کد خبر: 628374
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۷
مروري بر كارنامه آيت‌الله‌العظمي سيد‌صدر‌الدين صدر از ورود به ايران تا رحلت
روزهايي كه برما مي‌گذرد مصادف است با سالروز ارتحال مرجع فقيد مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيد‌صدر‌الدين صدر(قده).
شاهد توحيدي

آن بزرگ يكي از «مراجع ثلاث‌» بود كه پس از رحلت آيت‌الله‌العظمي حائري(قده) و در اوج اختناق رضاخاني، به اداره حوزه علميه قم وحراست از آن همت گماشت و بي‌شك شكوفايي و بالندگي امروز حوزه قم، مرهون زحمات بزرگاني چون اوست. «جوان»درسالروز رحلت آن مرجع بزرگ و در پاسداشت مجاهدات وي، شما را به بازخواني فرازهايي مهم از حيات علمي و اجتماعي ايشان دعوت مي‌كند. يادش گرامي باد.

مرقد مطهر امام هشتم حضرت رضا (ع) در مشهد مقدس همواره مؤثر‌ترين عامل جلب توجه و تعلق خاطر شيعيان جهان به ويژه علما به كشور ايران بوده است. آيت‌الله‌العظمي سيد صدر‌الدين‌صدر(قدس سره الشريف) در سال 1339ق (1299ش)، يك سال پس از وفات پدرش، به ايران مسافرت كرد و به فيض زيارت مرقد مبارك حضرت رضا(ع) در مشهد نائل آمد اما اقامت زيارتي او طولاني شد و به سكونت پنج ساله‌اش در مشهد انجاميد. در اين مدت به تبليغ و ارشاد مردم و اقامه نماز جماعت و تدريس در حوزه علميه مشهد مشغول بود و طلاب و فضلاي كثيري از محضر او استفاده مي‌كردند. مدتي كه از اقامتش در مشهد مقدس گذشت با دخت فاضله مرجع تقليد معروف و مبارز مرحوم آيت‌الله‌العظمي حاج آقا حسين قمي (درگذشته به سال 1325ش) ازدواج كرد. اين وصلت خانوادگي با بيت آن فقيه و مرجع بزرگ براي صدر‌الدين صدر در ايران و عراق مايه حسن شهرت و كسب حرمت و نفوذ بيش از پيش گرديد و موقعيت اجتماعي ممتازي برايش به ارمغان آورد. حتي سال‌ها بعد در ترويج و تثبيت مرجعيت او، تأييد پدر همسرش آيت‌الله حاج آقا حسين قمي نيز مؤثر افتاد.

اقامت دائمي در ايران

اقامت در مشهد براي آيت‌الله صدر موقعيت بسيار مطلوبي فراهم آورده بود اما پس از گذشت حدود پنج سال در سال 1344ق (1304ش) به عراق برگشت و نزديك به پنج سال ملازم درس و بحث خارج فقه و اصول علامه ميرزا محمد حسين نائيني در نجف شد اما در سال 1349ق، براي بار دوم به ايران آمد و اين بار براي هميشه ماندگار شد. آيت‌الله صدر هنگامي كه وارد ايران گرديد، ابتدا به قم رفت و مرقد حضرت معصومه(س) را زيارت كرد. آن زمان حوزه علميه قم 9 ساله شده و با مديريت مدبرانه آيت‌الله‌العظمي شيخ عبد‌الكريم حائري رونق و احتشامي چشمگير گرفته بود و هنوز از تخريب رضاخاني و اعمال زور و فشار استبدادي او نشاني به چشم نمي‌خورد. آيت‌الله صدر در قم مورد توجه و عنايت شيخ مؤسس قرار گرفت. او در مدت توقف براي اكرام و احترام شيخ در درس وي مي‌نشست. شيخ پيشنهاد كرد كه درس و بحثي براي طلاب و فضلاي حوزه آغاز كند. آقاي صدر پيشنهاد شيخ را پذيرفت و چندين ماه به تدريس و در عين حال منبر و اقامه نماز جماعت در قم مشغول شد تا اينكه از شيخ خداحافظي كرد و به مشهد مقدس برگشت.

از حوادث آينده حوزه علميه قم و دعوت آيت‌الله شيخ عبد‌الكريم حائري از آيت‌الله صدر به قم در سال 1313ش معلوم مي‌شود كه شيخ در اين مدت محدود چند ماهه، منش و روش عالمانه، سلوك اخلاقي، منزلت علمي، شيوه تدريس و تبليغ و سعه‌صدر آيت‌الله صدر را كاملاً پسنديده و ايشان را براي تصدي زعامت حوزه شايسته ديده بود.

بار ديگر در قم

آيت‌الله‌العظمي شيخ عبدالكريم حائري (مؤسس) از پيش آمدن شرايط سختي كه استبداد رضاخاني بر حوزه و روحانيت تحميل و فشار را بر سر حوزه و روحانيت مضاعف كرده بود، بسيار نگران آينده حوزه و دوام و قوام آن بود. شيخ مي‌دانست كه براي اداره حوزه علميه و تداوم درس و بحث علمي و ديني در آن، فقهايي مدير و مدبر و صبور لازم است. او آيت‌الله سيد محمد حجت و آيت‌الله سيد صدر‌الدين صدر را براي تصدي اين مسئوليت شايسته مي‌دانست. آقاي حجت در قم فعاليت داشت اما آيت‌الله صدر در مشهد به سر مي‌برد. شيخ در پي فرصت مناسبي بود كه آقاي صدر را به قم دعوت نمايد تا اينكه در سال 1313ش يكي از تجار متدين قمي براي زيارت مرقد امام رضا(ع) عازم مشهد شد. او براي خداحافظي به ديدن شيخ عبدالكريم رفت. شيخ به وي گفت: من پير شده‌ام، اگر بتواني آقاي صدر‌الدين صدر را از مشهد به قم حركت بدهي و با خود بياوري، كار بزرگي كرده‌اي! آن تاجر سفارش شيخ مؤسس را در كمال شايستگي انجام داد و دعوت او را به آيت‌الله صدر ابلاغ نمود. ايشان هم دعوت شيخ را پذيرفت و به همراه بازرگان قمي به قم عزيمت كرد. گفته مي‌شود شيخ با ديدن سيد صدر‌الدين صدر بسيار خوشحال و چشمانش روشن گرديد. بدين گونه فصل جديدي در زندگي آيت‌الله صدر و در تاريخ حوزه علميه قم آغاز شد و از آن پس تا آخر عمر حدود 19 سال تمام در قم ماند و منشأ آثار و خدمات علمي و اجتماعي فراواني گرديد. او به عنوان يكي از مراجع بزرگ تقليد و زعيم حوزه موفق شد صد‌ها عالم و مجتهد را پرورش دهد و بعد از وفات شيخ مؤسس، به همراه دو مرجع ديگر (حجت و خوانساري) توانست حوزه را در سخت‌ترين شرايط سال‌هاي خفقان قبل از شهريور 1320 حمايت نمايد.

تدريس درقم

مهم‌ترين فعاليت آيت‌الله صدر از جواني در كربلا، نجف، مشهد و قم تدريس فقه و اصول بود، هر جا مدتي سكونت داشته به تدريس و تعليم و تربيت طلاب مشغول بوده است. بعد از اقامت دائمي در قم هم در درس‌هاي شيخ عبدالكريم حائري شركت مي‌كرد و هم خود به تدريس سطوح عالي و درس خارج فقه و اصول مي‌پرداخت. او تا آخرين روز‌هاي عمرش تدريس را تعطيل نكرد. تعداد شاگردان او هر چند از تعداد شاگردان دو مرجع ديگر (حجت و خوانساري) كمتر مي‌نمود اما اغلب طلاب و تربيت‌يافتگان مكتب فقهي و اصولي او مردان بزرگ تاريخي بودند. نام اين شخصيت‌ها، مجتهدان و فرهيختگان نامي تاريخ علم و انديشه و دين را در بين اسامي صد‌ها شاگرد فاضل او مي‌بينيم. شهيد مرتضي مطهري، شيخ علي مشكيني، سيد‌محمد باقر سلطان طباطبايي، سيد‌موسي شبيري زنجاني، شهيد شيخ محمد صدوقي يزدي، شيخ مرتضي فقيهي، سيد‌حسن مدرسي يزدي، سيد‌حسين موسوي گرمايي، سيد‌رضا صدر و امام موسي صدر (فرزندان آيت‌الله) و...

آغاز مرجعيت

علما، فضلا، طلاب حوزه علميه قم و مقلدان شيخ عبدالكريم حائري همه مي‌دانستند كه شيخ دو نفر از فقهاي بزرگ حوزه يعني حجت و صدر را وصي خود قرار داده و به آن دو از هر لحاظ اعتماد دارد. بنابراين بعد از شيخ اغلب مقلدان او متوجه آيت‌الله حجت و آيت‌الله صدر شدند. البته همچنان كه در سطور پيش اشاره كرديم، مرجع بزرگ تقليد، تأييد آيت‌الله حاج آقا حسين قمي پدر همسرآيت‌الله صدر نيز در احراز مرجعيت و توجه مردم به او بسيار مؤثر بود؛ زيرا ايشان هم مسائل احتياطي خود را به دامادش صدر ارجاع مي‌داد و مردم را متوجه موقعيت علمي او مي‌ساخت و هم جواز تقليد از آيت‌الله صدر را تأييد و او را فقيهي جامع‌الشرايط تقليد معرفي مي‌كرد. چون آقا حسين قمي بسيار محتاط و اهل احتياط بود و هر كسي را مورد تأييد قرار نمي‌داد، مردم در پي تأييد او، مرجعيت آيت‌الله صدر را پذيرفتند و شماري از مقلدان شيخ عبدالكريم از او و اغلب از آيت‌الله حجت تقليد كردند. آيت‌الله خوانساري هم در مرحله بعدي به آن دو پيوست.

هوشمندي و تدبير

هيچ دوره‌اي در تاريخ ايران نظير دوره حاكميت رضاخان پهلوي بر علماي دين و روحانيت و حوزه‌هاي علميه، سخت نگذشته است. اين واقعيتي است مبتني بر صد‌ها سند تاريخي كه از زبان و قلم صد‌ها و هزاران عالم، نويسنده و گوينده متعلق به آن عصر خفقان، بازگو شده و به ثبت رسيده است. با توجه به سختگيري‌هاي رژيم پهلوي و مكر و نيرنگ‌هايي كه بر ضد روحانيت به كار مي‌برد، علما و روحانيون براي مصون ماندن از دشمني‌ها و توطئه‌هاي حكومت، بسيار احتياط مي‌كردند و در رفتار و روابط خود با مردم و ارباب رجوع خيلي هوشيار بودند تا آماج تير‌هاي زهرآگين خصومت رضاخاني واقع نشوند. مرحوم آيت‌الله شيخ عبدالحسين غروي تبريزي كه از شاگردان آيت‌الله صدر بود، خاطره ذيل را از ايشان نقل مي‌كرد كه حاكي از هوشمندي و فراست مرحوم صدر در دوره رضاخان به‌ويژه بعد از وفات شيخ حائري است: «يك روز من با يك طلبه ديگر بعد از جلسه درس، به همراه استادمان آقاي صدر در كوچه‌اي طولاني با هم مي‌رفتيم و در مورد مسائل درسي صحبت مي‌كرديم. كسي هم در كوچه نبود. ناگهان زني از يك خانه بيرون آمد، سر راه ما ايستاد و مسئله‌اي شرعي را از آقاي صدر پرسيد. ايشان ايستاد و پاسخ داد و بعد راه افتاد. آنگاه به ما گفت: اگر شما همراه من نبوديد، پاسخ اين خانم را نمي‌گفتم و به راه خود ادامه مي‌دادم، چون ما در دوره‌اي زندگي مي‌كنيم كه گرفتار انواع بلايا هستيم، اگر من به تنهايي در وسط كوچه‌اي خلوت، با يك زن صحبت مي‌كردم و عوامل رضاخان سر مي‌رسيدند، هيچ بعيد نبود كه براي ضربه زدن به روحانيت، شايعه مي‌پراكندند. ما بايد دربرابر اين فتنه‌ها بسيار هوشيار باشيم.»

دو فرزند برومند

جا دارد در اينجا يادي از دو فرزند ارجمند آيت‌الله صدر نماييم كه مصداق بارز باقيات صالحات بودند. ايشان سه پسر و پنج دختر داشت، اما دو پسر او علاوه بر اينكه افتخار پدر و بلكه سلسله خاندان صدر محسوب مي‌شوند در تاريخ تشيع و حوزه علميه قم و روحانيت شيعه از جايگاهي بسيار والا برخوردارند.

يكي از اين دو فرزند دانشور، عالم فرزانه مرحوم آيت‌الله سيدرضا صدر (1373 ـ 1299ش) از مدرسان بزرگ حوزه علميه قم بود و ده‌ها سال همچون پدر بزرگوارش در تعليم و تربيت طلاب فاضل و علماي متعهد از هيچ اقدام و كوششي دريغ نورزيد و از شخصيت‌هاي مؤثر حوزه و روحانيت به شمار مي‌رفت. ايشان همچنين در عرصه تحقيق و تأليف كتاب‌هايي ماندگار و سودمند، بسيار كوشا بود و آثاري علمي در زمينه‌هاي مختلف معارف ديني با قلمي توانا و نثري شيوا نگاشته است كه از آن ميان كتاب «حسن يوسف» بسيار مشهور است. او در زمينه تعليم و تربيت طلاب، تأليف و نگارش كتاب‌هاي مفيد و فراوان و داشتن اخلاق نيك و تهذيب نفس، درست آيينه تمام‌نماي پدرش بود.

دومين فرزند، عالم سياستمدار و مجاهد متفكر امام موسي صدر (متولد 1307ش) است كه در تاريخ مبارزات امت اسلامي به ويژه مردم لبنان بر ضد امپرياليسم غرب و مستكبران جهاني و صهيونيسم غاصب، به عنوان يك رهبر بيدار و مصلح نقش اساسي داشته و پيشگام و پيشواي مقاومت اسلامي شيعيان جنوب لبنان محسوب مي‌شود. او توانست مردم لبنان و گروه‌هاي سياسي و پيروان مذاهب متعدد را در صفي واحد، در راستاي كسب استقلال و مقاومت ضد استعماري متحد و منسجم گرداند و اين كاري بسيار بزرگ و حياتي براي ملت لبنان بود، به طوري كه دشمنان نتوانستند حضور مؤثر و وحدت‌بخش او را تحمل كنند. . . بدين‌گونه امام موسي صدر از شهريور 1357 در پي توطئه مشترك صهيونيست‌ها و ديگر دشمنان امت اسلامي ناپديد شد اما حضور معنوي و تأثير پايدار او هنوز هم در بين مردم لبنان و در جبهه مقاومت اسلامي اين كشور بر ضد صهيونيست‌هاي تروريست و اشغالگر محسوس و الهام‌بخش است.

درگذشت آيت‌الله صدر

آيت‌الله صدر پس از 74 سال عمر پر‌بركت و در عين حال پر‌فراز و نشيب در 19 ربيع‌الاول 1372ق/ دي ماه 1332 بر اثر بيماري قلبي درگذشت. مرجع بزرگ آيت‌الله بروجردي بر پيكر او نماز گزارد. آنگاه جنازه آن بزرگوار در كنار قبر مؤسس حوزه شيخ عبدالكريم حائري يزدي، در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.

او بحق از اركان اساسي حوزه علميه قم و مراجع و فقهاي بزرگ عالم تشيع بود كه در دوراني بسيار سخت و بحراني، توانست نقش ماندگار در تاريخ روحانيت و ايران ايفا نمايد و سلامت خود را هم در توفان همان بحران‌ها از دست داد. به گفته خودش بيماري قلبي او از لحظه‌اي شروع شد كه با چشم خود ديد فرماندار قم در فاجعه كشف حجاب، چادر‌زني مسلمان و عفيفه را هنگام خروج از حرم حضرت معصومه(س) از سرش كشيد و زير پاي خود پاره پاره كرد. قلب آيت‌الله صدر از آن زمان دچار ناراحتي شديدي شد و كم‌كم به صورت بيماري مستمر و آزار‌دهنده‌اي درآمد كه وي تا پايان عمر نزديك به 20 سال آن را تحمل كرد و سر‌انجام همان بيماري او را از پاي درآورد.

در سوگ آيت‌الله صدر

در سوگ آيت‌الله صدر شعرا و فضلاي اهل ذوق تأثرات خود و جامعه و اهل علم را در قالب شعر و نظم ثبت كرده‌اند. از آن ميان مرحوم حاج علي اكبر «خوشدل» تهراني مي‌گويد:

«صدر ديوان فضيلت بدر برج علم و دين

اي دريغا رفت و زد آتش به جان مسلمين

آيت‌الله معظم افتخار دين و شرع

حجت‌الاسلام اعظم، اعتبار شرع و دين

بدر رخشان حقايق صدر ديوان شرف

مهر تابان دقايق چرخ ايمان و يقين»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها