مجلس ديروز به سومين وزير پيشنهادي ورزش رأي اعتماد نداد تا نصرالله سجادي هم از رسيدن به سئول بازبماند، او پس از مسعود سلطاني فر و رضا صالحي اميري سومين وزير پيشنهادي حسن روحاني براي وزارت ورزش بود كه نتوانست رأي اعتماد بهارستان را بگيرد. در حالي سجادي اعتماد نمايندگان را جلب نكرد كه پيش از روز رأيگيري، خبرها حكايت از فضاي مثبت مجلس براي رأي اعتماد به سومين گزينه وزارت ورزش داشت و سجادي با توجه به سابقه ورزشياش، پيش بيني ميشد به عنوان وزير ورزش از سوي مجلس رأي اعتماد بگيرد.
با وجود اين گمانه زنيها اكثريت نمايندگان مجلس ديروز ترجيح دادند در مخالفت با سومين گزينه وزارت ورزش، رأيشان را به گلدانها بريزند تا سجادي هم به سرنوشت دو وزير پيشنهادي قبلي دچار شود. حالا با رأي نياوردن سجادي بار ديگر ورزش بلاتكليف مانده و با گذشت چهار ماه از تشكيل دولت يازدهم هنوز صندلي وزير ورزش در هيئت دولت خالي است. فارغ از اينكه چرا نمايندگان مجلس باز هم دست رد به گزينه پيشنهادي حسن روحاني زدند، ادامه اين وضعيت به طور قطع ميتواند جامعه ورزش را بيشتر از قبل با مشكل روبهرو كند.
مشخص نشدن وزير ورزش، مشكلات كنوني ورزش را حادتر خواهد كرد، وزارتخانهاي كه انگار از بدو تاسيس با حاشيه و اتفاقهاي عجيب و غريب گره خورده و به نظر ميرسد اين رويه قرار است يقه دولت جديد را هم بگيرد.
سرنوشت تلخ مدال آوران المپيكي كه يك سال بعد از بازيهاي لندن با بيتدبيري حاشيهنشين شدهاند، همچنين مشكلات مالي كه دامن ورزش را گرفته بخشي از مشكلات است كه بايد حالا بيوزير بودن را هم به آنها اضافه كرد. وزارت ورزش در حال ثبت يك ركورد تاريخي است و تا امروز در همان ابتداي كار دولت جديد، سه وزير پيشنهادي آن نتوانستهاند از صافي مجلس عبور كنند.
ديگر ورزشيها كم كم دارند به اين باور ميرسند كه قرار نيست جانشين عباسي راهي سئول شود و كليد اتاق وزير در طبقه چهارم را تحويل بگيرد و بايد به اين وضعيت خو كنند، وضعيتي كه حال ورزش را هر روز كه ميگذرد خرابتر ميكند و انگار كسي هم قرار نيست به اين وضعيت سر وساماني بدهد. در حالي ورزش ايران هنوز در چهارمين ماه حضور روحاني در پاستور وزير ندارد كه در سال آينده رقابتهاي مهمي در انتظارمان است كه برنامه ريزيهاي گستردهاي را براي حضور موفق در اين رقابتها ميطلبد، موضوعي كه با بلاتكليف ماندن ورزش باعث شده تا كسي ديگر به آن فكر نكند و از همين الان ميتوان پيش بيني كرد كه با ادامه اين شرايط نبايد در انتظار تكرار موفقيتهاي غرور آفرين سالهاي گذشته را داشت.
وقتي ورزش كسي را بالاي سرش ندارد كه حرف آخر را بزند و يك نقشه راه براي موفقيتهاي آينده ترسيم كند، انتظار براي حتي تكرار موفقيتهاي قبلي بيهوده است. مسابقات انتخابي المپيك ريودوژانيرو، مسابقات آسيايي اينچه اون و همچنين جام جهاني برزيل كه تابستان آينده برگزار ميشود مهمترين وقايع سال آينده است كه با بلاتكليف ماندن وزارت ورزش براي چهارمين ماه پياپي، فرصتها براي حضور توام با افتخار در اين رقابتها از دست ميرود. هر چه باشد در ميان جنگ بهارستان و پاستور اين ورزش است كه قرباني ميشود، ورزشي كه بارها براي ايران افتخارآفرين شده و مايه غرور ماست اما حالا انتخاب وزير آن طلسم شده تا همه چيز مبهم و پيچيده باقي بماند.