بحث ريخته شدن هزينههاي هنگفت دولتي پاي ساخت فيلمها و پروژههاي بزرگ سينمايي كه عنوان فاخر را با خود يدك ميكشند از جنجاليترين حواشي خبرساز سينما در چند سال اخير بوده است. اولين بار لفظ پروژه فاخر را مقام معظم رهبري بر سر زبانها انداختند اما اكنون با بالا گرفتن تب پردهبرداري از جابهجاييهاي سؤال برانگيز مبالغ هنگفت پول و رانتخواريها بر سر ساخت فيلمهايي كه خود را در رده پروژههاي فاخر گنجاندهاند به نظر ميرسد كه عنوان فاخر برخلاف آنچه مد نظر رهبر بوده به انحراف كشيده شده باشد. در اين بين ورود غولهاي سرمايهگذاري فوتبال به اين عرصه پر بحث و جدال سينما را چگونه بايد استدلال كرد؟
افشاگريهاي ريخت و پاش لاله در هفت
بر اساس اصل 44 قانون اساسي بحث خصوصيسازي بايد در صنايع مختلف كشور و حتي در سينما كه هنوز نميتوان عنوان قطعي صنعت را به آن اطلاق كرد دنبال شود؛ در اين بين بنيادهاي دولتي سينما و پروژههاي دولتي كماكان پا بر جا باقي ماندند تا تكيه گاهي براي سينماي استراتژيك و اخلاق محور كشور باشند؛ در واقع دولت ميبايست با حفظ حاشيه امن حضور خود در پروژههاي سينمايي، جاي خالي آن دسته از فيلمهايي را كه گاه ضرورت ساختشان در شرايط ويژه و خاص سياسي يا حتي اجتماعي و فرهنگي كشور احساس ميشد و اما به ورود سرمايهگذار خصوصي در آن حوزه ختم نميشد، حفظ ميكرد.
در اين شرايط بحث ورود دولت و نهادهاي دولتي سينما در حيطه فيلمسازي با لفظ فاخر كه مقام معظم رهبري براي اولين بار آن را در اين حوزه جا انداختند تلفيق شد. در آن زمان كمتر كسي فكر ميكرد كه روند ساخت فيلمهاي سينمايي ويژه و گاه فاخر دولتي و بحث هزينهكردهاي آن با توجه به نظارت زير نظر دولت از مسيرش خارج شده و منحرف شود؛ انحرافي كه تا پيش از روشن شدن واقعيات پشت پرده نزد بسياري از اهالي سينما پوشيده بود اما در مواردي چند همچون پردهبرداري اهالي سينما از دستمزدهاي هنگفتي كه به عوامل يك پروژه فاخر دولتي داده شده است و نيز پردهبرداري شب گذشته مدير سابق و مدير كنوني مركز گسترش سينماي مستند و تجربي از مبالغ هنگفت جا به جايي پول در پروژه «لاله» عيان شده است.
سيدمحمدمهدي طباطبايينژاد مديرعامل فعلي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و شفيع آقامحمديان، مديرعامل سابق اين مركز، در برنامه هفت شب گذشته درباره پروژه پرحاشيه «لاله» گفتوگو كردند؛ مناظرهاي كه حاصل آن زير سؤال رفتن تعدادي از پروژههاي سينمايي ساخته شده تحت حمايت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و رو شدن واقعيت تأسفبرانگيز درباره پشت پرده اين گونه پروژههاي دولتي بود. طباطبايينژاد در اين برنامه گفت كه چگونه مركز گسترش سينماي مستند و تجربي با اصرار فراوان پروژه «لاله» را كه عاري از معيارهاي سينماي مستند و تجربي است در دست گرفته و سپس در جريان ساخت آن تا نيمههاي راه 6 ميليارد و 800 ميليون تومان را در قالب هزينههاي بخش فيلمبرداري، پروداكشن، دستمزد به نيكنژاد و. . . مستقيماً پرداخت كرده است و در عين حال حق مأموريت آقامحمديان كه به شكل ارز پرداخت شده، پاداش ميليوني شمقدري به مديران اين مركز! و غيره نيز از جمله پرداختهاي غير مستقيم در جريان ساخت اين پروژه دولتي بوده است. اين افشاگريها در حالي صورت گرفت كه بسياري از اهالي سينما ريختوپاشهاي مالي در جريان ساخت پروژه « لاله » را نه تنها منحصر به اين فيلم و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي نميدانند بلكه قائل به تعميم اين روند سؤالبرانگيز در ديگر پروژههاي دولتي هستند.
پل مشكوك از فوتبال تا سينما
افشاي اين اطلاعات از آنجايي محل بحث و مناقشه است كه تمامي اين هزينهكردها و ريختوپاشها از محل بيتالمال صورت گرفته است؛ همان خزانهاي كه بر اساس دستورات ديني متعلقاتش جزو حقوق عمومي مردم محسوب ميشود و صرف اعتبارات آن ميبايست بنا به ضرورت و حفظ كامل اصول اخلاقي صورت بگيرد اما در عمل آنچه در حيطه سينماي دولتي و پروژههاي فاخر اتفاق افتاده است، دال بر حيف و ميل شدن سرمايههاي دولتي و نابود شدن لفظ فاخر است.
در اين اوضاع و احوال و در وانفساي خانه تكاني نهادهاي دولتي سينما كه با تغيير رؤسا و برخي افشاگريها در اين حوزه همراه شده است، خبر ميرسد كه غولهاي سرمايهگذاري فوتبال نيز در حال ورود به اين عرصه پر چالش هستند؛ بابك زنجاني و حسين هدايتي دو سرمايهگذار شناخته شده ايراني كه پيش از اين در صنايع مختلف و حوزههاي پر چالشي چون فوتبال سرمايهگذاري كرده بودند به تازگي وارد سينما شدهاند، به طوري كه در جشن پايان فيلمبرداري فيلم «نقش نگار» كه به خاطر ايفاي نقش كوتاه ناصر ملك مطيعي خبرساز شده است، اين دو سرمايهگذار بزرگ نيز حضور داشتند؛ بابك زنجاني مدير شركت سورينت سرمايهگذار فيلم نقش نگار است.
اين ورود سينمايي براي دو سرمايهگذار بزرگ كشور تجربه جديدي نيست. آنها پيشتر حضور در عرصه پر كشوقوس فوتبال را تجربه كردهاند؛ عرصهاي كه آوازه رانتخواريها، پولشوييها و فساد مالي آن در اين روزها بيداد ميكند و اكنون سينما براي اين دو سرمايهگذار بزرگ، ايستگاه دوم راهاندازي كسب و كار و سرمايهگذاري است.
تا اينجاي كار سينما و فوتبال از نظر سازوكار مسائل مالي پشت پردهشان به دو نيمه يك سيب ميمانند و اين پذيرفتن چنين برداشتي از وقايع كنوني را القا ميكند كه انباشت زياد پول در برخي صنايع به فساد مالي منجر ميشود.
با اين پيش زمينه اراده سرمايهگذاران بزرگ كشور به ورود در عرصهاي كه به اندازه فوتبال چالشهاي پشت پرده دارد از كجا نشأت گرفته است و آيا براي ميزان ورود و نفوذ اين دو كه به مثابه تزريق مبالغ هنگفت پول از بخش خصوصي به بدنه سينما است از طرف دولت حد و حسابي تعيين شده است؟ آن هم براي سينمايي كه تا اين جاي كار از غوطهور شدن در پولهاي دولتي و ولخرجي بيتالمال امتحان خوبي از خود پس نداده و واژه فاخر را به معناي واقعي لوث كرده است.