کد خبر: 628680
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۸
اولاد آدم

ابوي به ديوار تكيه داده، سرش را روي زمين گذاشته و پاهايش را بالا برده و مي‌گويد به اين مي‌گويند دنياي وارونه. تازه من اولاد آدم كه خيال مي‌كردم ابوي دارد ورزش مي‌كند، فهميدم كه باز ابوي مي‌خواهد به نكته‌اي اشاره كند. مي‌گويم پدر من شما درست مثل آدميزاد بشين و حرفت را بگو. من كي به حرفت گوش نداده‌ام كه هي چپه مي‌شوي و راسته حرف مي‌زني؟ ابوي خود را راست مي‌كند و مي‌گويد: آخر يك قصه كه نيست. اين قصه سر دراز دارد. چپ و راست هم كه بشوي فايده‌اي ندارد كه ندارد. مهم آن پشت مشت‌هاست كه من و تو نمي‌بينيم. ماها آدم‌هايي زودباوريم! مي‌گويم: شما بفرماييد يك وقت ديديد كه مكاشفه‌اي شد و ما يك آن پشت پرده را هم ديديم. مي‌گويد: شنيده‌اي خسروجردي رئيس اتحاديه صادركنندگان فرآورده‌هاي نفتي گفته بابك زنجاني و ضراب عضو آن اتحاديه نيستند اما مخالف برخورد با آنهاست و مي‌گويد همان‌ها فقط مي‌توانسته‌اند كار كنند و دستشان درد نكند.‌.‌. مي‌گويم: خب اينكه مي‌شود دنياي نفتي وارونه. به تمام دنيا چه دخل دارد؟ شايد هم راست مي‌گويد. حتماً راست مي‌گويد.‌.‌. ابوي مي‌گويد: شنيده‌اي محمد كشتي‌آراي، رئيس اتحاديه طلا و جواهر گفته سرمايه‌گذاري روي طلا و سكه در حال حاضر صرفه اقتصادي ندارد و بهتر است سرمايه‌گذاران به سمت سرمايه‌گذاري در بازارهايي مثل سهام، اوراق مشاركت و بانك‌ها بروند... مي‌گويم خب اينكه دنياي طلايي وارونه است، ربطي به كل دنيا ندارد. اما شايد راست مي‌گويد. حتماً راست مي‌گويد...

ابوي مي‌گويد: شنيده‌اي حسن ركني، معاون بهبود امور توليدات دام وزارت جهاد كشاورزي گفته هيچ نيازي به واردات مرغ و تخم‌مرغ نيست، زيرا توليد فراوان است و حتي صادرات انجام مي‌شود... مچ ابوي را مي‌گيرم و مي‌گويم: خب اينكه خوب است. مي‌گويد: وقتي توليد زياد است نرخ را مي‌آورند پايين تا مردم حالش را ببرند نه اينكه هم بالا ببرندش هم صادرش كنند. مي‌گويم: درست مي‌فرماييد اين هم مي‌شود دنياي مرغي وارونه. اما شايد، هم بايد گران كنند و هم صادر. شايد راست مي‌گويد. حتماً راست مي‌گويد...

مي‌گويد: شنيده‌اي احمدي‌مقدم، فرمانده نيروي انتظامي از يك آقاي وزير اسبق خواسته كه در زيرمجموعه كاري‌اش پليس جرائم اقتصادي تأسيس كنند، او هم جواب داده «نيروي اضافي روي دستتان مانده كه مي‌خواهيد پليس در حيطه كاري من تشكيل دهيد». فرمانده ناجا هم ناراحت شده گفته وقتي ما را نامحرم مي‌دانند و اجازه ورود به مسائل مبارزه با مفاسد اقتصادي را به ما نمي‌دهد ما چه كنيم. خودشان بروند برخورد كنند. مي‌گويم: عجب! اما حرف راست است ديگر... خودشان بروند... اينها نروند... ابوي مي‌گويد: مي‌بيني! قصه زودباوري ماست. يكي مي‌گويد زنجاني بد است، مي‌گوييم بد است. آن وقت يكي مي‌گويد خوب است، مي‌گوييم خوب. يكي مي‌گويد طلا بخريد مي‌خريم، يكي مي‌گويد نخريد نمي‌خريم. يكي مي‌گويد مرغ زياد است، مي‌گوييم صادر كنيد. يكي مي‌گويد كم است، مي‌گوييم گران كنيد. يكي مي‌گويد حواسمان به تخلفات هست، خوشحال مي‌شويم. بعد مي‌گويد خودشان حواسشان باشد ناراحت مي‌شويم.

مي‌گويم: راست مي‌گويي پدرم. درست مثل آن پروژه دانشجويي كه جايزه گرفت.

مي‌گويد كدام؟

مي‌گويم: پروژه ما چقد زود باوريم!... يك دانشجوي سال آخري در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستي مبني بر كنترل سخت يا حذف ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوكسيد» توسط دولت را امضا كنند و براي اين خواسته خود دلايل زير را عنوان كرده بود: ۱ - مقدار زياد آن باعث عرق كردن زياد و استفراغ مي‌شود. ۲ - يك عنصر اصلي باران اسيدي است. ۳ - وقتي به حالت گاز در مي‌آيد بسيار سوزاننده است. ۴ - استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد مي‌شود. ۵ - باعث فرسايش اجسام مي‌شود. ۶ - حتي روي ترمز اتومبيل‌ها اثر منفي مي‌گذارد.

۷ - حتي در تومورهاي سرطاني نيز يافت شده است.

از ۵۰ نفر ۴۳ نفر دادخواست را امضا كردند. شش نفر به طور كلي علاقه‌اي نشان ندادند و اما فقط يك نفر مي‌دانست كه ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوكسيد» در واقع همان آب است!

ابوي مي‌گويد: چه جالب. يعني همه چي بازي با الفاظ است؟مي‌گويم: اراده‌اي بايد باشد كه نيست. اراده بر ارزاني نيست. اراده بر مقابله با فساد نيست. اراده بر... . ابوي مي‌گويد: دنياي وارونه است. مثل هواي تهران كه وارونگي‌اش بيشتر از وضعيت طبيعي‌اش است... به ديوار تكيه مي‌دهم. پاهايم را بالا مي‌برم و خنده وارونه ابوي را مي‌بينم...

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار