کد خبر: 625134
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۰
مشكل، رئيس‌جمهور بودن اوباما يا بوش نيست
ادوارد اسنودن وقتي كه به روسيه رفت پسر خود را بسيار جدي‌تر از قبل ديد كه متعهد به افشاي بيشتر از كارنامه مخفي امريكاست
سيدرحيم نعمتي
ادوارد اسنودن وقتي كه به روسيه رفت پسر خود را بسيار جدي‌تر از قبل ديد كه متعهد به افشاي بيشتر از كارنامه مخفي امريكاست. اين پدر به خبرگزاري رويترز گفت كه پسرش را در حالتي راحت و خوشحال ديده كه نسبت به آنچه انجام داده به صورت كامل متعهد است. اين تصوير از اسنودن گوياي حالت كسي است كه توانسته با افشاگري‌هاي خود لرزه‌هايي سنگين بر امريكا وارد كند و دولت اين كشور را در مورد كارنامه‌اش به صورت بي‌سابقه‌اي خجالت‌زده كند. از اين جهت است كه نگاه آسوده و راحت اسنودن دولت امريكا را در وضعيتي خطير قرار داده تا آن حد كه مي‌توان به جرئت گفت بعد از جنگ جهاني دوم سابقه‌ نداشته است. اين وضعيت درست به موقعيت سياسي امريكا در نقش و نقشه قدرت‌هاي بين‌الملل ارتباط دارد آن هم زماني كه نشانه‌هاي تغيير اين نقش و نقشه به صورت چشمگيري نمودار شده‌اند.
جنگ جهاني دوم امريكا را از يك قدرت منطقه‌اي به سطح قدرت‌بين‌المللي و حتي قدرت بلامنازع در جبهه غرب عليه شرق رساند. امريكا با اين جايگاه در نقشه قدرت‌هاي بين‌المللي بود كه براي دهه‌ها و در جنگ سرد نقش رهبري را ايفا كرد و حتي هنوز نيز تا اندازه زيادي همين نقش را دارد هر چند كه بيش از دو دهه بعد از سقوط ديوار برلين بر اين نقش تأثير گذاشته است. جنگ‌هاي بعد از 11 سپتامبر و بحران مالي از 2007 به بعد دو محور جدي بودند كه نشان از تغييري در اين نقش امريكا داشتند. امريكا در آن جنگ‌ها نتوانست پاي آلمان و فرانسه را به ميدان بكشاند. عدم حضور اين دو كشور به معناي تضعيف نقش امريكا در آن جنگ‌ها بود، هرچند كه در ائتلاف اين كشور، به غير از متحد سنتي بريتانيايي، كشورهايي همانند ايتاليا، لهستان و اسپانيا نيز حضور داشتند. بحران مالي به يك معنا انتقال بيماري از سوي امريكايي آتلانتيك به سمت اروپايي آن بود كه در ادامه، اين دو سو را در برابر هم نيز قرار داد و كنفرانس گروه 8 در كانادا اين تقابل را آشكار كرد. به هر صورت، اين دو پديده نشانه‌هاي تضعيف موقعيت و جايگاه امريكا را در نقشه بين‌الملل نمودار كردند اما امريكا همچنان با ژست رهبري جهان غرب مدعي جنگ با تروريسم بود و به نحوي رفتار مي‌كرد كه در اين جنگ تنها از منافع خود دفاع نمي‌كند بلكه حفظ منافع جهان غرب را مدنظر دارد. امريكا با اين ژست مي‌توانست همچنان مبناي نقش خود را حفظ كند و درست همين جا بود كه اسنودن وارد شد تا با افشاگري‌هاي خود اين مبناي امريكا را به لرزه درآورد.
برزيل، مكزيك، آلمان و فرانسه در فهرست افشاگري‌هاي اسنودن هستند كه هدف جاسوسي امريكا و آژانس امنيت ملي آن، NSA، قرار گرفته‌اند. مسئله مهم در چالشي كه اسنودن به وجود آورد، اين نيست كه او به نحو بي‌سابقه‌اي پرده از فعاليت‌هاي ‌NSA برداشته و توانسته دهه‌ها مخفي‌كاري اين سازمان اطلاعاتي امريكا را به اطلاع عموم برساند. بايد توجه داشت كه اين سازمان بر خلاف سازمان سيا يا همان آژانس اطلاعات مركزي امريكا، براي سال‌ها مخفي مانده بود و كسي به صورت روشن و شفاف در مورد نحوه و دامنه كار آن چيزي بيان نكرده بود، در حالي كه سيا موضوع اصلي مطالب بسيار و چندين كتاب بوده است. از اين جهت كار اسنودن چيز تازه‌اي بود اما افشاگري‌هاي او در اصل نشان داد كه امريكا به عنوان يك متحد تا چه حد معتبر است و تا چه ميزان مي‌توان به صداقت اين كشور اطمينان داشت. فليپه كالدرون، رئيس‌جمهور سابق مكزيك، يك نمونه قابل توجه است كه افشاگري‌هاي اسنودن نشان داد او هدف جاسوسي NSA بوده است. موضوع مربوط مي‌شود به عملياتي به نام فلت‌ليكيوئيد (Flatliquid) كه NSA در سال 2010 و با اين عمليات ايميل شخصي كالدرون را هك كرده بود. كالدرون در آن زمان رئيس‌جمهور مكزيك بود و از اين ايميل براي ارتباط با وزيران كابينه خود استفاده مي‌كرد و به عبارتي، ايميل او ميز كار او بود كه اطلاعات مربوط به مسائل اقتصادي، سياسي و چگونگي اداره كشور بر اين ميز قرار مي‌گرفت. آژانس امنيت ملي امريكا با عمليات فلت‌ليكيوئيد به اين اطلاعات دسترسي داشت و به اين ترتيب، امريكا به صورت مستقيم در مكاتبات و ارتباطات محرمانه رئيس‌جمهور مكزيك با ديگر اعضاي كابينه اين كشور وارد مي‌شد. نكته جالب توجه اين است كه امريكا در حالي عمليات فلت‌ليكيوئيد را به راه انداخته بود كه كالدرون نسبت به ديگر رئيس‌جمهورهاي مكزيك از نزديك‌ترين افراد به واشنگتن بود و اين نزديكي و روابط صميمانه موجب جلب اعتماد و صداقت امريكا نشده بود. موضوع در مورد برزيل نيز از همين قرار است تا جايي كه ديلما روسف، رئيس‌جمهور برزيل چندي قبل به اعتراض سفر خود به امريكا را لغو كرد. در فرانسه هم نتيجه‌اي مشابه عايد جاسوس‌بازي امريكا شد و سفير اين كشور براي اداي توضيح به وزارت خارجه فراخوانده شد. افشاگري‌هاي اسنودن در تمام اين موارد و موارد بعد از اين نشان مي‌دهد كه امريكا در نقش جهان غرب كشوري صادق و قابل اطمينان نبوده و حتي رهبران و كشورهاي نزديك و متحد آن نيز نمي‌توانند مصون از اين دست جاسوسي‌ها باشند. نتيجه اين روند در تزلزل اعتماد متحدين امريكا نسبت به آن خواهد بود كه نمي‌توان منكر اين امر در تغيير نقشه قدرت‌هاي بين‌الملل و جابه‌جايي نقش‌هاي آنان شد. ظاهراً شهروندان امريكايي نيز به چنين دركي رسيده‌اند. مشخص است كه دولت اوباما از نظر نفرت افكار عمومي، به اندازه جورج بوش نامحبوب نيست ولي تازه‌ترين نظرسنجي موسسه نظرسنجي معرف پيو كه همين هفته منتشر شده نشان مي‌دهد كه نه تنها 53 درصد شهروندان امريكايي معتقدند قدرت و شكوه امريكا رو به افول است بلكه احترام بين‌المللي آن نيز كاهش پيدا كرده است. بر اساس اين نظرسنجي 70 درصد امريكايي‌ها مي‌گويند كه امريكا در حال از دست دادن احترام بين‌المللي خود است. شايد دانستن اينكه كه اين ميزان در آخرين سال حضور بوش در كاخ سفيد 71 درصد بوده، ما را به اين نتيجه برساند كه مشكل امريكا، فراتر از رئيس‌جمهور بودن بوش يا اوباماست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار