کد خبر: 620073
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۶
با شروع تحركات انقلابي در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا و سقوط رهبران ديكتاتور همسو با غرب از سال 2010 به اين سو، نگاه استراتژيست‏هاي كشورهاي منطقه‏اي و فرا‏منطقه‏اي براي بهره‏برداري از اين شرايط به اين حوزه جغرافيايي جلب شد
زهراسادات حسيني
با شروع تحركات انقلابي در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا و سقوط رهبران ديكتاتور همسو با غرب از سال 2010 به اين سو، نگاه استراتژيست‏هاي كشورهاي منطقه‏اي و فرا‏منطقه‏اي براي بهره‏برداري از اين شرايط به اين حوزه جغرافيايي جلب شد. بر اين اساس براي برخي از دولت‌ها، استمرار ناامني، بي‏ثباتي و آشوب بهترين زمينه براي تحقق آمال و دستيابي به منافع محسوب مي‏شود. نمونه بارز آن اسرائيل است. اين رژيم با توجه به مبناي شكل‏گيري و استراتژي تدوين شده در كنگره بين‏الملل صهيونيسم، در پي گسترش مرزها و تجزيه كشورهاي منطقه است. اسرائيل بر مبناي نقشه جغرافيايي ادعايي تورات و تلاش براي اجرايي كردن اهداف سياسي و اقتصادي خود در منطقه و عملياتي كردن طرح از نيل تا فرات، در پي كوچك‌تر كردن كشورهاي منطقه است تا ضمن ناتوان كردن آنها در مقابله با قدرت سياسي و اقتصادي اسرائيل، كاري كند كه آنها براي ابقاي حيات خود به كشورهاي بزرگ خاورميانه مانند اسرائيل وابسته باشند.
بر اين اساس تجزيه كشورهاي خاورميانه با استفاده از ادبيات جديد سياسي و به كمك گروه‌ها و قوميت‏هاي درون اين كشورها تحقق مي‏يابد. بدين گونه كه در رسانه‌ها، سخنراني‌ها و كتاب‌هاي منتشر شده عنوان مي‏شود كه مرزهاي خاورميانه به شكل مستبدانه، دور از عدالت و بدون توجه به بافت فرهنگي و مذهبي اقوام ساكن در آن توسط اروپايي‌ها ترسيم شده است كه با دستيابي هر قوميت و مذهبي به دولت منحصر به خود اين مرزهاي ظالمانه از بين خواهد رفت. استفاده از تعابير «بشردوستانه» و «حق تعيين سرنوشت» در اين امر مستمسكي است تا كشورهاي موجود به كوچك‌ترين اندازه ممكن تغيير شكل يابند تا اسرائيل آسان‌تر بتواند اين دولت‌ها را زير يوغ خود در آورد. ضمن آنكه ديگر مخالف قدرتمندي در مقابل اميال سلطه‌گرانه‌اش وجود نداشته باشد.
طرح تجزيه ابتدا در نوشته‌هاي «مايكل ليدن» صاحب نظريه هرج و مرج ساختگي ديده شد. او در سال 2002 طرح تغيير خاورميانه از داخل طي 10 سال را پيشنهاد و تدوين كرد. در همين رابطه اسرائيل مراكز پژوهشي متعددي براي بررسي راهكارهاي متعدد تجزيه و تقسيم اين كشورها به راه انداخته است. مركز «دايان» يكي از مهم‌ترين مراكز پژوهشي اسرائيل است كه بخش عمده راهبردهاي مورد بررسي در آن به مسئله تجزيه كشورهاي عربي برمي‏گردد.
در اين ميان آنچه به پيشبرد اين هدف اسرائيل كمك كرده است حضور و ظهور گروه‌هاي اسلامي بنيادگرا، اختلافات ميان شيعه و سني و مرزبندي‏هاي اجباري و بدون توجه به بافت قوميتي بين كشورهاي منطقه و به تبع نزاع پنهان و آشكار اين قوميت‏هاست كه با حضور حاكمان مستبد و خودرأي تقويت شده است. حاكماني كه براي حفظ قدرت خود صداي ساير قوميت‌هاي كشور خود را به اشكال مختلف در نطفه خفه كردند و براي استمرار خود اجازه هيچ‌گونه تحرك  اجتماعي نيز به آنها ندادند.
براين اساس است كه اسرائيل با برنامه‏اي بلندپروازانه از شيوه‌هاي مختلف براي تجزيه كشورهاي منطقه استفاده كرده است. نمونه اين استراتژي، كشور ليبي است كه اخيراً منطقه برقه در شرق اين كشور به خودمختاري دست يافت و تلاش طرابلس براي حفظ يكپارچگي منتج به نتيجه نشد. توجه به برقه از آن جهت حائز اهميت است كه بدانيم برقه به دليل برخورداري از 60 درصد كل منابع نفتي ليبي، توليد روزانه 600 تا 700 هزار بشكه نفت، نزديكي اين منابع به درياي مديترانه و در صورت بروز يك بحران انرژي در جهان، امكان ارسال سريع نفت ليبي به كشورهاي غربي در سياست‌هاي ناتو و البته اسرائيل جايگاه ويژه‌اي دارد. گفتني است ليبي دهمين كشور صادركننده نفت و داراي يكي از مرغوب‌ترين نفت‌هاي سبك جهان است. بر اين اساس، تنها يك سال پس از تقسيم سودان به جنوبي و شمالي و دست اندازي غرب و شركت‌هاي اسرائيلي به منابع نفت سودان جنوبي، احتمال تجزيه ليبي به شرقي و غربي مطرح شد. اين اتفاق در پي آن رخ داد كه طي يك انقلاب مردمي، ديكتاتور اين كشور سرنگون شد و غرب براي استفاده از فرصت پيش آمده و در راستاي ايجاد ناامني در اين كشور سلاح‌هاي بسياري در ميان مردم توزيع كردند تا باب درگيري‌هاي منطقه‌اي و قبيله‌اي در ليبي باز شود. درگيري‏هايي كه مي‏توانست به جنگ داخلي و سپس تجزيه ليبي منجر شود. اولين مرحله اجراي اين طرح از انتخاب شيخ احمد الزبير الشريف السنوسي به عنوان رئيس شوراي عالي منطقه توسط رهبران و سياستمداران اين منطقه كليد خورد. بهانه‌هاي اين اقليم براي اعلام استقلال شامل انزواي آنها از سوي شوراي ملي و عدم دادن سهميه‌هاي اين مناطق در ترتيبات نظامي، دستيابي به سهميه بيشتر از منافع نفتي و قدرت سياسي بود. با اين اوصاف انقلابيون سابق ليبي كه ماه‌ها كنترل منابع نفتي شرق اين كشور را به دست گرفته‌اند، با تشكيل دولتي خودخوانده در 4 نوامبر (13آبان) عملاً منطقه‌اي خودمختار در بخش‌هاي وسيعي از اين كشور تشكيل دادند. به اين ترتيب «دولت برقه» با اداي سوگند بيش از 20 وزير پا گرفت. دولتي كه محتملاً تا چندي ديگر ميزبان شركت‌هاي نفتي غربي و اسرائيلي خواهد شد و از اين طريق خواهد توانست منابع مالي لازم براي استقرار و تداوم ساختار سياسي را تأمين كند.
بر اين اساس اسرائيل علاوه بر دسترسي به نفت ارزان، مداوم و مرغوب، يك قدم به تحقق اميال جاه‏طلبانه خود در زمينه تجزيه كشورهاي منطقه و گسترش مرزهايش نزديك شد. در اين راستا، لازم است بدون افتادن به دام تئوري‏هاي توطئه يا رد بدون مطالعه سياست‏هاي اسرائيل در منطقه، به تحولات حادث در عراق، سوريه و مصر بيش از پيش توجه نشان داده شود. براي اثبات مطالب فوق، مي‏توان به كتاب طرح صهيونيست براي خاورميانه اثر اسرائيل شاهاك نگاهي انداخت. اين اذعان مي‌دارد كه هدف نهايي حكومت اسرائيل تقسيم كشورهاي منطقه به چندين دولت كوچك است. چنانكه در اين كتاب از تقسيم ليبي، عراق، سوريه، تركيه، عربستان سعودي، مصر، سودان، لبنان، اردن و كويت سخن گفته شده است. نكته قابل تأمل اين است كه كتاب مذكور در سال 1982 منتشر شد و از آن تاريخ تاكنون بخشي از نقشه مطرح شده تحقق يافته است.
با اين تفاسير، خودمختاري برقه، نتيجه تحريك كارگران صنعت نفت، قبايل و سياستمداران اين منطقه توسط عوامل اسرائيلي بود.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
United States
|
۰۰:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۶
0
0
تمام اختلافات و ظهور گروههای باصطلاح "اسلامی" کار خود ... اسراییل و آمریکا و بریتانیاست.
باید با اتحاد دشمنان را نابود کرد و مهره های کثیف آنان را در منطقه با خاک یکسان کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار