کد خبر: 627779
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۴
زمان تنها عنصر مؤثر در پيري نيست
عموماً تصورات ما درباره گذر زمان و روند پير شدن جالب و قابل تأمل است. اين تصورات با همه گوناگوني و چنددستگي‌شان دست‌كم در يك موضوع اشتراك دارند؛
ليلا محمدي

عموماً تصورات ما درباره گذر زمان و روند پير شدن جالب و قابل تأمل است. اين تصورات با همه گوناگوني و چنددستگي‌شان دست‌كم در يك موضوع اشتراك دارند؛ اينكه ما معمولاً به عقربه‌ها و ورق‌هاي تقويم اعتماد كاملي داريم اما هيچ فكر كرده‌ايد منشأ اين اعتماد عجيب و غريب كجاست؟ مثالي در اين باره مي‌زنم تا قضيه كمي روشن شود. اگر شناسنامه و تقويم و ساعت ديواري – سه معيار و محك معمول براي اندازه‌گيري گذر زمان ـ به ما بگويند 30 سال از عمر ما يا شش ماه از سال يا 10 ساعت از يك روز گذشته همه ما بدون كوچك‌ترين ترديدي مي‌پذيريم و باور مي‌كنيم كه 30 سال از عمر، شش ماه از سال يا 10 ساعت از يك روز گذشته است اما گذر زمان كه به صورت مجزا با ما احساس نمي‌شود. گذر زمان هميشه در نسبت با عمر تعريف مي‌شود، به خاطر همين است كه ما معمولاً بعد از ازدست دادن يك روز يا يك ماه يا يك سال در صورتي كه نتوانسته باشيم آن گونه كه بايد و شايد از آن روز يا از آن ماه يا از آن سال استفاده كنيم، احساس خسران و زيان مي‌كنيم.

سؤال اين جاست كه اگر گذر زمان به صورت خطي است ـ به اين معنا كه زمان هيچ‌گاه به عقب برنمي‌گردد، كش نمي‌آيد، كم و زياد نمي‌شود ـ آيا همين خصلت‌ها درباره تأثير زمان روي ذهن و جسم ما هم يكسان است؟ به عبارت بهتر آيا تأثير زمان روي ما يك تأثير خطي است؟ اجازه بدهيد از منظر ديگري به اين قضيه نگاه كنيم.

پير شدن آدم، يعني حركت خطي و پيوسته او از جنيني به سمت نوزادي و از نوزادي به كودكي، از كودكي به نوجواني و از نوجواني به جواني تا ميانسالي و پيري و سالمندي، برخلاف آنچه در ذهن ما نقش بسته و عمدتاً بر اساس تيك‌تاك‌ها و ورق‌ها تقويم پرمي‌شود نيست! وقتي جزئي‌تر به اجزا و عناصر اين داستان گذر عمر نگاه مي‌كنيم، داوري ما همان نيست كه پيشتر به آن معتقد بوديم. مسلماً در چنين وضعيتي موضع‌گيري ما تغيير مي‌كند و از خود مي‌پرسيم آيا قصه پير شدن ما مثل زمان تقويمي به صورت خطي و با يك سرعت پيوسته است؟

معمولاً اينجا همان نقطه‌اي است كه يك اشتباه فاحش روي مي‌دهد و همه هم خيلي ساده از روي اين اشتباه مي‌گذرند و به روي خودشان نمي‌آورند اما آن اشتباه عجيب چيست؟ همه ما عموماً اين تصور را داريم كه روند پيري يك سير خطي منظم و به هم پيوسته دارد، يعني مثلاً آدم روز به روز پير مي‌شود. ساعت به ساعت پير مي‌شود. دقيقه به دقيقه، ثانيه به ثانيه، يعني اگر ديد تقويمي و خطي به روند پيري داشته باشيد، مسلماً شما يك ثانيه بعد پيرتر از يك ثانيه پيش هستيد، حتي مي‌توان اين داستان را جزئي‌تر و با وسواس بيشتري ادامه داد و گفت شما يك‌صدم ثانيه پيش جوان‌تر از يك صدم ثانيه بعد بوديد.

تاريخ تولدمان چقدر با سنمان تناسب دارد؟

لابد تا به حال در زندگي‌تان ميان وابستگان و همسايه‌ها و آدم‌هاي دور و بر به نمونه‌هايي از افرادي برخورده‌ايد كه پيرتر از سن واقعي و شناسنامه‌اي‌شان به نظر مي‌رسند يا بالعكس. به فرض مردي يا زني را مي‌بينيد كه اگر شناسنامه و تاريخ تولدش را معيار و محك قرار دهيد، سن او 50 سال خواهد بود اما اگر صورت و سيما و تن او معيار و محك داوري‌تان قرار گيرد در آن صورت ممكن است او را يك آدم 60 ساله ببينيد يا نه در مواردي ممكن است سن صورت و تن يك فرد از سن شناسنامه‌اي‌اش كمتر باشد و به اصطلاح جوان‌تر به نظر برسد.

همه ما اين مثال‌ها را به صورت عيني و تجربه شده در زندگي‌مان ديده‌ايم و چندان موضوع عجيبي نيست. پزشكي و روانپزشكي و روانشناسي هم تأييد مي‌كند كه افراد بر اساس تجربيات تلخ و شيريني كه در زندگي دارند، فشارهاي خانوادگي و معيشتي و اجتماعي، اتفاقات بسيار ناگوار نظير از دست دادن بستگان و اعضاي خانواده به صورت يكجا در حوادث غيرمترقبه يا در سوانح مثل تصادفات رانندگي يك‌شبه يا در يك ماه يا در زمان كوتاه سير پيري‌شان شتاب عجيبي مي‌گيرد.

كسي همسرش را بر اثر يك حادثه، بيماري و نظاير آن از دست مي‌دهد و به خاطر علاقه و عشق شديدي كه به همسرش دارد و تاب اين فراق جانكاه را ندارد، در طول چند ماه يا چند سال بسيار شكسته و فرتوت مي‌شود، آنقدر كه ما انگار با دو فرد مختلف روبه‌رو هستيم. حتي اگر دو تصوير از او پيش و پس از حادثه را با هم قياس كنيم، مي‌بينيم كه اين شكستگي در صورت و سيماي او مشهود است. علائم اين پيري در رنگ موها و سر و صورت و تن او به صورت واضح به چشم مي‌آيد، البته فرد اگر حتي خود را در آينه هم نبيند و عكس‌هاي پس و پيش را هم كنار هم قرار ندهد، باز در درون خود احساس مي‌كند كه آدم پيشين نيست و بخش قابل توجهي از نيروهاي جسمي و ذهني خود را از دست داده است.

به اسم غذا دشمن مي‌بلعيم!

امروز پزشكي تأييد مي‌كند برخي ژن‌ها روند پيري را در انسان تندتر مي‌كند و حتي برخي شاخص‌ها مثل بالا بودن قند خون مي‌تواند منجر به پيري زودرس شود، همچنين خوردن غذاهاي پركالري مي‌تواند روند پيري را در انسان با شتاب بيشتري پيش ببرد، البته دليل اين موضوع هم تا حدود زيادي روشن است. وقتي كسي عادت دارد و اين عادت در سبد و برنامه غذايي‌اش نهادينه شده است كه به صورت مداوم از غذاهاي پركالري – پروتئين و چربي و قندها ـ به ميزان زيادي استفاده كند، در حالي كه تحرك چنداني ندارد، بدن او با اضافي دريافت روبه‌رو مي‌شود. گرچه بخشي از اين اضافي دريافت انرژي به صورت ذخيره چربي در بدن انبار مي‌شود اما بايد توجه كرد كه دستگاه‌هاي داخلي بدن براي هضم و جذب و دفع اين مواد پركالري مجبورند بسيار بيشتر از توان خود كار كنند تا بتوانند اين سه عمل را در كنار هم انجام بدهند. نتيجتاً اتفاقي كه در اينجا خواهد افتاد، اين است كه دستگاه‌هاي مختلف از قلب تا دستگاه‌هاي گوارشي و هضم و دفع با يك پركاري در درازمدت روبه‌رو مي‌شوند و فرصت استراحت آنها با كار بيشتر سلب مي‌شود كه مي‌تواند يكي از مهم‌ترين عوامل استهلاك و پيري زودرس در انسان باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها