
القا و انتقال پيام به صورت غيرمستقيم با استفاده از ابزار مختلف به خصوص عوالم متنوع هنري از جمله راهكارهايي است كه در جهان امروز به خوبي توانايي اغوا و اقناع آحاد مردم را دارند. در اين ميان تلويزيون و سينما به جهت دارا بودن ذات سرگرمكننده براي مخاطبان ميتوانند سهم عمدهاي در انتقال مفاهيم، ارزشها و هنجارهاي مختلف داشته باشند. بهترين نمونه و شاهد مثال براي اين مدعا مشاهده تأثيرگذاري بالا و قابل رصد برخي فيلم و سريالها در ميان افراد جامعه حين نمايش آنهاست. استفاده از تكيه كلامها يا بحث و گفتوگوي خانوادهها درباره محتواي اين آثار به صورت مستقيم و تأثيرپذيري برخي افراد از پيامهاي نهفته و اصطلاحاً غيرمستقيم اين آثار جملگي نشان دهنده جايگاه قابل توجه و تأمل براي اين تكنيك است. تلويزيون بهترين وسيله و مجرا براي انتقال و تبيين پيامهاي مستقيم و غيرمستقيم به مخاطبان است. كارشناسان و اهل فن در حوزههاي جامعهشناسي، رفتارشناسي و روانشناسي معتقدند كه از بين دو شيوه انتقال پيام به صورت مستقيم و غيرمستقيم، بهترين راهكاري كه باعث پذيرش بهتر پيامها، انتقال به شيوه غيرمستقيم است. استفاده از اين روش درباره كودكان، نوجوانان و حتي بزرگسالان داراي كارايي بالا و قابل توجهي است. مهمترين علتي كه مخاطب را در پذيرش پيامهاي پنهان مجاب و متقاعد ميكند اين است كه مخاطب خودش را در جايگاه كسي كه داراي معايب رفتاري يا اشكالات اخلاقي بوده و نيازمند آموزش يا فراگيري و نيز جبران كمبودها و نقصانهاي مختلف است، مشاهده و احساس نميكند.
خلق قهرمانان افسانهاي
چند وقتي است كه سريال افسانه جومونگ از شبكه تماشا در حال بازپخش است. اين سريال به همراه برخي ديگر از آثار ساخت كشور كرهجنوبي مانند سريال جواهري در قصر، امپراتور درياها و... با اقبال و توجه مخاطبان كشورمان مواجه بوده است. براي بسياري از افراد علل و دلايل اين اقبال مخاطبان محل سؤال و پرسش است كه چرا مخاطب ايراني اينقدر با آثار اين چنيني ارتباط برقرار كرده تا جايي كه به هر نحو ممكن تلاش ميكند هيچ قسمت و بخشي از آن را از دست ندهد. هر چند از نام سريال افسانه جومونگ به روشني مشخص است كه شخصيتها و قصه و پيرنگ اين سريال نشأت گرفته از خيال و افسانه است اما مخاطبان تحت تأثير اتفاقات آن قرار ميگيرند. در اين سريال ميتوان بالاترين و بهترين نكات اخلاقي، رفتاري و ديدگاهي را در شخصيت اصلي آن يعني جومونگ مشاهده كرد. با كمي دقت و تأمل در نحوه تعامل اين كاراكتر با اطرافيانش ميتوان برخي دستورات ديني، توصيههاي ائمه معصومين(ع) و ارزشهاي توصيه شده در دين اسلام به عنوان تنها شريعتي كه به همه ابعاد زندگي ابنا بشر توجه دارد و براي جزء جزء آن راهكار و برنامه ارائه كرده است را مشاهده و احصا كرد. از جمله اين نكات و دستورات اخلاقي ميتوان به كظم غيظ كردن نسبت به كساني كه موجب خشم و عصبانيت ميشوند، مدارا با زيردستان و توجه به همه افراد بدون در نظر گرفتن جايگاه اجتماعي، سياسي و... آنها، ايثار و از خود گذشتگي در راه مردم، سرزمين و اهداف عاليه و هدفگذاري شده و چندين و چند مورد ديگر از دستورات و توصيههاي دين اسلام و حضرات معصومين(ع) را مشاهده كرد. مثلاً در جريان تفوق و پيروزي سربازان كاراكتر اصلي اين سريال، او دستوراتي مبني بر مدارا با اسيران و خودداري از آزار و اذيت آنان را به فرماندهان و نيروهايش صادر كرد. نمونه ذهني كه در اين زمينه ميتوان به آن اشاره كرد لحظهاي است كه مسلمانان پس از فتح شهر مكه وارد آن شدهاند و پيامبر اعظم(ص) دستوراتي درباره در امان بودن تسليمشدگان و عدم تعرض به خانهها و نيز خودداري از آزار و اذيت اسراي جنگي (البته بلا تشبيه؛ چه اينكه فقط منظور توجه به دستورات و توصيههاي اسلام و حضرات معصومين(ع) است) به ياران و اصحاب شريفشان ابلاغ كردند. ذكر اين شاهد مثال براي روشنتر شدن مدعاي مورد اشاره است اما مسئله آنجا جالب ميشود كه كشوري با ابعاد مذهبي، اجتماعي، تاريخي و فرهنگي مثل كرهجنوبي دست به ساخت و توليد سريالي ميكند كه افراد، اتفاقات و پيرنگ اصلي آن را يك افسانه اعلام كرده و به مخاطب ميگويد كه ما به ازايي براي شخصيت اصلي آن در كشور و تاريخش ندارد. همين سريال و جذابيتهاي متنوعش در كشورمان با اقبال بسيار بالايي مواجه شده تا جايي كه حتي در ميان مخاطبان ايراني تبديل به يك نوستالژي ميشود.
خودكمتربيني و غيرپرستيمهمترين مؤلفههاي چنين آثاري در كنه و لايههاي پنهان درام و قصه آن به عنوان پيامهاي مختلف اخلاقي، رفتاري و... گنجانده شده كه با هنر نويسنده و كارگردانش بدون پسزدگي و مخاطبگريز بودن، مورد قبول تماشاگرانش قرار گرفته است. متأسفانه در كشور ما توليد سريال و فيلمهايي با درونمايه دعوت مخاطب به ارزشها و هنجارها با گرفتار شدن در دام شعارزدگي يا طراحي اتفاقات گل درشت و تابلويي باعث عدم اقبال و توجه مخاطبان ميشوند. نهايت خلاقيت و ترغيب و تهييج مخاطب به انجام امور اخلاقي و رفتاري مثبت خلاصه ميشود در يكسري آثار ويژه كه در ايام و مناسبتهاي خاصي مثل ماه مبارك رمضان يا ايام عزاداري عاشوراي حسيني در ماه محرم، ذيل عنوان آثار مناسبتي توليد و ساخته ميشود. در بسياري از اين آثار يا كارگردان در وادي شعارزدگي ميافتد يا به شكلي غلوآميز سعي ميكند برخي از مفاهيم و ارزشهاي ديني و مذهبي را مختص طبقه يا گروه خاصي از افراد جامعه نشان بدهد. پرداختن به مؤلفههايي كه جامعه نيازمند و محتاج ترويج، تبيين و تسري آنها در ميان افرادش است نياز به ريزهكاري و ظريفبينيهاي هنرمندانهاي دارد كه اگر به صورت صحيح و بدون توجه به روشهاي علمي و عملي القا و انتقال پيام به مخاطب انجام شود نتيجهاي به جز تنگ كردن حوصله مخاطب يا دفع و پسزدگي از جانب افراد جامعه متوجه آن نخواهد بود. اينكه توليدكنندگان سريالي مثل افسانه جومونگ در اقدامي هوشمندانه و البته زيركانه بهترين توصيهها و مباحث اخلاقي و رفتاري كه شايد فقط مختص به دين اسلام مذهب شيعه هستند را براي خودشان يا به نفع شخصيتهاي وطنيشان مصادره به مطلوب ميكنند، نشاندهنده رسيدن به مسئله مهم و درك نيازمنديهاي امروز جامعه بشري براي داشتن يك الگو و ابر قهرمان وطني است كه در بلندترين قلل رفيع رعايت اخلاق، انصاف، جوانمردي و... قرار دارد. اين شكل از سياق و روش سوپرمنسازي با طراحي، تئوريزه و خلق كردن گزارههاي اخلاقي عالي انساني و الهي و البته خيالي، سالهاست كه مورد توجه كشورهاي مختلفي از جمله امريكا و برخي ديگر قرار گرفته است. در اين زمينه كشور، دين و فرهنگ ما سرشار از ابرقهرمانان واقعي و قابل استناد بيشماري است كه متأسفانه در سايه خود كمتربيني، غيرپرستي و بياعتنايي فعالان عرصه توليدات سينما و تلويزيون كشورمان به دست فراموشي سپرده شدهاند. مطمئناً و به طور قطع به يقين اگر كشوري مثل امريكا فقط يك يا دو نفر از اين ابرقهرمانان واقعي كشورمان را داشت صدها يا هزاران بار بيشتر از قهرمانان خيالياش آن را با توليدات متنوع سينمايي و تلويزيوني معرفي و ستايش ميكرد. براي ما داشتن ابرقهرماناني مثل شهداي كشورمان عادي شده است در حالي كه كشورهايي مثل امريكا و كرهجنوبي حاضر ميشوند با تشبث به وهم و آرزو اقدام به خلق قهرمانان اسطورهاي و خيالي كنند تا بتوانند با كمك آنها ضمن الگوسازي براي نسل آينده و جوانانشان، عقده و خلأ احساسي خود و آنها را تا حدودي جبران كنند.