کد خبر: 616797
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۸
گشت و گذار يك روزه در مركز موتورفروشي‌هاي پايتخت و گفت‌وگو با فروشنده‌ها و خريداران جوان
پايش را توي يك كفش كرده مي‌گويد «الا باالله بايد براي من يك موتور بخريد آن هم از اين مدل جديدي‌ها» والا من كه هنوز نمي‌دانم اين مدل جديدي‌ها اسمش چيست و چه رنگي است.

زينب شكوهي طرقي | قديم هركسي مي‌گفت موتور خريدم همان موتورهاي خودمان را مي‌خريد كه همه مي‌شناختيم اما اين روزها حتي موتورها هم وسيله‌هاي چند سال قبل نيست!

خودش را به آب و آتش مي‌زند تا نظر مادر يا پدر را جلب كند هر روز يك جور حرف مي‌زند و يك جور نقش بازي مي‌كند تا موتوري كه دوست دارد را برايش بخرند. نمونه‌اش همين ماه پيش، وقتي نتايج كنكور سراسري اعلام شد و با كمال تعجب همه ديدند كه در رشته حقوق آن هم دانشگاه سراسري سمنان قبول شده است فرصت را غنيمت شمرد و گفت: مرد است و حرفش. من قول دادم درس بخوانم و دانشگاه قبول شوم شما هم قول داديد موتور بخريد، زود باشيد دست به كار شويد. هر روز بيرون مي‌رود و وقتي برمي‌گردد به راست يا دروغ كه نمي‌دانم سر بحث را باز مي‌كند كه امروز فلان دوستم را ديدم فلان نوع موتور زير پايش بود پرسيدم چند خريده‌اي؟ گفت: 15 ميليون تومان! (آنقدر راحت 15 ميليون تومان را به زبان مي‌آورد كه انگار منظورش همان 15 هزار تومان خودمان است!)

بعد از اين اعلام نتايج كنكور بحث و مشاجره براي خريد موتور پاي ثابت حرف‌هاي هرشب شده در نهايت هم بابا از يك طرف مي‌گويد «يك كلام، ختم كلام تا گواهينامه نگيري من موتور بخر نيستم» مامان هم از طرف ديگر كه به خيال خودش بچه گول مي‌زند، مي‌گويد «موتور را ولش كن خودم آخر ماه برايت يك پرايد مي‌خرم حتي شده پس‌اندازم را بدهم و بابا نفهمد تو فقط قول بده واحدهايت را پاس مي‌كني!».

ناگفته نماند همين ترفند وعده وعيدهاي سرخرمن مادر الان چهارسال است كه محمدرضا را براي درس خواندن از دوران دبيرستان كشانده و تا دانشگاه پيش برده است، وعده‌هاي صد من يك غازي از طرف مادرم كه هيچ كدامشان هم خدا را شكر محقق نشده‌اند و گرنه. . .

در بازار داغ خريد و فروش موبايل و تبلت كه اين روزها پا توي هر خانه‌اي مي‌گذارم مي‌بينم حتي كنار هم گذاشتن پنج موبايل و سه تبلت براي يك خانواده پنج نفره هم كلاس به حساب مي‌آيد، اين عضو خانواده ما (برادرم) مرغش روي يك پا ايستاده و مي‌گويد: نه! فقط موتور.

باز جاي شكرش باقي است روزهاي اول آنقدر تبش تند بود كه مي‌گفت موتور سنگين و مسابقه‌اي مي‌خواهد حتي شده به قيمت غيرمجاز خريدن و توقيف كردن از سوي پليس. اما چند ماهي است روي مغزش كار كرده‌ايم تا به خريد يك موتور ساده رضايت داده است اما حرف بابا كه هميشه فصل‌الخطاب حرف‌هاي جمع خانوادگي است ردخور ندارد و يك ذره هم كوتاه نمي‌آيد كه «تا گواهينامه نگيري نه از ماشين خبري هست نه از موتور، حتي حق رانندگي كردن با ماشين بقيه را هم نداري».

اما بازهم با همه اين شرايط و خط و نشان‌هاي خانواده محمدرضا مصر ايستاده و مي‌گويد: «من مي‌خواهم، من موتورسيكلت مي‌خواهم».

احساسش را درك نمي‌كنم درست مثل وقتي كه نشسته فوتبال مي‌بيند و پلك نمي‌زند! چون هميشه به او مي‌گويم بهتر نيست به جاي اين همه استرس تلويزيون را خاموش كني و چند دقيقه بعد نتيجه مسابقه را از اخبار بشنوي؟! با اخم نگاهم مي‌كند و مي‌گويد: «تو از احساس لذت ديدن فوتبال چه مي‌فهمي؟!». راستش حق با اوست مشخص است كه من بخش مهمي از لذت‌بردني‌هايش را نمي‌فهمم درست مثل قضيه موتور خريدن آن هم از نوع گرانقيمت و رانندگي كردن بي‌گواهينامه‌اش! اما چرا من اين احساس را درك نمي‌كنم؟! اصلاً شايد اين احساس درست نباشد در نتيجه درك كردن آن هم اهميتي نداشته باشد. شايد هم چون من دختر هستم و دوست‌داشتني‌هايم محدود به لباس است چنين نظري در مورد پسري دارم كه علاقه‌اش به موتور و ماشين فراتر از حد معمول است! شايد.

يك هفته‌اي بود مدام در فكر اين بودم كه اين علاقه وافر محمدرضا به موتور ريشه در كجا دارد؟ با اين همه آمار تصادف منجر به فوت و جرائم اجتماعي ارتكابي با موتورسيكلت باز هم مي‌ديدم كه كسبه فروشنده اين صنف هنوز فروش خوبي دارند! چرا؟!

جواب منطقي همه اين سؤال‌هايم را فقط مي‌توانستم يكجا پيدا كنم. جايي كه هم موتور فروش‌ها باشند و هم جوان‌هاي خريدار و عاشق موتورسواري. دو گزينه بيشتر نبود در تهران، دو مركز فروش موتورسيكلت وجود دارد اولي حوالي چهارراه نظام آباد سابق و سبلان امروزي و دومي راسته خيابان 17 شهريور آن هم از ميدان امام‌حسين(ع) تا ميدان خراسان كه در محدوده ميدان شهدا تا ميدان خراسان انبوهي اين مغازه‌ها و خريداران بيشتر به چشم مي‌آيد. پس راهي شدم تا به تمام جواب سؤال‌هايم برسم.
 
 

 

 

من با شما موافقم و نقش فروشنده‌ها را در زياد شدن اين بازار مكاره فروش موتورسيكلت قبول دارم اما حقيقت اين است كه ما فروشنده‌ها در حقيقت آخرين فيلتر در اين مسير هستيم.

بگذاريد توضيح بدهم من فكر مي‌كنم اول اينكه در شرع و دين ما استفاده، خريد، فروش و حتي خوردن مواد يا وسايلي كه براي انسان ضرر روحي و جاني داشته باشد حرام اعلام شده است. به سبب همين حكم شرعي ما مي‌بينيم كه هزار و يك وسيله و ماده خوراكي نه تنها وارد كشور نمي‌شود بلكه ورود و فروش آن نيز ممنوع است، جرم محسوب مي‌شود و مجازات دارد.

سؤال من اين است مگر نمي‌گوييد موتورسيكلت‌ها اين روزها بلاي جان جوان‌هاي ما شده است؟ خب صحيح پس چرا دولت و مسئولان مانع ورود يا توليد اين وسيله نمي‌شوند؟! از طرفي من هم فكر مي‌كنم هيچ وقت تنها راه حل پاك كردن صورت مسئله نيست. چطور پليس راهنمايي و رانندگي مي‌تواند اين همه به خاطر نيروهاي سرهرچهارراهش هزينه كند اما نمي‌تواند در زمينه خريد و استفاده صحيح از اين وسيله فرهنگسازي كند؟!

بايد پذيرفت كه كوتاهي مسئولان اجرايي كشور باعث شده است كه ما به نقطه‌اي برسيم كه امروز رسيده‌ايم. ناگفته نماند منظور من از مسئولان اجرايي كشور تنها پليس راهنمايي و رانندگي نيست.

من خودم چند بار سال گذشته به كشورهاي اروپايي مسافرت داشتم و نكته‌هاي جالبي در زمينه فروش اين نوع وسايل ديدم. مثلاً شما در همه كشورهاي اروپايي و امريكايي بايد مراحلي را براي گرفتن گواهينامه رانندگي پشت سر بگذاري كه اول اينكه اين مراحل در تمام سطوح رانندگي با هر وسيله‌اي سخت و مشترك است و دوم اينكه گواهينامه‌اي كه در نهايت دريافت مي‌كني بين‌المللي و در همه جا مورد تأييد است.

نكته مهم‌تر اينكه در هيچ كشور اروپايي هيچ وسيله نقليه‌اي حتي موتور سه چرخ تفريحي يا دوچرخه به نام مالكي كه فاقد گواهينامه است ثبت نمي‌شود. اين در حالي است كه اگر راكب وسيله صاحب آن نباشد بلافاصله دستگير مي‌شود. بماند اينكه در كشورهايي مانند آلمان ساختار راهسازي و آزادراه به شكل واقعي اجرا مي‌شود و مشكلي از جهت تصادف و خسارت در اين مسيرها وجود ندارد.

شما در آلمان مي‌توانيد معناي واقعي آزادراه را درك كنيد چون در اين كشور آزادراه‌هايي وجود دارد كه به تبع اسمشان به معناي واقعي در رانندگي سرعت در آن آزادهستيد، چرا؟! چون طراحي اين آزادراه‌ها طوري است كه با وجود نداشتن مرز حداكثر سرعت رانندگي در آنها در سال شاهد تصادف‌هاي بسيار كوچكي هستند.

اما در ايران اوضاع چطور است؟! شما در هر موقع از سال كه چه عرض كنم در هر ساعت از شبانه روز كه بخواهيد مي‌توانيد موتورسيكلت به نام خودتان بخريد حتي اگر گواهينامه نداشته باشيد، چرا؟! چون موتورسيكلت ديگر وسيله آسايش نيست شما مي‌توانيد با آن ويراژ بدهيد و در مواقع خطر يا تعقيب پليس اتفاقاً به راحتي از معركه در برويد چون يك وسيله سريع در اختيار يك قانون‌گريز قرار گرفته است. از نظر من فروشنده اين يك فاجعه است اما ما چه كنيم؟!

  فقط يك پدر يا مادر دلسوز كافي است!

 سهيل معمار، 32 ساله، فروشنده موتورسيكلت

 با حرف‌هاي همايون من هم موافقم. ما فقط فروشنده هستيم و كاري بيشتر از توان‌مان نمي‌توانيم انجام دهيم. وقتي يك پدر ميانسال همراه فرزند نوجوانش كه قسم مي‌خورم حتي كتاب آئين‌نامه را از دور هم نديده چه رسد به خواندنش براي خريد موتورسيكلت مي‌آيد من ديگر چه حرفي مي‌توانم بزنم؟

بدتر اينكه اين روزها هر كسي با هر توان مالي و جايگاه اقتصادي وقتي كارش به وسيله نقليه گير مي‌افتد اولين چيزي كه به ذهنش مي‌رسد خريد موتورسيكلت است چون مي‌داند نهايتاً مي‌تواند با پرداخت پنج يا شش ميليون يك موتورسيكلت صفر كيلومتر بخرد. در حالي كه همين خريدار اگر بخواهد يك ماشين بخرد بايد دست كم 15 ميليون تومان هزينه كند.

يادم هست خود من وقتي به خاطر عشق سرعت و در رفتن از ترافيك در دوران نوجواني مي‌خواستم موتورسيكلت بخرم، روي خريدم هم مصمم بودم، هيچ اطلاعي هم در مورد نوع رانندگي و استفاده درست اين وسيله نداشتم، پول مورد نيازش را هم داشتم اما باز وقتي تا پاي معامله خريد رفتم اين مادرم بود كه مانع شد.

يعني همين مادرها و پدرها هم در خانواده‌ها مي‌توانند مثل يك مانع عمل كنند درست مثل مادر من كه پايش را در يك كفش كرد و گفت:«اگر از اين در موتور بياوري، جنازه‌ام از آن در بيرون مي‌رود! تو اگر ماشين بخري و تصادف كني در بدترين شرايط تصادف هم خودت كمترين آسيب را مي‌بيني اما اگر موتور بخري اين خودت هستي كه اولين ضربه تصادف را به جان مي‌خري.»

خب فكرش را بكنيد ما اگر در هر خانه مادر يا پدري داشتيم كه اينطور فكر و به تبع آن رفتار مي‌كرد ديگر هيچ نيازي حتي به پليس هم نبود البته نمي‌خواهم بگويم واقعاً نيازي نيست چون همه مي‌دانيم اولين قدمي كه جوان‌هاي امروزي براي خريد موتورسيكلت برمي‌دارند صرفاً از روي ناآگاهي اجتماعي و علمي آنها نسبت به عواقب استفاده از اين وسيله است كه اين وظيفه صرفاً برعهده مسئولان و سازمان‌هاي فرهنگي و اجرايي كشور است. در حالي كه خود من با وجود اينكه فروشنده موتورسيكلت هستم و در محدوده طرح ترافيك مغازه دارم اما به هيچ وجه به خودم اجازه نداده و نمي‌دهم كه از اين وسيله استفاده كنم چون به چشم خودم ديده‌ام كه نتيجه برخورد ساده يك موتورسوار با راننده سواري پرت شده راكب موتورسيكلت، ضربه مغزي شدن او و در نهايت جان دادنش بود در حالي كه راننده خودرو حتي كوچك‌ترين آسيبي نديد.

متأسفانه من خودم اين روزها و سال‌ها شاهد فروش بيشتر موتور در مغازه‌ام هستم چرا؟! چون از يك طرف زندگي با نسلي را تجربه مي‌كنم كه عشق سرعت و ويراژ دادن دارند از طرف ديگر بستر اجتماعي و اطلاع‌رساني كافي در جامعه وجود ندارد. در نهايت هم شرايط بد اقتصادي خانواده‌ها و كم بودن قيمت خريد موتور‌سيكلت به نسبت ساير وسيله‌ها دست به دست هم مي‌دهد تا اولين گزينه خريد هر خانواده و به ويژه جواني موتورسيكلت باشد.

 ترافيك تهران مجبورمان كرده است

 مهيار واحدي، 29 ساله، خريدار موتورسيكلت

اصلاً همه آمار و ارقام و ميزان خسارت‌هايي كه اين وسيله مي‌زند و رسانه‌ها مي‌گويند درست، مگر ما راه چاره ديگري هم داريم؟ شما صبح‌ها مجبور شده‌ايد از جنوب تهران براي سركار رفتن بكوبيد برويد شمال آن؟ فكرش را بكنيد من از منطقه تهرانپارس مجبورم هر روز صبح در گرما و سرما بكوبم بروم منطقه شهرك شهيد باقري در خروجي اتوبان همت.

من خودم ماشين سواري دارم گواهينامه رانندگي با ماشين را هم دارم اما هرروز صبح من شاهدم كه خودم بايد چند ساعت راه را در ترافيك اتوبان باقري، رسالت و بعد همت سپري كنم در حالي كه در همين چند ساعت چندين هزار موتوري به راحتي از كنار من سبقت مي‌گيرند و با جا دادن خودشان در بين ماشين‌ها به هر راهي شده متوسل مي‌شوند و از اين مهلكه ترافيك در مي‌روند.

تهران اين روزها واقعاً به قبرستان ماشين‌هاي در ترافيك تبديل شده است. حتي در نمونه‌هاي بدتر من با چشم خودم مي‌بينم در مسيرهايي كه ادامه راه براي موتورسوارها هم بسته مي‌شود به راحتي وارد خط ويژه اتوبوس تندرو يا حتي پياده‌روها مي‌شوند به هر شكل ممكن خودشان را از اين دردسر ترافيك نجات مي‌دهند.

در حالي كه من بايد در همين شرايط فقط يك ساعت از زمان كاري‌ام را پشت ترافيك خودروهاي سيدخندان سپري كنم. مگر ديوانه‌ام؟ اين همه هزينه بابت بنزين ماشين، تأخير در اداره و كسري كار در نهايت هم خستگي خب من هم حتي با وجود نداشتن گواهينامه ويژه موتورسيكلت چند ميليون هزينه مي‌كنم و در مقابل از شر همه اين بدبختي‌ها خلاص مي‌شوم.

ناگفته نماند با تمام احساس نيازي كه براي خريد اين وسيله كار راه انداز مي‌كنم اما متأسفانه باز هم مي‌بينم كه نه تنها در سطح شهر جز چند بنر هشداردهنده هيچ اطلاع‌رساني در زمينه استفاده از اين وسيله به اصطلاح مرگبار نمي‌بينم حتي در هيچ مغازه‌اي هم هيچ فروشنده‌اي محض رضاي خدا هم كه شده فقط به خاطر احتياط اينكه «مبادا معامله فروشم به هم بخورد» هيچ نكته يا توصيه‌اي را مطرح نمي‌كند.

حالا حسن كار در اينجاست كه من هم شاغلم هم براي كار راه اندازي آمده‌ام موتور بخرم چند قدم اين ور و آن ور، اصلاً همين مغازه بغلي من مادري را ديدم كه براي پسر تازه دانشجو شده‌اش آمده بود موتور بخرد چون مي‌گفت هرچقدر دو، دوتا، چهار كردم ديدم رفتن با موتور وقت و هزينه‌هاي رفت و آمدش را به شكل چشمگيري كاهش مي‌دهد.

نمي‌خواهم همه تقصيرها را بر گردن مسئولان بيندازم اما خداوكيلي اگر اين مادر مي‌دانست پسرش سروقت مي‌رود و با كمترين هزينه هم به خانه برمي‌گردد مگر ديوانه بود كه سراغ خريد موتور بيايد؟! اما فكرش را بكنيد وقتي قرار است براي يك مسير استفاده از اتوبوس يا مترو 1200 تومان هزينه كنيد و براي مسير برگشت هم بالتبع هزينه بيشتر! خب اين مبلغ را مي‌دهيد چند ليتر بنزين مي‌زنيد و خودتان با وسيله ويراژي خودتان مي‌رويد و برمي‌گرديد.

 قانون سفت و سختي نداريم

 محمدرضا كاشاني، 30 ساله، خريدار موتورسيكلت

نمي‌دانم گفتن اين حرف صحيح است يا نه اما خدايي كدام قانون و دستور‌العمل خوب در كشور ما وضع شده است؟ اگر خوب وضع شده است هر قانون تا چه مدتي به خوبي هم اجرا شده است؟ اصلاً نظارتي بر اجراي قوانين در همه حوزه‌ها وجود دارد؟

خودمان را گول نزنيم قضيه در همه جاي ايران يكسان است. فكرش را بكنيد كافي است كمي آمار ارتكاب جرائم و تصادف‌ها با موتورسيكلت افزايش پيدا كند پليس چه مي‌كند؟ يك كفي سر هر چهارراه مي‌گذارد و تند تند شروع مي‌كند به توقيف موتورها. خب يكي نيست بگويد در بدترين شرايط مالك اين موتورسيكلتي كه توقيف كرده‌ايد ممكن است پيك موتوري باشد كه خرج روزانه زن و بچه و هزينه درمان مادرش به همين پول بستگي دارد و واقعاً در اين شرايط اين رفتار درست است؟

در بهترين شرايط هم كه خود من بارها شاهدش بودم راننده بدون هيچ بحثي كليد موتورش را مي‌دهد و مي‌رود چرا؟ چون پيش چشم من مي‌گويد يكي ديگه در خانه دارم فعلاً كارم با آن راه مي‌افتد اگر آن يكي را هم توقيف كردند حالا براي رفع توقيف هردوتايش يكجا مي‌روم! خب به نظر شما اين تفكر و رواج اين ذهنيت در بين مردم درست است؟! مسلماً نه. ما چرا بايد سبك زندگي و رفتارهاي اجتماعي مردممان را هميشه تا سرحد توقيف و تنبيه نگه داريم؟! چرا پيش از اين رويه دست به كار فرهنگسازي و بعد هشدار نمي‌شويم؟!

حالا اين موتورهاي ساده كه چيزي نيست يك هوندا يا موتور داخلي نهايتاً قيمتش كمتر از 10ميليون تومان است و فروش آنها كاملاً مجاز است. اما در همين راسته موتورفروش‌هاي خيابان 17 شهريور من خودم مغازه‌هايي سراغ دارم كه در واردات، تجهيز و فروش موتورهاي سنگين كار مي‌كنند.

موتورهايي كه استفاده آنها در ايران ممنوع است و فقط مي‌شود شب يا روزهاي تعطيل آن هم در مناطق خاص از آنها استفاده كرد. مطمئناً هم اين فروشنده فقط به خاطر يك خريدار چنين وارداتي انجام نمي‌دهد و قطعاً چند صد مشتري در سال دارد كه به خاطر جذب نظرشان دست به چنين كاري مي‌زند.

طبيعي است كه ورود چند صد موتور غيرمجاز از مرز به شكل قاچاق هم غيرممكن است چون حجم محموله زياد است. خب چرا كسي نيست جوابگو باشد كه يك فروشنده موتورسيكلت ساده به كجا وصل است كه مي‌تواند در سال چند صد موتور غيرمجاز وارد كشور كند؟ اگرچه در همين شهر تهران چند صد فروشنده ديگر و در كل كشور چند هزار فروشنده اين نوع موتورسيكلت‌ها وجود دارند!

غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
بهزاد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۶
1
5
سلام وخسته نباشید.درسته مضراتی داره.اما مشکل ما فرنگ سازیه. خب کامپیوتر و تبلت هم میتونه در زمینه منفی استفاده بشه که خییلی غیر اخلاقی تر از موتوره باید بیایم توقف تولید کنیم اونهارو؟؟
مریم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۹ - ۱۳۹۶/۰۷/۰۳
1
7
سلام درسته پدر مادر موثرن به شرطی که بچه حرف گوش کن باشه پسرم میخواهد موتور بخرد اگه ما نخریم خودش با پسندازش میخرد دلم خونس خون
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۲
5
1
موتور سیکلت اصلا وسیله نقلیه خوبی نیست یک کلام ارابه مرگ
ℳℨℋℜѦЛℬ
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۲/۱۷
0
7
باعرض سلام وخسته نباشید خدمت شماعزیزان
درسته موتوروسیله خطناکی هس ولی به شرط اینکه استفاده نادرست ازش بکنی واگردرست استفاده کنی خیلی بهترازماشقن هست ارزان تراست کم خرج تراست کمترترافیک ایجادمی کنه و.....
بعدشم شمانیاید قانون رانندگی توآلمان روباایران مقایسه نکنید واگراین کاررامی گنید رفاه بچه هاتونم بااونجامقایسه کنید آزادی بچه هاتون روبااونجامقایسه کنید و.....
شمامیگیدموتورخطرناک است ولی درعین حال کامپیوتروگوشی و....خیلی خطرناک ترازموتورهستن چون دسترسی به اینترنت داریم ومی تونیم خیلی کارهای بد وخطرناک بکنیم ازجمله دیدن فیام های ممنون عه وهک کردن اطراف که خیلی ازموتورخطرناک ترند واین نمونه کوچکی بود ولی چون ماخودمون درس استفاده می کنیم می تونیم درست ازموتورهم درس استفاده کنید
پس همیشه اول هموچیوبینجید خوبه خوب فکرکنید بعد تصمیم بگیرید
کوچک وارادتمند شما هستم
htvvsk
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۲۲ - ۱۳۹۹/۰۸/۲۰
0
0
به نظر من موتور خوبه اما هر موتوری نه مثلا موتور پاکشی یا اسکوپی این جور موتور ها خوب است
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها