دو هفتهاي هست كه در تحولات عراق چرخش محسوسي مشاهده ميشود و نبردهاي اين كشور شكل متفاوتي به خود گرفته است. طي سالهاي گذشته شهرهاي كوچك و بزرگ اين كشور به ويژه بغداد، موصل، بعقوبه، طوز خورماتو و كركوك شاهد حملات خونين تروريستي بوده است و نيروهاي امنيتي هم در درون همين شهرها با تروريستها مقابله ميكردهاند و ارتش در حملات ضدتروريستي نقشي كمرنگ و حاشيهاي داشته است.
نيروهاي امنيتي و پليس عراق در عمليات شهري ماههاي اخير ضربات زيادي را به شبهنظاميان مسلح وارد كردهاند. در اين عمليات كه اخبار آن به طور روزانه پوشش داده ميشد، صدها مظنون به فعاليت تروريستي دستگير شدند و سلاح و مهمات زيادي از آنها كشف و ضبط شد. در كل، اين عمليات هرچند موفقيتهايي را در پي داشت، ولي نتوانست ضربه كاري و تمامكننده را به تروريستها وارد نمايد؛ انفجارهاي خونين و زنجيرهاي مثل قبل ادامه يافت و حتي ابعاد تازهاي هم گرفت. شمار تلفات غيرنظاميان در استانهاي بغداد، ديالي، صلاحالدين، نينوا، الانبار و كركوك به طور نگرانكنندهاي افزايش يافت و احساس ميشد كه تروريستها هر وقت كه بخواهند و در هرجايي كه اراده كنند، ميتوانند حمام خون راه بيندازند.
اين ناكامي دولت و ارتش دلايل مختلفي داشت، مثل پنهان شدن سريع و راحت تروريستها در درونساختارهاي شهري، نفوذ و حضور عوامل تروريستي در داخل دستگاههاي انتظامي و امنيتي و پيوند عناصر القاعده داخل خاك دو كشور عراق و سوريه تحت نام امارات اسلامي عراق و شام» كه به طور اختصاري «داعش» خوانده ميشود. اما، اين حقيقت را نيز نميتوان انكار كرد كه تبليغات ضدشيعي تكفيريها و القاعده در عراق تا حدودي نتيجه داده و بخشهايي از اقشار سني مذهب را در استانهاي ذكر شده با خود همراه كرده است؛ القاعده روند دموكراتيك در عراق را يك بدعت ميداند و مدعي است سرزمين بينالنهرين تحت حاكميت سنيها بوده و الان نيز بايد اين حاكميت به آنها برگردد. دو هفته قبل كه عناصر القاعده ميدان نبرد را به بيابانهاي استان الانبار كشاندند، تصور ميشد اين تغيير تاكتيك و خروج از شهرها اشتباه بزرگ تروريستهاست و آنها به زودي بهاي سنگين آن را ميپردازند.
اين پيشبيني كارشناسان قابل توجيه بود؛ چون پاي ارتش عراق به ميان كشيده ميشد و با شفاف شدن عرصه نبرد و تمييز داده شدن ميان دوست و دشمن، نيروهاي هوايي و زميني عراق تمام قد وارد عمل ميشدند و تروريستها نيز نميتوانستند از ساختارهاي شهري و جمعيتهاي غيرنظامي به نفع خود استفاده كنند. اوايل دي ماه كه جنگ تغيير ماهيت داد، دولت بغداد با توجه به اين فضاي جديدي نيروهاي هوايي و زميني ارتش را همزمان وارد عمل كرد و از جنگندهها و هليكوپترها و توپخانه سنگين براي در هم كوبيدن مواضع داعش و «جبهه النصره» (شاخه ديگر القاعده در سوريه) استفاده كرد. پيروزيهاي اوليه اميدواركننده بود و پس از سه روز ارتش رسماً اعلام كرد تمام مناطق بياباني را از كنترل القاعده خارج كرده است. ولي به زودي جنگ در خيابانهاي شهرهايي مثل فلوجه و رمادي شعلهور شد و شبهنظاميان تأسيسات زيربنايي، جادهها و پلهاي در دسترس را هدف قرار دادند. هدف آنها جلوگيري از ورود نيروهاي ارتش به مناطق غربي الانبار است.
همزمان با اين درگيريها، شبه نظاميان مسلح قصد دارند نبرد را به استانهاي ديالي، نينوا، صلاحالدين و كركوك بكشانند. بحران تروريسم در عراق را از منظر «مكعب بحران» ميتوان اينگونه تحليل كرد: از ميان سه ويژگي «تهديد»، «زمان» و «غافلگيري»، تهديد تروريسم مثل قبل «شديد» است؛ اين بحران خصلت غافلگيري خود را تقريباً از دست داده و اكنون پس از گذشت سالها ميتوان گفت كه اين خصلت آن ضعيف است، اما بعد زماني بحران فوقالعاده حساس بوده و بر طرفهاي درگير در عراق نقش سرنوشتساز دارد؛ براي تروريستهاي القاعده و كشورهايي مثل عربستان فرصتها در حال از دست رفتن است. تا انتخابات پارلماني جديد چند ماهي بيشتر باقي نمانده است و اگر دولت بتواند مدت قانوني خود را سپري كند و قدرت را به دولت منتخب و قانوني جديد بسپارد، در اين صورت روند دموكراتيك در عراق نهادينه ميشود و اين براي تندروها و رياض يك كابوس واقعي خواهد بود.
بنابراين، اگر عناصر تكفيري و القاعده بتوانند جنگ را به استانهاي سنينشين بكشانند، عملاً اين استانها را از فرآيند رأيگيري خارج مينمايند و به دولت نوپاي عراق ضربه مهمي وارد ميكنند و مشروعيت آن را زير سؤال ميبرند. پس بعد زماني مكعب بحران عراق بسيار حساس است و دولت بايد همه منابع خود را به كار بگيرد و اين بحران را جمع كند، چون گذشت زمان به نفع دولت نيست.