خوليو ولاسكو، سرمربي تيمملي واليبال در كار خود موفق است، چون با كمترين حاشيه روبهرو است. بزرگان واليبال ايران وقتي ديدند با مردي كاركشته روبهرو هستند بنا را به همكاري و تعامل با او گذاشتند و نتيجه آن شد كه امروز واليبال ايران در آسيا حرف اول و آخر را ميزند و در جهان شانه به شانه مدعيان ميسايد.
مهمد بسيروويچ سرمربي تيمملي بسكتبال نيز شرايط مشابهي را تجربه ميكند، او با كمترين حاشيه ممكن موفق شد بسكتبال ايران را بر بام آسيا بنشاند و حالا در انديشه حضوري در خور و شايسته در رقابتهاي جهاني و بزرگتر است. نفر سومي كه قرار است نامش را ببريم كسي نيست جز كارلوس كرش سرمربي موفق تيمملي فوتبال كشورمان كه با پيروزي در رقابتهاي انتخابي جام جهاني و راهيابي به برزيل 2014 تاريخساز شد اما حوزه كاري كرش با ولاسكو و بسيروويچ بسيار متفاوت است.
متفاوت از اين نظر كه فوتبال و اهالي آن تاكنون اجازه ندادهاند حتي يك آب خوش از گلوي او پايين برود. برنامه كرش به درستي اجرا نميشود، عليه او مصاحبههاي مختلف انجام ميشود، دستاوردهاي او براي فوتبال زير سؤال ميرود و در نهايت اينكه عدهاي سخت به دنبال اين هستند تا خود را به جايگاه او برسانند.
چند روز قبل يكي از روزنامههاي ورزشي تيتري را از قول سرمربي يكي از تيمهاي ميانه جدولي ليگ برتر زده بود با اين عنوان كه بازيكنانم را ممنوعالمصاحبه كردهام تا عليه تيمملي و سرمربي آن حرفي نزنند.
يكي، دو روز قبلتر نيز باشگاه صدرنشين ليگ بيانيه عليه سرمربي تيمملي صادر كرد چون در ليست جديدش نامي از بازيكنان اين تيم ديده نميشد.
از همه اينها بدتر اينكه برخي اين روزها با بيان اينكه كرش و تيمش از روي بخت و اقبال سعي دارند تواناييهاي فني سرمربي تيمملي فوتبال را زير سؤال ببرند.
تمام اينها را اضافه كنيد به كارشكنيها و يا اهمالكاريها در مسير حركت تيمملي و برنامههاي سرمربي آن تا متوجه شويد كه كار كرش چه تفاوتهاي وحشتناكي با كار ولاسكو و بسيروويچ دارد.
اين روزها كسي پيدا نميشود كه در حمايت از سرمربي تيمملي از فلان سرمربي سؤال كند كه اصلاً مگر تيم تو بازيكني در حد و اندازههاي مليپوش شدن هم دارد كه بخواهند عليه تيمملي و سرمربي آن حرف بزنند؟ كسي نيست كه صدرنشين جدول ردهبندي را بپرسد انصافاً كدام بازيكنت در حد و اندازههاي پوشيدن پيراهن تيمملي هستند؟ و كسي نيست بگويد كه اگر فعلاً در صدر جدول قرار داري روي كارگروهي و اتفاقات هفتههاي ابتدايي ليگ است و آخر كار معلوم ميشود كه آيا واقعاً در حد صدرهستي يا خير.
حكايت شانسي رسيدن به جام جهاني نيز اينقدر زشت و قبيح است كه ديگر قابل اشاره نيست. كرش با تمام داشتههايش براي اعتلاي نام ايران پا جلو گذاشت اما عدهاي حاصل دسترنج او و بازيكنان تيمملي را خيلي راحت زير سؤال بردند هر چند كه امروز وقيحانهتر تمام گفتهها و اظهارنظرهاي خود را تكذيب ميكنند.
بگذريم اينها را گفتيم تا به اينجا برسيم كه اگر ميبينيد واليبال چگونه آقايي ميكند و اگر مشاهده ميكنيد بسكتبال چگونه برتري خود را به رخ ميكشد چيزي نيست جز همدلي، همكاري و حمايت، واليبال و بسكتبال از فدراسيون گرفته تا مربيان و بازيكنان و علاقهمندان همه دست به دست هم دادهاند تا موفق شوند و موفق هم شدند اما گويا در فوتبال قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد.
بيترديد كارلوس كرش بزرگترين مربي و كاربلدي است كه در تاريخ فوتبال ايران هدايت تيمملي را بر عهده گرفته او ميخواهد با ايران موفق شود، راه اين موفقيت را نيز خوب ميداند به شرط آنكه ما نيز بخواهيم موفق شويم، بخواهيم با او همكاري كنيم، كرش بيشك هيچ چيزي از نظر فني از ولاسكو و بسيروويچ كمتر ندارد او تنها حمايتي را ميخواهد كه از اين دو در واليبال و بسكتبال شد حمايتي كه تاكنون اهالي فوتبال آن را از تيم ملي و سرمربي آن دريغ كردهاند.