کد خبر: 616933
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۹
فرهنگ‌سازي و تقويت نمادهاي هويتي هميشه يكي از دغدغه‌هاي اصلي در جامعه بوده است كه پيرامون آن ‌سخنراني‌ها و همايش‌هاي متعددي داشته‌ايم اما فارغ از سخن، درعمل براي نهادينه‌سازي نمادهاي هويتي چه اقداماتي انجام داده‌ايم؟

همگان به‌خوبي مي‌دانيم كه اولين و ابتدايي‌ترين محلي كه كودكان به‌دور از فضاي خانه و خانواده آموزش مي‌بينند؛ مهدهاي كودك هستند كه به نوعي الفباي اوليه زندگي به آنها آموزش داده مي‌شود و چون ساختار ذهني آنها ساده و فاقد پيچيدگي ‌است مفاهيم را به خوبي ‌دريافت و ملكه ذهن مي‌كنند به همين دليل اين مقطع سني از اهميت زيادي برخوردار بوده است با اين وجود كمتر شاهد هستيم كه نسبت به آموزش نونهالان در سنين خردسالي حساسيت نشان داده شود و به‌ نظر مي‌رسد دوران مهدكودك بيشتر براي رفع تكليف و گذراندن يك دوره براي بچه‌هاست.

از همان ابتدا روي در و ديوار و سردر مهدها نقاشي‌ كارتون‌هاي غيرايراني كشيده شده كه بيشترشان هم از سر ناآگاهي و عدم‌شناخت نماد همجنس‌بازان هستند مانند ميكي‌موس و ميني‌موس، خرگوش و... يعني از همين سن و سال نمادهاي غيراسلامي و غيرايراني را در ذهن كودكان حك مي‌كنيم در صورتي‌كه با هنرمندي براي شاد كردن بچه‌ها مي‌توان از نمادهاي ملي و ديني براي نقاشي سردر و ديوارهاي مهدكودك استفاده كرد تا از همين اوان كودكي بچه‌ها با هويت‌هاي ديني و ملي خودمان آشنا شوند. وقتي كسي از كودكي چنين نمادهايي ملكه ذهنش شده است چگونه مي‌خواهيم در بزرگسالي نسبت به هويت ديني و ملي خود آشنا و پايبند باشد؟! در روانشناسي خوانده‌ايم كه ‌اگر مي‌خواهيد چيزي را به كسي آموزش بدهيد بهتر است از كودكي كه شخصيت و ذهنيت ساده و بدون پيچيدگي دارد باشد تا ماندگاري داشته باشد و ملكه ذهنش شود و ما اين دوران مهم و زيربنايي را فراموش مي‌كنيم آن وقت، وقتي كه او شخصي بالغ و كامل شد مي‌خواهيم عناصر هويتي را با سخنراني‌هاي مطول و توصيه‌هاي حكيمانه در او فرهنگ‌سازي كنيم كه مسلماً به مراتب هم سخت‌تر و هم زمانبر خواهد بود. چند وقت پيش در يكي از سايت‌هاي آلماني مطلبي بود كه به دنبال مظاهر آلمان در ايران بودند. در بين تصاويري كه به نمايش گذاشته شده؛‌ تصاوير شخصيت‌هاي كارتوني هفت كوتوله و سفيد برفي روي ديوار يك مهدكودك براي آنها از اين لحاظ جالب به نظر مي‌رسيد كه به گفته خودشان آثار آلماني توانسته است در مهدكودك‌هاي ايران حضور مؤثر و زيادي داشته باشد همچنين اگر به ياد آوريم تصوير مشهوري چندي قبل در فضاي مجازي منتشر شد كه در آن به مقايسه ديوار دو مهدكودك در ايران و آلمان پرداخته بود كه در مهدكودك آلماني اشعار حافظ (شخصيتي همچون گوته خود را مريد حافظ مي‌داند) روي ديوار آن مهد نوشته شده بود اما در مهدكودك ايران تصاوير عجيب و غريبي كه به جزيره آدم‌خوارها بيشتر شبيه بود ديده مي‌شد؛‌ البته شايد آن تصاوير بيشتر جنبه طنز داشت اما نابساماني فرهنگي در مهدكودك‌ها حتي در فضاهاي بصري مهدها چيزي نيست كه غيرقابل انكار باشد. وقتي به برخي مهدها وارد مي‌شويم ترانه‌هاي عاشقانه لس‌آنجلسي به گوش مي‌رسد تا اشعار مناسب سن و سال كودكان يا آموزنده درعين حال برخي از مهدها نيز هستند كه افتخار دارند به كودكان شما زبان فرانسه و انگليسي آموزش مي‌دهند؛ هرچند ممكن است اين سنين براي آموزش زبان مناسب باشد. (از نظر روانشناسان سال سوم دبستان بهترين زمان براي آموزش زبان است نه مهدكودك) اما اين خود با توجه به پيشينه‌اي كه از مهدكودك‌ها سراغ داريم نشان‌دهنده بي‌سروساماني دراين عرصه و عدم نگاه جامعه فرهنگي در مديريت كلي مهدهاست.

مادري كه پسركوچك چهارساله داشت مي‌گفت: دوست دارم فرزندم در مهدكودكي باشد كه مفاهيم قرآني را با اشاره به او آموزش بدهند يا كمتر موسيقي تند و رقص و آواز آنجا باشد. ما خودمان در خانه سعي مي‌كنيم بچه‌ها را شاد نگه داريم اما نه با اين روش‌هايي كه در مهدكودك‌‌ها رايج است به همين خاطر دوست ندارم پسرم را مهدكودك بگذارم. نوع آرايش و پوشش مربيان در مهدها هم كم بي‌عيب نيست. يكي از دوستان كه به تازگي دخترش را مهدكودك فرستاده است، مي‌گفت: دختر چهارساله‌اش به پدرش گفته بابا مامان را طلاق بده معلم ما را بگير كه خيلي قشنگ‌تره و آرايش مي‌كنه! با گفتن اين حرف دختر از فضاي مهدكودك دخترم ترسيدم و ديگر اجازه ندادم به مهد برود.

متأسفانه خروجي مهدكودك‌ها با وجود شهريه‌هاي بالا و هزينه‌هايي كه براي آنها مي‌شود، ‌چيز چنداني نيست و اين يعني هرزرفتن بهترين زمان آموزش. واقعاً چرا نبايد در مهدكودك‌هاي جامعه اسلامي شيوه‌هاي نوين آموزش قرآن و احكام اسلامي به زبان ساده و قابل فهم وجود داشته باشد؟! چرا خواهران طلبه كه در حوزه‌هاي علميه درس خوانده‌اند و توانايي و شناخت از مسائل ديني را دارند يك دوره روانشناسي كودك نمي‌گذرانند تا به‌عنوان كارشناس مذهبي در مهدكودك‌ها فعاليت كنند؟!

در حالي‌كه لازم است با شيوه‌هاي شاد و مفرح به زباني ساده احاديث و آيات قرآني را به بچه‌ها از همان كودكي آموخت و اين به عهده افرادي است كه نسبت به اين مسائل آشنايي دارند نه اينكه تنها در مهدها صداي آواز و موسيقي بيايد و بچه‌ها را سرگرم آموزش رقص كنند؛ يعني يك‌سال كودك را با چنين برنامه‌هاي غيرآموزشي هدر مي‌دهيم، ‌آن‌ هم زماني كه كودك ظرفيت بالايي براي پذيرش دارد. مادري گلايه‌مندانه مي‌گفت: به‌عنوان پدر و مادر انتظارمان اين بود حداقل در مهدكودك دخترمان باورها و رفتارهايي در قالب نمادها و آموزش‌ها براي بچه‌ها مطرح شود كه با ساختارهاي اسلامي و اخلاقي ما سازگار باشد. ديگر دختر كوچكم را به مهدكودك نخواهم فرستاد و براي تربيت او از كاركردن هم صرف نظر مي‌كنم. تكليف نسلي كه امروز كودك است اما در آينده جوان و بزرگ خواهد شد، نامشخص است. نسلي كه قرار است نگهدارنده اين كشور باشد با اين قبيل آموخته‌ها به جايي نخواهد رسيد؛ البته دراين عرصه بايد از كم‌كاري و عدم‌حضور مؤثر و گسترده مذهبيون نگران بود هرچند در چند سال گذشته اين حضور چشمگيرتر از قبل بوده اما همچنان هنوز ورود مذهبيون دلسوز ، توانمند و روشنفكر در چنين عرصه حساس سني آنچنان كه بايد نيست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار