اما عواملي كه به رشد و تقويت گرايشات القاعدهاي و افراطيگري در جامعه سنينشين عراق مربوط ميشود، بخشي از آن به ظهور نسل جديد القاعده در عراق برميگردد كه بذر آن در جريان اشغال عراق كاشته شد، اما بعد از خروج نيروهاي امريكايي از اين كشور در فضاي منطقهاي ناشي از بحران سوريه و برداشته شدن مرز اخوانيگري و سلفيگري در كشورهايي كه در معرض خيزشهاي مردمي قرار گرفتند، رشد و نمو پيدا كرد و حتي در ائتلاف با گروههاي تكفيري سوريه درصدد تشكيل دولت اسلامي عراق و شام برآمدهاند.
در بعد خارجي و منطقهاي نيز عمدتاً كشورهاي عربي و در رأس آن عربستان همچنان براي تغيير نظام سياسي در عراق ميكوشند و بعد از شكست در سوريه درصدد جبران آن در عراق برآمدهاند كه البته به اين مسئله بايد رژيم صهيونيستي را نيز افزود.
در مجموع لزوم مقابله با حملات تروريستي روزافزون در عراق كه اغلب غيرنظاميان اين كشور را مورد هدف قرار ميدهد، امروزه به يك نياز و اولويت اصلي براي مردم و دولت اين كشور تبديل شده و راهكارهاي مختلف از پالايش نيروهاي نفوذي در ارتش و دستگاههاي امنيتي گرفته تا افزايش كنترل مرزهاي ورود القاعده ازكشورهاي عربي همجوار در دستور كار قرار دارد. در اين ميان حل اختلافات سياسي براي مقابله با حملات تروريستي اهميت مضاعفي يافته است، چراكه اختلافهاي سياسي فضاي مناسبي براي تروريستها فراهم كرده تا برنامههاي جنايتكارانه خود را عملي كنند. آنچه بر اهميت حل سريع اين اختلافات ميافزايد در پيش بودن انتخابات پارلماني است كه نقش اساسي و تعيين كننده در قوام و دوام نظام سياسي نوپاي عراق دارد. بر اين اساس ميتوان گفت تروريستها و حاميان عربي آنها علاوه بر غيرنظاميان عراقي نظام سياسي نوپاي اين كشور را نيز مورد هدف قرار دادهاند كه اين هوشياري نيروهاي تشكيل دهنده اين نظام و حل اختلافات ميان آنها را ميطلبد.