حزب در ايران سابقه چنداني ندارد و قبل از مشروطه زمينهاي براي ايجاد آن وجود نداشت. پس از نهضت مشروطه با تحولات جديد و تغييراتي كه در ساختار سياسي ايران همچون ايجاد مجلس و... به وجود آمد، زمينه ايجاد احزاب هم فراهم شد و اولين حزب در مجلس دوم شوراي ملي ظاهر شد. سير فعاليت احزاب از اين پس در مجالس سوم، چهارم و پنجم با مرامها و اهداف گوناگون ادامه يافت تا اينكه بهتدريج با قدرت يافتن رضاخان و محدود شدن آزادي و استقرار حكومت مطلقه وي كه زمينه فعاليت احزاب را با شيوههاي گوناگون از بين برد، منجر به ضعف، ركود و در نهايت فروپاشي آنها شد. اين وضعيت تا سقوط رضاخان و برقراري مجدد شرايط مساعد براي فعاليت احزاب ادامه يافت.جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين و به تبع آن سقوط رضاشاه به عنوان مظهر حكومت استبدادي سرآغاز تغييراتي جديد و احياي مجدد فعاليت احزاب در ايران بود. پس از سقوط رضاشاه به دلايل متعددي فضاي مناسبي به وجود آمد كه باعث رونق مطبوعات، آزادي بيان و اجتماعات و همچنين تأسيس احزاب جديدي شد.
از اين زمان تا كودتاي 28 مرداد 1332 كشور شاهد فعاليت گسترده تعداد زيادي از احزاب كوچك و بزرگ با اهداف، برنامهها و مرامهاي متفاوت و گاه مخالف يكديگر است. فعاليت احزاب در اين دوره از لحاظ كمي و كيفي قابل توجه است. احزاب اين دوره بهرغم رسالتي كه بايد به عهده ميگرفتند اكثراً فاقد حساسيت و التزام كافي براي توجه به منافع كلي كشور بودند و حول اهداف و منافع فردي و شخصي، گروهي و طبقهاي و حتي نفوذ خارجي بود و از اين حربه به عنوان ملعبهاي در دست گروههاي متنفذ سياسي و اجتماعي استفاده ميشد. اين ويژگيها موجبات ضعف احزاب را در پاسخگويي به نيازهاي موجود جامعه و عدم تطابق عملكرد آنها با اين نيازها فراهم آورد. از ديگر ويژگيهاي احزاب اين دوره گسترش اغلب كمّي، فروپاشي نسبتاً سريع و در نهايت ناكامي براي جامعه ايران و سلب اعتماد عمومي نسبت به احزاب بود. پس از كودتاي 28 مرداد 1332 بار ديگر جو خفقان، استبداد، رعب و وحشت در جامعه ايجاد و در نتيجه آن زمينه فعاليت احزاب محدود شد و پس از مدت كوتاهي احزاب به ركود كامل كشيده شدند يا كاملاً از هم فرو پاشيدند. در اين دوره محمدرضا پهلوي دست به اقداماتي در زمينههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي زد و سعي در بازسازي و نوسازي كشور به شيوههاي متناسب با طرح و الگوهاي غربي داشت. وي براي محدود كردن و در نهايت منكوب كردن مخالفت احتمالي مردم با ساختار قدرت مستقر و احياناً كنترل آنها اقدام به انحراف رسالت اصلي احزاب و ايجاد احزاب دولتي كرد. از سوي ديگر ناآگاهي توده مردم درباره رسالت حقيقي احزاب موجب تسهيل انجام اين گونه اعمال ميشد، لذا از نظر سياسي نوعي نظام حزبي دلخواه خود را در كشور به جريان انداخت و در نتيجه آن نظام دو حزبي كه به نظر وي بهترين نوع نظام سياسي موجود و جوابگوي نياز جامعه و در عين حال اقتباسي از نظام حزبي كشورهاي انگلستان و امريكا بود، ايجاد شد.
حزب اكثريت «مليون» كه پس از مدتي جاي خود را به حزب «ايران نوين» داد و حزب اقليت «مردم» كه اميراسدالله علم در 28 ارديبهشت 1336 آن را بنيان گذاشت نمونهاي از اينگونه تلاشها بود. پژوهشي كه در باب آن سخن ميرود، به بررسي «حزب مردم» اختصاص دارد. اين حزب به علت ماهيت وجودي خود و وابستگي عميق به رژيم شاه در آن دوران كمتر مورد نقادي قرار گرفت. در دوران اخير هم نقص و هم در دسترس نبودن منابع و اسناد موثق بررسي آن را با دشواري مواجه ساخته است، بنابراين دلايل ايجاد و عملكرد حزب و همچنين تحولات دروني، ساختار، چهرههاي فعال و شاخص حزب، نقش و تأثيري كه اين حزب در مسائل و وقايع مختلف سياسيـاجتماعي از خود به جا گذاشت و مسائل ديگري از اين قبيل از ديد محققين به دور ماند، بهطوري كه اطلاع چنداني از نحوه فعاليت اين حزب و تحولات دروني آن در دسترس عموم قرار نگرفت. از آنجايي كه درك كامل خاستگاه احزاب براي شناسايي روند تكامل و تأثير آنها بر روند تحولات جامعه تأثير بسزايي دارد اين پژوهش بر آن است تا حد امكان از زواياي مختلف با توجه به منابع و اسناد موجود عملكرد حزب مردم را بررسي كند. بهعلاوه سعي شده است به سؤالاتي از قبيل چرا و چگونه حزب مردم ايجاد شد؟ چه تحولات دروني را از سر گذراند؟ در برابر حوادث و تحولات سياسي زمان خود چه مواضعي اتخاذ كرد؟ و پرسشهايي از اين دست پاسخ داده شود. اين پژوهش در سه بخش و شش فصل ارائه شده است. بخش اول آن دو فصل دارد؛ فصل اول «از تشكيل حزب مردم تا پايان دوران شكوفايي حزب» نام دارد كه مباحث مقدماتي تشكيل حزب مردم و در فصل دوم وضعيت حزب مردم در ايام دبيركلي اميراسدالله علم بررسي شده است.
بخش دوم «از ركود و اختلاف تا فروپاشي حزب مردم» نام دارد. در فصل اول آن وضعيت حزب مردم در ايام دبيركلي يحيي عدل و در فصل دوم آخرين سالهاي فعاليت حزب مردم بررسي شده است. در بخش سوم كه «ساختار، سازمان و مواضع حزب توده» نام دارد تشكيلات، سازمانها و نهادهاي حزب در فصل اول و سياستها و مواضع حزب مردم در فصل دوم بررسي شدهاند. برآيند پژوهش، منابع، مآخذ، پيوستها و تعليقات نيز در پايان كتاب آمده است.