اولين ديدار رسمي رئيسجمـهور با هنرمندان شامگاه روز چهارشنبه در تالار وحدت محقق شد، ديداري كه با حضور هنرمنداني از رشتههاي مختلف از سينما، تئاتر و موسيقي گرفته تا هنرهاي تجسمي و ادبيات، تركيب تقريبا جامعي از هفتگانه هنر تشكيل داده بود، با آنكه باز هم ميشد غلبه سينماييها را نسبت به ساير هنـرمندان مـشاهـده كرد.
در اين ديدار و پيش از آغاز سخنان رئيسجمهور، شش تن از هنرمندان به نمايندگي از شش شاخه هنري به بيان نقطه نظرات، پيشنهادات و انتقادات خود درباره شاخه هنري خود پرداختند. اكثر اين سخنان درباره مشكلات صنفي هنرمندان بود و انتظاراتي كه هر شاخه هنر از وزارت ارشاد به عنوان متولي امور فرهنگي و هنري كشور داشتند. در آخر نيز دكتر روحاني به سخنراني پرداخت. سخنان رئيسجمهور را ميتوان از چند جهت حائز اهميت دانست؛ ابتدا اينكه دكتر روحاني به بيان مانيفست دولت يازدهم در حوزه هنر پرداخت و در گام بعد با بيان حمايت از هنر، انتظارات دولت را از هنرمندان بيان كرد. دكتر روحاني مرزبنديهايي را در حيطه هنر اعلام نمود كه در آينده ميتوان به عنوان سياست راهبردي وزارت ارشاد از آنها ياد كرد.
دكتر روحاني چهارشنبه شب و در ديدارش با اهالي هنر در قامت يك سخنور ظاهر شد و طوري سخن گفت كه هيچ كس از شنيدن حرفهايش ناراحت نشود و به گونهاي ماهرانه سياست يكي به نعل و يكي به ميخ را اجرا كرد كه نتوان در نهايت رئيسجمهور را كاملاً موافق يا مخالف صد درصد موضوعي دانست.
رئيسجمهور ازحافظ شيرازي به عنوان هنرمندي كه ميتواند مقتداي هنرمند ايراني باشد، نام برد و گفت: «حافظ به قول بعضيها، رند روشنفكر زمان خود بود، در عين ايمان و در عين انتقاد، هرگز از ايمانش دست برنداشت و هرگز از انتقادش پشيمان نشد». اين رند روشنفكر بودن را ميتوان در نحوه بيان جملات رئيسجمهور مشاهده كرد.
دكتر روحاني در سخنانش هم از مميزي انتقاد كرد و هم مميزي را لازم دانست! هم از آزادي هنر گفت و هم از چارچوبها! هم از نبستن بال هنرمندان گفت و هم از خطوط قرمز مشخص سخن به ميان آورد. دكتر روحاني گفت:«هنرمند قرار نيست هر چه دولت يا جامعه يا حتي روشنفكران ميگويند به تصوير بكشد كه برداشت خود را دارد» و در ادامه گفت:«قرار هم نيست كه با دولت يا جامعه در ستيز باشد و بجنگد.»
رياست محترم جمهور سابقه طولاني فعاليتهاي امنيتي، نظامي و سياسي در طول سنوات خدمتياش به ثبت رسيده است و در مجمع تشخيص مصلحت نظام و شوراي عالي امنيت ملي ديدگاههاي وي به عنوان مديري تحليلگر و صاحب نظر در مباحث امنيت ملي مطرح ميشود. از همين رو زماني كه دكتر روحاني درباره هنر و هنرمند سخن ميگويد، در ميان جملات و سخنانش به موارد مبهمي بر ميخوريم؛ ابهاماتي كه بايد از آنها رفع ابهام كرد.
مهمترين ابهام در تعريف هنر است. سخن رئيسجمهور درباره اينكه «هنر همان خوبي است» در ذهن كسي كه هنر را بر اساس آموزههاي سكولار دانشگاههاي غربي يا ترجمه شده علوم انساني غرب در داخل كشور آموخته است با آن هنري كه حافظ شيرازي مد نظر داشته است، يكي نيست. تفاوت جهانبينيها كاملاً محسوس است و هر جهانبيني تعريف خود را از هنر خواهد داشت. زماني كه ديدگاه اسلامي به هنر و فلسفه هنر را در سخنان متفكران اسلامي مشاهده ميكنيم، نظرات آنها در نقطه مقابل آن چيزي است كه فلاسفه يوناني به عنوان پدران معنوي ديدگاههاي فلسفي غرب به آن معتقد هستند. شهيد مطهري بحثهاي مفصلي درباره تفاوتهاي اين ديدگاهها دارد كه ميتواند از جانب رئيسجمهور محترم يا مشاوران ايشان مورد توجه و بررسي قرار بگيرد.
اما در بيان مصداقها، دكتر روحاني در سخنان چهارشنبه شب فرقي ميان هنر ارزشي يا هنر غيرارزشي قائل نشد. رئيسجمهور گفت: «اگر بگوييم هنر مرده را زنده ميكند، سخني به گزاف نگفتهايم، پس تقسيم هنرمندان به هنرمندان ارزشي و غير ارزشي بيمعناست». اگر قبول داشته باشيم كه هنر وسيلهاي است براي بيان آرمانها، اهداف و خواستههاي هنرمند يا جامعهاي كه هنرمند در آن زندگي ميكند، آيا ميتوان گفت كه آرمانهاي همه هنرمندان يكي است؟ زماني كه صحبت از هنر ارزشي ميشود، كاملاً مشخص است كه هنر در خدمت بيان ارزشها و اهداف الهي قرار ميگيرد. پس وقتي ميگوييم هنرمند ارزشي يا غير ارزشي نداريم، اين معنا در ذهن به وجود ميآيد كه همه آثار هنري نيز يك هدف را طي ميكنند! بنابراين نبايد ميان اهداف و جهانبيني فيلمي مانند« يك خانواده محترم» كه به ملت ايران توهين ميكند و فيلمي چون«يه حبه قند» كه زندگي يك خانواده ايراني را به تصوير ميكشد، فرقي گذاشت. يا نبايد ميان خوانندهاي كه صدايش را وقف سرودهاي انقلابي كرده و در عمر هنرياش كاري جز خدمت به انقلاب و حكومت اسلامي نكرده است با كسي كه در آثارش به باورهاي ديني يك ميليارد مسلمان بياحترامي كرده، تفاوت قائل شد؟ آيا واقعا اينها با هم متفاوت نيستند؟!
دكتر روحاني در سخنانش به اين نكته اشاره كرد كه «كارمند دولتي، نميتواند ناظر خوبي براي هنر باشد» در اينجا دوباره به دعواي هنرمند و كار مميز ميرسيم. از نظر كساني كه آثارشان دچار مميزي شده، كارشناس ارشاد چيزي بيشتر از يك مزد بگير نيست كه مخالف آزاديهايي است كه هنرمند براي خود قائل شده است. اما اين تفكر در ابتدا به جاي آنكه در نقد مميزي باشد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را زير سؤال برده كه در كمال ناآگاهي كساني را به كار مميزي گماشته است كه هيچ سررشتهاي از آن هنر ندارند. اما تا جايي كه در حوزههايي چون سينما، تئاتر و ادبيات سراغ داريم كساني مسئوليت مميزي را بر عهده دارند كه خود از فعالان و كارشناسان آن شاخه از هنر هستند. اگر هم در اين قضيه قصوري صورت گرفته است و مميزي در موردي خاص به جاي آنكه به فردي متخصص محول شود، به شخصي ناآگاه سپرده شده است، ميتوان با تغيير شخص مميز آن را تصحيح نمود.
در مورد اينكه نبايد به هنر نگاه امنيتي داشت، سخنان رئيسجمهور كاملاً درست است، اما هنگامي كه يك هنرمند خود را درگير مسائلي ميكند كه امنيت جامعه را به خطر مياندازد، تكليف چيست؟! دكتر روحاني بسيار بيشتر از افراد عادي جامعه در جريان اتفاقات سال 88 است و احتمالا به خوبي از حضور برخي از هنرمندان در آن اتفاقات ناگوار مطلع است. در همين كشور كارگرداني كه به دليل ساخت فيلم براي حمايت از فتنه در بازداشت به سر ميبرد، از راههاي مختلف با خارج از كشور ارتباط برقرار ميكند و حساسيتهاي سياسي اتحاديه اروپا را بر ميانگيزد، به طوري كه در چند جشنواره بينالمللي فيلم، براي آزادي وي بيانيه خوانده ميشود و هيئت نمايندگان اتحاديه اروپا در تهران با وي ديدار ميكنند، اين گونه اقدامات را چطور ميتوان در چارچوب نداشتن نگاه امنيتي به هنر تفسير و تعريف كرد؟
ساخت فيلمهاي زير زميني و دور زدن وزارت ارشاد و نشان دادن تصويري خشن، سياه و نااميدانه از كشور، چه تعريفي جز اقدام عليه امنيت دارد؟ آيا فيلمسازي كه آثار زيرزميني ميسازد و با حضور در جشنوارههاي اروپايي عليه نظام سخن ميگويد، كودك يا نوجواني ناآگاه است كه به عواقب منفي اقدامش واقف نباشد و از صدماتي كه به وجهه كشور وارد ميكند اطلاع نداشته باشد؟
ديدار هنرمندان با رئيسجمهور درست يك روز بعد از كارت زرد مجلس به علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي رخ داد. رئيسجمهور با بيان اينكه ممكن است جنتي بار ديگر نيز كارت زرد بگيرد، تصريح كرد: «كارت زرد براي اين دولت نگراني نيست». شنيدن اين سخنان از جايگاه رئيسجمهور باعث تعجب است كه چرا بايد رئيس قوه مجريه به طور آشكار اختيارات مجلس شوراي اسلامي و قدرت نظارتي مجلس را ناديده بگيرد؟ مجلس تا به حال سه نوبت به وزراي دولت يازدهم كارت زرد داده است. اين كارتها ميتوانند در آينده راه را براي استيضاح وزير هموار كنند و براي دولتي كه هنوز نيمي از يك سال از عمر فعاليتش نگذشته بسيار زود خواهد بود كه وزرايش را در آستانه استيضاح ببيند. اينگونه موضعگيري دكتر روحاني مقابل مجلس مطابقت كامل با موضعگيري احمدينژاد دارد كه دكتر روحاني بارها در سخنانش يكي از انگيزههاي ورودش به انتخابات رياست جمهوري را مقابله با افراطيگري گذشته اعلام كرده است!
دكتر روحاني همچنين در پايان سخنانش از به انزوا كشاندن افراطيون سخن گفت، اما باز هم ابهامي را در ذهنها شكل داد كه منظور از افراطي چه كساني است؟ پيش از اين مشاهده شده بود كه برخي از اهالي هنر به منتقدان خود انگ افراطيگري زدهاند. اينكه آيا معناي مورد نظر دكتر روحاني از افراطيگري تا چه حد به معناي منتقدان بوده است و آيا دولت ميخواهد منتقدان خود را منزوي كند يا خير؟! كه اگر معناي انزواي منتقدان را از آن برداشت كنيم اين خود به معناي دامن زدن به افراطيگري نيست؟
صد البته که روحانی می خواهد 4 سال یا به احتمال نصف بعلاوه یک بیشتر صرفأ رئیس جمهور بماند .والسلام
بسم الله الرّحمن الرّحیم*