او 33 سال است كه هر شب جمعه با برنامه ماندگار درسهايي از قرآن از طريق جعبه جادويي تلويزيون به خانههاي مردم ميآيد. آنهايي كه سن و سالشان قد ميدهد ميدانند حجت الاسلام والمسلمين محسن قرائتي همان روحاني سالهاي اول انقلاب است كه سبك و روش تبليغ و درعين حال خط مشي سياسي، اعتقادي و مذهبي اين روحاني كاشاني بدون هيچ گونه تغيير و انحرافي ثابت و استوار مانده است.
از زماني كه علامه شهيد مرحوم مرتضي مطهري، شيخ محسن جوان را براي اجراي برنامه در صدا و سيما به حضرت امام (ره) معرفي كرد و چندي بعد به رغم ميل باطني افرادي مثل صادق قطبزاده كه موافق حضور روحانيون در تلويزيون نبودند سي و سه، چهار سالي ميگذرد اما همين شب جمعهاي كه گذشت يعني همين پنجشنبه هفته گذشته براي چندين و چندمين بار متوالي برنامه ماندگار درسهايي از قرآن كه حالا رفته رفته يك حس نوستالوژيك نيز دارد براي مردم پخش شد.
حالا نزديك 33 سال است كه مردم هر شب جمعه شاهد پخش برنامه درسهايي از قرآن هستند و اين برنامه بدون حتي يك بار تعطيلي يا وقفه هر پنجشنبه شب از تلويزيون براي مردم پخش شده است. برنامهاي كه حجتالاسلام والمسلمين قرائتي حتي يك ريال حقالزحمه براي آن دريافت نكرده است. بيان شيوا، رسا و بيپرده مسائل توسط حجتالاسلام قرائتي در برنامه درسهايي از قرآن و ديگر برنامههاي وي باعث شده كه سخنراني اين شيخ كاشاني طرفداران زيادي داشته باشد و هرجا منبر قرائتي برپا شود جمعيت زيادي پاي منبرش مينشينند و به تفسير قرآن شيخ گوش ميدهند.
دانشآموزي كه طلبه شد
ماجراي طلبه شدن حجتالاسلام والمسلمين قرائتي هم براي خودش ماجراي خواندني و جالب توجهي است، مخصوصاً اينكه داستان طلبه شدنش را با لهجه شيرين كاشاني و شيوه مخصوص سخنراني شيخ محسن قرائتي شنيده باشيد.
پدر آقاي قرائتي در كاشان از بازاريان خوشنام بود و به تبعيت از پدر خود مراسم قرائت قرآن و ادعيه و روضه در منزل خود برگزار ميكرد براي همين بعدها كه قرار شد در ايران شناسنامه صادر شود و نام خانوادگي براي افراد انتخاب كنند فاميلي پدر شيخ محسن نيز «قرائتي» شد. پدر كه از افراد باايمان و نمازگزاران ثابت مسجد بازار كاشان بود با اينكه سنش بالا رفته بود اما صاحب فرزندي نميشد تا اينكه در آستانه چهل سالگي و درسفر به مكه و هنگام زيارت خانه خدا براي اولاددار شدنش دعا ميكند و به خواست خدا دعاي پدر به اجابت ميرسد و او صاحب فرزنداني ميشود كه بعضي از آنها به لباس روحانيت درميآيند اما پدر علاقه بسيار زيادي داشته است كه محسن نيز وارد حوزه علميه شود اما او با پيشنهاد و اصرار پدرش مخالفت ميكند.
محسن مانند خيلي از كودكان كاشاني وارد مدرسه ميشود اما اتفاق جالبي برايش ميافتد كه مسير زندگياش به كلي تغيير ميكند.
يك روز چند تا از همكلاسيهايش در راه مدرسه، سر قضيهاي كتك مفصلي به محسن زدند. وي با تن له و لورده، خود را به خانه رساند و گفت ميخواهد برود حوزه علميه و طلبه شود و به اين ترتيب محسن قرائتي در ۱۴سالگي وارد حوزه شد. او ابتدا يك سال در كاشان زيرنظر استاد آيتالله صبوري مشغول درس شد. هر شب نيز به طور مرتب در جلسه تفسير قرآن مرحوم آيتالله حاج شيخ عليآقا نجفي كه بعد از نماز مغرب و عشا برقرار ميشد، شركت ميكرد. اين جلسه وي را به تفسير قرآن جذب كرد. از آن زمان به بعد با قرآن انس پيدا كرد و سرجمع ۱۶سال در كاشان، قم، مشهد و نجف دروس سطح و خارج حوزه را خواند.
سبك ساده تبليغ
در كنار تمامي ويژگيهاي منحصر به فرد و ارزشمند حجتالاسلام قرائتي در تفسير قرآن و تبليغ آموزههاي اسلامي شايد يكي از مهمترين ويژگيها، سادگي سبك تبليغ او باشد كه سي و سه سال است به وسيله گچ و تخته سياه و يك ميز و صندلي ساده به تفسير قرآن و تبليغ آموزههاي اسلامي ميپردازد.
آن طور كه خود حجتالاسلام والمسلمين قرائتي در يكي از برنامههاي درسهايي از قرآن مطرح كرده است علت اينكه با وجود وسايل نوين آموزشي او همچنان به وسيله تخته سياه و گچ برنامه درسهايي از قرآن را برگزار ميكند اين است كه در مناطق محروم و كم برخوردار بهانهاي براي كم گذاشتن در تبليغ و تفسير قرآن كريم نباشد و برخي از افراد بهانه نياورند كه خودش در بهترين شرايط و با بهرهگيري از وسايل نوين آموزشي تبليغ ميكند.
قرائتي ميخواهد بگويد با همين وسايل ساده و دمدستي مانند ميز و صندلي ساده و گچ و تخته سياه هم ميشود تبليغ كرد و حتي اگر سالنهاي اجتماعات نهادهاي مختلف كه حجتالاسلام قرائتي را براي تفسير قرآن و سخنراني دعوت ميكنند روز به روز زيباتر، شيكتر و مجهزتر شوند بازهم ميتوان با همين گچ و تخته سياه ساده برنامه ماندگار درسهايي از قرآن را توليد كرد كه ميليونها نفر بيننده دارد.
خستگيناپذيري و رعايت انصاف
حجتالاسلام قرائتي را البته ميتوان بدون شك يكي از منصفترين منبريها و سخنرانها دانست كه هرگاه ميخواهد درباره موضوعي يا حتي شخصي صحبت كند محاسن و معايبش را با هم ذكر ميكند و اين گونه نيست كه شيخ محسن با يك نگاه يكطرفه و يك شخصيت تكبعدي به مسائل نگاه كند.
مثلاً همين چند هفته پيش وقتي در برنامه درسهايي از قرآن از عدم توجه به موضوع مهمي مانند مسجد در طرح مسكن مهر دولت نهم و دهم انتقاد ميكرد صد البته به مزاياي اين طرح هم اشاره داشت يا وقتي درباره آسيبشناسي آموزش و پرورش و سيستم آموزشي كشور صحبت ميكند نقاط مثبت را در كنار انتقاداتي كه دارد بيان ميكند. اين رعايت انصاف حتي در مسائل سياسي هم از او ديده ميشود. حجتالاسلام قرائتي اگرچه به صورت مستقيم وارد مسائل سياسي نشده اما به عنوان يك روحاني سرشناس خطبنديهاي منصفانهاي از مسائل سياسي دارد و وقتي قرار است سياستهاي دولت را نقد كند كاملاً انصاف را رعايت ميكند.
تلاش مضاعف و خستگيناپذير حجتالاسلام قرائتي يكي ديگر از ويژگيهاي مهم و خصوصيات ارزشمند اين شيخ كاشاني است كه با وجود بالارفتن سن و گذشت حدود هفت دهه از زندگي همچنان اين تلاش مضاعف همچنان ادامه دارد.
سفرهاي متعدد وي به شهرها و روستاهاي مختلف و حتي سفرهاي خارجي و حضور در كشورهاي گوناگون از او يك شخصيت كاملاً پخته و كامل ساخته و تجربيات ارزشمند او كه حاصل سفرهاي مختلف اوست باعث شده حجتالاسلام والمسلمين قرائتي با كولهباري از تجربه و دانش منبر برود يا اينكه برنامه درسهايي از قرآن را اجرا كند.
قرائتي از آن دسته آدمهايي است كه خوب ميداند «وقت طلاست» يعني چه؟ براي همين از وقتي كه دارد به خوبي استفاده ميكند و در اين باره توصيههاي خواندني هم دارد.
او در برنامه درسهايي از قرآن كه در تاريخ 12 دي ماه جاري پخش شد در باره اتلاف وقت ميگويد: «چه ساعتهايي را ما حرام ميكنيم. ميداني كشاورزها زمستان چقدر بيكار هستند؟ ميليونها كشاورز همينطور بيكار نشستهاند. الآن در روستاها اينقدر باسواد و ليسانس و در شهرها، در بخشها، بازاري مشتري ندارد. خب وقتي بدون مشتري نشستي يك كتاب مطالعه كن. وقتي مشتري آمد كتاب را كنار بگذار، مشتري را جواب بده ولي وقتي نشستي، يك كتاب مطالعه كن. به يكي از كشورهاي غربي در اروپا وارد شدم. نگاه كردم پنجاه، شصت تا تاكسي منتظر مسافرهاي هواپيمايي هستند. همه شوفرهاي تاكسي مطالعه ميكردند. دستگاه فيلمبرداري نداشتم، فيلمبرداري كنم. تمامشان مطالعه ميكردند و ما همينطور ميايستيم تا يك مشتري بيايد. از پاره وقتها استفاده كنيم. شما ميدانيد امام چطور از عمرش استفاده كرد.
خدا رحمت كند من از حاجآقا مصطفي فرزند بزرگ امام شنيدم. آن روزي كه امام تركيه بود، يك سالي و بعد ايشان را عراق آوردند، ما رفتيم كاظمين پيشواز امام. در يك جلسه حاج آقا مصطفي گفت: امام در تركيه، پرده را كنار كرد كه نور از حياط در اتاقش بيايد، كتاب بنويسد. مسئول اطلاعات تركيه آمد گفت: به ما گفتند: شما از نور خورشيد استفاده نكني. پرده را كشيد، گفت: لامپ را روشن كنيد. آن زماني كه امام خميني نميتوانست از نور خورشيد استفاده كند، در اتاق با نور چراغ يك دور فقه نوشت. ما يك كتابي داريم همه طلبهها بايد بخوانند. به نام لمعه، شهيد اول، شهيد دوم. هر دو شهيد كتابشان را در زندان نوشتند. . . . «يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْت» (زمر/56) قرآن داريم كه روز قيامت ميگويند: «واي بر ما از عمري كه تلف كرديم.» بياييد مطالعه كنيم. وضع مطالعه در كشور ما خوب نيست...»
شيخ شوخ كاشي
در كنار تمام خصلتهاي برجسته حجتالاسلام قرائتي، شوخطبعي است. بيان مسائل مهم و انتقادات سازنده با استفاده از ابزار طنز يكي از مهمترين ويژگيهاي شيخ شوخ كاشاني است كه اين خصلت او باعث شده تا وي بتواند مهمترين مسائل را با زبان طنز به گوش مردم و مسئولان برساند بدون اينكه به كسي بربخورد.
اين شخصيت شوخطبع حجتالاسلام والمسلمين قرائتي را خود او هم ميپسندد براي همين وقتي قرار است مستند زندگي او تهيه شود مخالفتي ندارد و خودش هم همكاري ميكند و اين مستند چندي پيش در سالن شماره يك مركز همايشهاي برج ميلاد به نمايش گذاشته شد.
در اين مستند بخشهايي از فعاليتهاي حوزوي، فرهنگي، دانشگاهي و زندگي شخصي رئيس ستاد اقامه نماز به تصوير درآمده است و برخي اقوام نزديك حجتالاسلام قرائتي و اعضاي خانواده درباره شخصيت مردمي و شوخطبعي وي اظهار نظر كردهاند.
عنصر مهمي به نام خانواده
در اين ميان اما با تمام مشغلههاي كاري و گرفتاريهاي روزمره عنصري به نام خانواده براي حجتالاسلام والمسلمين قرائتي از اهميت بالايي برخوردار است و او به همسر و فرزندانش توجه بسيار زيادي دارد و در خصوص تربيت فرزندان و توجيه نيازهاي آنان هيچ گاه كوتاهي نكرده است.
او احترام ويژهاي براي همسرش قائل است؛ همسري كه بيشتر اوقات شوهرش را در سفر ميبيند و خود به تنهايي بار زندگي را به دوش كشيده است. شايد براي همين است كه فاطمه قرائتي دختر حجتالاسلام قرائتي در گفت وگو با نشريه آيه ميگويد: پدرم بارها دست مادرم را بوسيده است.
او گفته است: پدرم چندين بار جلوي ما دست مادرم را بوسيدند و از ايشان بهخاطر سختيها و زحماتي كه كشيدهاند قدرداني كردند. حتي به زبان هم ميآورند و به مادرم ميگويند آبرويي كه دارم بهخاطر شماست و اگر شما نبوديد، من به اينجا نميرسيدم. به هر حال شايد نتوانند وقت بگذارند ولي جبران ميكنند. بهعنوان مثال، مادرم مكانهاي زيارتي را دوست دارند و پدر سعي ميكنند تا آنجا كه در توانشان است ايشان را به چنين مكانهايي ببرند. زندگي ديني و خلوصي كه هر دوي آنها دارند باعث شده زندگي خوبي داشته باشند و روي ما هم تأثير بگذارند. همه خوشحالي خانواده ما اين است كه دور هم جمع شويم و حاجآقا نماز جماعت بخوانند و بچهها پشت سرشان به نماز بايستند....