قطار انقلاب آهسته و پيوسته روزهاي تاريخي خود را طي كرده است و صداي همراهي و همدلي همراهان خود را بيش از پيش انبوه ساخته و در مسير خود پهنايي به وسعت تمام جهان فراهم كرده است.
انقلاب اسلامي ايران در موازات حركت خود دو نيروي بازدارنده را به وفور احساس كرده است. نيروي خارجياي كه از روزهاي نخستين از سوي ابرقدرتهاي جهان در پي شكست اسلام سياسي بهوجود آمده از اين انقلاب بوده است چراكه براي آنها راه پيمودن آينده با وجود چنين نيروي خطرناكي در جهان، بسيار پر فراز و نشيب و گاهي ناممكن تلقي ميشده است و نيرويي كه مانند مارِ در آستين پرورش يافته از ازل با حبِ جاه و مقام و منفعتطلبي و سود شخصي به انقلاب نگريسته و آنجا كه قدري منافع خود را در خطر ديده است، دست از عناد برنداشته و گاهي راه ابرقدرتان را در داخل پيگيري كرده است و در پايان از قطار وسيع انقلاب پياده شده است. در گوشههايي از تاريخ پرحكايت انقلاب اسلامي، دستان معاندين داخل چه از روي سادهلوحي و چه از عمد در دستان اپوزيسيون خارجي گره خورده است و بيتابانه درصدد به نفس نفس انداختن جان انقلاب بودهاند اما تاريخ گواه است كه هيچگاه نه در جنگ تحميلي كه انقلاب ما طفلي نوپا بود و شايد راست ايستادن را هنوز به آن معناي واقعي احساس نكرده بود و نه در تحريمها و فتنهها، زمين خوردن را احساس نكرده بلكه اين تجربه برافراشتن بود كه ماحصل تمام دشمنيهاي روا شده به انقلاب شد. فتنه 88 چونان بزنگاههاي تاريخي انقلاب، امتحاني وسيع براي خواص مدعي انقلاب شد؛ خواصي كه خود را از ريشه نظام ميدانستند و نظام را بالاتر از كشور تلقي ميكردند. ولي در پايان، آنها نيز از قطار انقلاب پس زده شدند و در پهنه تاريخ انقلاب همچون بنيصدرهاي خائن، جايگاهي را به خود اختصاص دادند.
شايد اين اضمحلال در حركت انقلابي برخي خواص همچون سران فتنه را از تعريف نادرست آنها از انقلابي دانست كه اسلام را در كنه خود فرياد ميكشد. اين تعريف نادرست، آنها را همچون ديگرانِ تاريخ به عنوان مهرههاي بازي در ميدان عناد غرب عليه ايران تعريف كرد و خصمانهترين خوي حيواني را در وجود انسان پديد آورد و راهِ- شايد ناخواسته- سران فتنه را با واكنش ملت عظيم و غيوري مواجه ساخت كه جانانه در طول انقلاب بر خواص نظام خود سبقت گرفتهاند و راه ولايت فقيه را تنها راه تمسك ميدانسته و به غير از اين راه، راهي را نشناختهاند. 9 دي 88 دادگاه علنياي بود براي رسوايي سران فتنهاي كه 9 ماه نظام را در سراشيبي آشفتگي قرار داده بودند بدون آنكه لحظهاي ترديد در افكار و تصميمات خود داشته باشند. مذهب هم به سادگي آب خوردن از دل و افكار آنها رخت بربست و عاشوراي حسيني را نيز فداي حب قدرت خود كردند و حمايتهاي بيبديل دشمنان خارجي نظام را نيز هر روز به انحاي مختلف دريافت كردند ولي حتي حاضر به تفسير آن نشدند، بلكه غوغاسالاري خود را روزافزون كردند. مفسدفيالارض شايد كمترين واژه بيوزني باشد كه بتوان بر سران فتنه نهاد چراكه فساد را به سوي محاربه پيش برده و ظلم عظيمي بر پيكره نظام مقدس جمهوري اسلامي روا داشتهاند.
9دي 88 هويت نظام را بار ديگر پس از 33 سال به رأي گذاشت و لبيكگويان اين سيل جمعيت بود كه نظام جمهوري اسلامي را افتخار خود ميدانست و جهان را در تحيري بس عظيم فرو برد.
نظام در سال88 خود را در پوشش بصيرت عوام، مستحكم كرد و امنيت از داخل و خارج براي ايران، ارمغان فتنه اين سال بود. امروز در پيچ بزرگ تاريخي قرار داريم نه از آن جهت كه دشمني ما را تهديد ميكند بلكه از آن جهت كه آخرين گامهاي خود را براي رسيدن به آرمان بزرگ انقلاب و امام راحل(ره) كه همان انتقال و اشاعه تفكر ناب انقلاب اسلامي در سراسر جهان ميباشد، برميداريم كه نيروي پر قوت گذر از اين پيچ تاريخي را ميطلبد و اگر قدرت درونزايي در وراي اين تفكر عبور نباشد، تأخير در رسيدن چنين آرزويي براي مهيا كردن زمين براي تشكيل حكومت جهاني، بسيار هويدا خواهد بود. به زعم نگارنده، فتنههايي از اين دست شايد در ظاهر خود ضربهاي به پيكره نظام وارد آورند ولي تجربهاي بس عظيم را نصيب نظام مينمايند و از آن مهمتر قشر عظيمي از ملت را بيش از پيش، همراه و همدل نظام ميكنند و سطوح درك و شعور ملت را از وقايع پيش رو بالاتر ميبرند. به واقع به جرئت ميتوان گفت ديگر توطئهاي از اين دست جهت رسيدن به مقصود براي غرب ناممكن است و با وجود ملتي بصير و هزينه هنگفت اين فتنه براي غرب و رسوايي عظيم دستگاههاي جاسوسي غرب، فكر حربهاي ديگر براي ضربه به نظام، در حد محال تخمين زده ميشود ولي اين نكته نبايد سطوح هوشياري را پايين آورد بلكه اين سطوح بالاي هوشياري است كه چنين پيشبيني را نتيجه ميدهد.
واقعا هم تسریع دهنده بود