کد خبر: 619129
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۸
در تكريم سالروز ارتحال آيت‌الله‌العظمي‌سيد عبدالله شيرازي

شاهدتوحيدي

. . . و سرانجام آن فقيه عالي‌مقام و مجاهد نستوه و عالم ربّاني در ساعت 5/11 شب پنج‌شنبه مصادف با شب اول محرم آغاز سال 1405ﻫ.ق، برابر با 5مهرماه 1363 شمسي دعوت حق را لبيك گفت و ديدار معبودش را با جان و دل پذيرا شد و به مصداق آيه شريفه «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه* ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَه مَّرْضِيَّه* فَادْخُلِي فِي عِبَادِي* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي»، روح پاكش به سوي معشوقش شتافت و در جوار رحمت حق تعالي قرار گرفت.

داستان واپسين روز از حيات آن اسوه تقوي وفضيلت، اما شنيدني و به يادماندني است. آن بزرگوار در روز قبل از وفات، نسبتاً از سلامت كامل برخوردار بود طوري‌كه جلب توجه مي‌كرد. در آخرين جلسه درس روزِ قبل از فرا رسيدن محرم طبق برنامه معمول خود، به نصيحت طلاب پرداخت و تأكيد كرد:«سعي كنيد براي خدا به سوي انجام وظيفه مقدس تبليغ برويد. با اخلاص بوده و قصد قربت داشته باشيد، موظفيد درس‌هايي را كه خوانده‌ايد براي مردم بيان كنيد و به آنان بياموزيد.»

جلسات استفتا عصرها ترتيب مي‌يافت و به تعداد قابل توجهي از استفتائات جواب داده مي‌شد و اغلب روزها چند برنامه‌اي كه مي‌ماند، مي‌فرمود: «ديگر خسته شدم. باشد براي فردا»، ولي آن روز تمامي نامه‌ها را جواب داد و فرمود:«ديگر چيزي باقي نمانده است كه پاسخ دهم؟» و يك استفتا بدون جواب باقي نماند.

پس از پايان جلسه استفتا براي اقامه نماز مغرب و عشا كه همه شب در صحن امامِ حرم رضوي(ع) برگزار مي‌شد عازم شد. آن شب بي‌تاب‌تر و زودتر از شب‌هاي ديگر رهسپار صحن مطهر شد و گويا شوق وصال يار او را به لحظه‌شماري واداشته بود. معروف است كه ايشان نماز را بسيار سريع مي‌خواند، ولي آن شب نماز را بسيار طولاني اقامه فرمود به‌طوري كه بعضي از نمازگزاران صف اول با تعجب سؤال مي‌كردند:«چه شده است امشب آقا نماز را طول مي‌دهند؟» و سپس با حالتي پر نشاط و با سلامتي كامل از صحن بيرون آمد.

آن مرجع بزرگوار اخلاص و ارادت فوق‌العاده‌اي به خاندان عصمت و طهارت(ع) داشت و از اين‌رو در مجالس سوگواري و ذكر فضائل و مناقب امامان معصوم و وابستگان بزرگوار اهل‌بيت(ع) با شور و شوق فراوان شركت مي‌جست. در ايام عزاداري محرم‌الحرام به‌خصوص دهه اول، علاوه بر مجالس عمومي كه در حسينيه با حضور ايشان برگزار مي‌شد هر شب يكي از مداحان اهل‌بيت(ع) در اتاق ايشان حضور مي‌يافت و به ذكر مصيبت و مرثيه‌خواني مي‌پرداخت و در آن خلوت، مرجع بزرگوار در مظلوميت و سوگ حضرت اباعبدالله‌الحسين(ع) مي‌گريست. در شب آخر حيات ايشان كه مصادف با اولين شب محرم‌الحرام بود، اين مجلس بي‌ريا برگزار شد و بر حسب اتفاق يكي از وعاظ و اهل منبر كربلا به نام شيخ عبدالله ميرمنصوري در بيت ايشان حضور داشت و مقرر شد ايشان در حضور آن فقيد سعيد ذكر مصيبتي كند. مرسوم است شب‌هاي دهه اول محرم روضه سيدالشهدا(ع) را به كربلا مي‌خوانند، اما از آنجا كه خداوند متعال مقدر فرموده بود كه آن شب آخرين شب حيات پربركت آن مرجع عالي‌مقام و عاشق مقام ولايت باشد، آن واعظ روضه «وداع» سيدالشهدا(ع) با اهل‌بيتش را خواند و ايشان شديداً منقلب شد و بيش از حد گريست !پس از آن در حدود نيم‌ساعت قرآن تلاوت فرمود. در ساعت 11 شب، پس از انجام كارهاي شخصي و صرف غذا در جمع خانواده خود درحالي كه بسيار بانشاط و سرحال بود و هيچ‌گونه آثاري از كسالت در ايشان ديده نمي‌شد، به اتاق خواب رفت؛ نه براي خواب كه براي آغاز زندگي جاويد و پرواز به سوي معبود. هنوز دقايقي از ورود ايشان به اتاق نگذشته بود و در لحظاتي كه قصد رفتن به بستر را داشت، با جاري كردن شهادات ثلاثه روح از پيكر پاكش جدا شد و به اعلي‌عليين پرواز كرد و بدين ترتيب حيات پربركت آن مرجع بزرگوار و فقيه عالي‌مقام و مجاهدي كه وجودش در طول يك قرن منشأ خير و بركت بود و آثار ارزشمندش نيز اينك روشني‌بخش جوامع اسلامي و علمي است، پايان گرفت. ارتحال آن پيشواي معظم و مرجع مجاهد و فقيه عالي‌مقام ثلمه‌اي بر پيكر اسلام و خاصه جهان تشيع بود و در ماتم از دست رفتن وي نه فقط مردم مسلمان ايران، بلكه ساير كشورهاي اسلامي نيز به سوگ نشستند.

پي‌نوشت‌:

(1) قرآن كريم، سوره فجر، آيات 27ـ30.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها