صرافت انداخت تا در جستجوي پيدا كردن نويسنده آن دستنوشته برآيم. سرانجام بعد از دوندگي فراوان نويسنده جزوه را كه در مؤسسه لغتنامه دهخدا مشغول به كار بود يافتم. وي مردي موقر و ميانسال و شايد هم كمي پير مينمود. بعد از آشنايي با ايشان از انگيزه و اشتياق قلبيام نسبت به حركت شجاعانه و انقلابي استادان دانشگاه در شبهاي انقلاب سخن گفتم و تأكيد كردم اين نوشته جزو اسناد انقلاب اسلامي است و بهتر است چاپ شود و در اختيار همگان قرار گيرد تا با مطالعه آن مردم ايران و بهويژه جوانان در جريان مبارزات و ايثارگريهاي دانشگاهيان قرار بگيرند و از اين رهگذر بدانند چه عوامل و عناصري دست به دست هم دادند تا پديده شكوهمند انقلاب پديدار شود و هم سندي آشكار از فعاليتهاي مبارزاتي بخشي از فرهيختگان جامعه ايران در آن لحظات حساس باشد.
اين استاد ارجمند وقتي از انگيزههاي درونيام براي ثبت اين ماجرا در تاريخ مبارزات مردم ايران مطلع شدند گفتند:«من هم قصد چاپ و انتشار آن را داشتم، ولي بعد منصرف شدم». به هر حال بعد از صحبتهاي مقدماتي ايشان متقاعد شدند جزوه را براي تكميل شدن در اختيار اينجانب بگذارند. بنده نيز بنا بر اشتياق زائدالوصفي كه براي تكميل اين جزوه داشتم، براي پيدا كردن يكايك اساتيدي كه در تحصن نقش فعال داشتند به اينجا و آنجا، دانشكدهها، ادارات و... مراجعه كردم تا بلكه بتوانم سرنخي از آنان و در صورت امكان ردي از مدارك، اسناد، عكسها يا مطالبي مربوط به اين تحصن پيدا كنم.