با اينكه هنوز چند روزي بيشتر از توافقات بين ايران و 1+5 نميگذرد، اما همچنان به عنوان يك موضوع داغ در محافل خبري و رسانههاي داخلي و بينالمللي مطرح ميشود والبته اين فضا از آن جهت داغ مانده كه طرف غربي همچنان اصرار دارد تفسيرهاي مختلفي از اين توافقنامه بيان كند.
يكي از بارزترين آن متني است كه درسايت كاخ سفيد به عنوان برگه اطلاعرساني (Fact Sheet) منتشر شده كه سعي شده برخي توضيحات و واژهها مغاير با متن برنامه اقدام مشترك در متن مذكور گنجانده شود و دركل برداشتي يكجانبه از متن مورد توافق در ژنو صورت گرفته است كه ميتواند پيامهاي خاص و تاثيرات نشانهداري بر ادامه مذاكرات فيمابين داشته باشد.
البته اين را هم بايد تأكيد كرد كه با نگاهي دقيقتر به متن منتشر شده كاخ سفيد پي ميبريم كه اين متن، «كمي بيشتر از يك تفسير» است و نشاندهنده جزئياتي است كه در قالب تفسير نميگنجد.
مثلاً در متن كاخ سفيد آمده است: «گروه 1+5 متعهد شده است كه 400 ميليون دلار به صورت كمكهاي تحصيلي دولتي از صندوقهاي ايراني محدودي مستقيماً به مؤسسات آموزشي شناخته شده در كشورهاي ثالث انتقال يابد تا هزينههاي تحصيلي دانشجويان ايراني تسويه شود. » اين را مقايسه كنيد با بخش متناظر در بيانيه رسمي؛ «پرداخت مستقيم شهريه به دانشگاهها و دانشكدهها براي دانشجويان ايراني شاغل به تحصيل در خارج از كشور تا مبلغ توافق شده براي يك دوره شش ماهه.»
به عبارت ديگر، در حالي كه متن رسمي بيانيه صرفاً بر «رقم توافق شده» تصريح ميكند اما متن كاخ سفيد مشخصاً اين رقم را 400 ميليون دلار اعلام ميكند.
برداشتهاي متفاوت طرف غربي به متن ارائه شده كاخ سفيد خلاصه نميشود، به شكلي كه جان كري بعد از امضاي توافق بين ايران و گروه 1+ 5با نقض آن، حق غنيسازي كشورمان را انكار و بار ديگر اعلام كرد كه مذاكرات قدم اول براي برچيدن برنامه هستهاي ايران است و نه حصول اطمينان از صلحآميز بودن آن!
كري در پاسخ به سؤالي درباره اظهارات متناقض مقامات امريكايي و مقامات ايراني درباره غنيسازي ايران و اينكه آيا امريكا حق ايران را به رسميت ميشناسد، گفت نه حقي براي غنيسازي وجود ندارد. ما حق غنيسازي را به رسميت نميشناسيم. اين كاملاً در معاهده ان. پي. تي مشخص است. مشخص است كه حقي براي غنيسازي وجود ندارد. ولي طبق مفاد اين توافقنامه مذاكره درباره اينكه آيا آنها ميتوانند يك برنامه بسيار محدود و كاملاً قابل راستيآزمايي داشته باشند كه شامل تحقيقات پزشكي و برخي مسائل ديگر است، صورت خواهد گرفت، ولي حق مسلمي براي غنيسازي وجود ندارد.
حال سؤال اساسي اين است كه چرا با اينكه ساعتها كار فكري وحقوقي روي واژه واژه متن مورد توافق در ژنو صورت گرفته هنوز هم برداشتهاي ناصواب و متفاوت و گاه متناقض از متن اقدام مشترك صورت ميگيرد؟
اين برداشتهاي متفاوت چقدر ميتواند برروي توافقات في مابين در مدت مشخص شده شش ماه و گامهاي بعدي مذاكرات اثرگذار باشد؟
چهار تن از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه در گفتوگو با «جوان» به اين سؤالات پاسخ ميدهند.
تفسيرهاي متفاوت اثرات منفي در اجرايي شدن مفاد توافقنامه ميگذارد
محمدصالح جوكار، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارج با تأكيد براينكه نبايد تفسيرهاي متفاوت از متن مذاكرات ژنو3 صورت بگيرد، گفت: تفسيرهاي متفاوت يكي دو روز اخير طرف غربي و از جمله متن ارائه شده توسط كاخ سفيد نشان ميدهد كه امريكاييها هيچ گاه قابل اعتماد و اطمينان نبوده و نيستند و نمونه فوق هم اين گزاره را اثبات ميكند.
نبايد دولتمردان امريكا آنچه را كه آمال و آرزوهاي خودشان است به عنوان تفسير سند مذاكرات ژنو 3 به سطح رسانهها بكشانند.
وي ادامه داد: اين رفتار يعني ريا و فريب طرف امريكايي و نمايانگر اين نكته هست كه همچنان بايد به رفتار و گفتار طرف مقابل با ديده شك و ترديد نگريست و نبايد انتظار مطلق داشته باشيم كه آنها به تمام تعهداتشان در قالب مذاكرات مذكور پايبند باشند و يا حقوق ملت ما را به راحتي به رسميت بشناسند.
اين عضو كميسيون امنيت ملي افزود: جنايات پرتعداد و گستردهاي را كه سردمداران غربي در بسياري از كشورها در طول سالهاي گذشته انجام دادهاند، نبايد به سادگي فراموش كرد و نبايد انتظار داشت كه اين جنايتكاران به راحتي حقوق ملت ما را پذيرفته و يا روي تعهدات خود استوار باشند و بايد گفت آنچه طرف غربي را پاي ميز مذاكره كشاند استراتژي مقاومت در طول سالهاي گذشته بوده است. جوكار خاطرنشان كرد: البته اينگونه تفسيرهاي متفاوت ميتواند در روند مذاكرات و همچنين توافقات صورت گرفته در ژنو3 تاثير منفي بگذارد و مسير طي شده را به سمت انحراف و چالش پيش ببرد. با اينگونه اظهارات هيچ ضمانت اجرايي هم نميتوان براي عمل به تعهدات از سوي مقامات غربي پيش بيني كرد.
برخورد دوگانه امريكاييها براي اقناع افكارعمومي امريكاست
منصور حقيقتپور ديگر عضو اين كميسيون هم گفت: برخورد دوگانه امريكاييها با مذاكرات ژنو3 طبيعي است، چراكه آنها به دنبال اقناع افكارعمومي در داخل كشورشان هستند و ميخواهند از زير فشارهاي مخالفان خود شانه خالي كنند.
وي در ادامه با اشاره به قدرت چانهزني فراوان ايران در طي مذاكرات با 5+1 اظهار داشت: ظريف در گزارشي كه به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه ارائه داد اظهار داشت كه نماينده امريكا در طي مذاكرات صورت گرفته در ژنو بارها التماس كرده كه فلان واژه را ايران در متن مذاكرات اعمال كند كه ما با قاطعيت آن را رد كردهايم.
عضو كميسيون امنيت ملي خاطرنشان كرد: ما در دستاوردهاي كيفي هستهاي هيچ چيز را از دست ندادهايم واز نظر كمي مواردي را به طرف غربي دادهايم كه البته قابل بازپسگيري بوده، چراكه در متن مذاكرات تأكيد شده كه هر كدام از دو طرف ميتوانند بر اساس تخطي طرف مقابل از اصول و بندهاي سند ارائه شده، انصراف خود را از ادامه پايبندي به تعهدات اعلام كنند.
امريكا تلاش دارد لابي صهيونيست را راضي نگه دارد
همچنين جواد جهانگيرزاده هم با تأكيد بر رفتار ناصواب برخي طرفهاي غربي اظهار داشت: كاخ سفيد نيازمند توجه شريك امنيتي و اعتقادي خود كه همان رژيم صهيونيستي است ميباشد و براي ثابت نگه داشتن اين پيوند استراتژيك بايد آنها را قانع كند كه اميتاز آنچناني گروه 1+5 به ايران واگذار نكرده و در عوض امتيازات بسياري از ايران گرفته است. دركنار اين، طرف امريكايي تلاش دارد امتيازات داده شده به ايران را براي كاهش فشارهاي مخالفان خود در داخل امريكا و همچنين توجيه افكارعمومي، كم فروغ و كم اهميت جلوه دهند. پس تفسيرهاي ارائه شده طرف غربي نميتواند خيلي جاي سؤال و نگراني داشته باشد. پس مديريت افكار عمومي داخل امريكا، لابي صهيونيستي و حتي رژيم عربستان مهمترين دليل تفسيرهاي امروز امريكاييها است و البته اين مواضع درستي بيانات امام خميني و مقام معظم رهبري مبني برغيرقابل اعتماد بودن امريكاييها است.
اين را هم بايد اضافه كرد كه اثرگذاري احتمالي اينگونه تحركات جهتدار، امريكاييها را در فرآيند مذاكرات آتي، ايران و دولتهاي تأثيرگذاري مثل روسيه و چين ميتواند به خوبي مديريت كند.
تفسيرهاي نادرست مذاكرات را به بنبست هم ميرساند
مهدي دواتگري نيز با تأكيد بر اينكه تفسيرهاي متفاوت ناشي از ضعف واژهها و عبارتهاي استخدام شده در متن مذاكرات ژنو3 نيست بلكه ناشي از عدم صداقت طرف امريكايي است، گفت: البته آنچه به عنوان متن مذاكرات رسانهاي شد، توافقنامه بينالمللي نيست چراكه نه امضاي طرفين را پاي آن ميبينيم بلكه الزامآور هم نيست چراكه هركدام از طرفين ميتوانند از تعهدات داده شده عقبنشيني كنند. نقطه ضعف اين بيانيه، عدم داشتن ضمانت اجرايي آن است و نقطه قوت آن ايجاد زمينه و بستري براي اعتمادسازي دو طرف و برداشتن گامهاي بزرگتر در آينده نزديك است و اميدواريم اينگونه تفاسير متفاوت در داخل و خارج كشور اثر منفي و حتي بنبست را براي آينده مذاكرات به همراه دارد.
وي افزود: ايران بايد منتظر گامهاي طرف مقابل كه همان برداشتن قسمتي از تحريمهاست باشد و ميزان صداقت آنها را بسنجد و بعد تعهدات داده شده را عملياتي كند.