کد خبر: 614500
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۱
به نظر مي‌رسد كه روزهاي بحران بين‌المللي در مورد سوريه سرانجام پشت سر گذاشته شده و با تصويب قطعنامه 2118 در شوراي امنيت يك آرامش نسبي جاي آن بحران را گرفته است
سيدرحيم لاري
به نظر مي‌رسد كه روزهاي بحران بين‌المللي در مورد سوريه سرانجام پشت سر گذاشته شده و با تصويب قطعنامه 2118 در شوراي امنيت يك آرامش نسبي جاي آن بحران را گرفته است. اين قطعنامه با اجماع كامل اعضاي شوراي امنيت تصويب شد و تمام اعضاي دائم و غيردائم به آن رأي مثبت دادند كه اين نتيجه به معناي يك توافق جمعي در شوراي امنيت بعد از قريب به دو سال اختلاف نظر و شكاف عميق بين آنهاست. تصويب قطعنامه از سوي شوراي امنيت در مورد سوريه به زماني حدود دو سال و نيم گذشته برمي‌گردد كه بر طرح كوفي‌عنان، نماينده آن زمان سازمان ملل در سوريه، تأكيد داشت اما بعد از آن ديگر قطعنامه‌اي در شوراي امنيت در مورد سوريه به تصويب نرسيد. اختلاف نظر شديد اعضاي دائم شوراي امنيت بر سر سوريه علت اصلي نرسيدن آنان به اجماعي براي تصويب قطعنامه‌اي بوده به نحوي كه جبهه‌بندي امريكا، انگليس و فرانسه در برابر روسيه و چين اجازه تصويب قطعنامه‌اي را نمي‌داد. حق وتوي روسيه و چين تا به حال و در طول اين دو سال و نيم سه بار قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را ناكام از تصويب گذاشته و معلوم است كه تصويب 2118 به خودي خود موفقيت قابل توجهي براي شوراي امنيت شمرده شود چون حداقل در ظاهر امر پلي هر چند ناپايدار بر اين شكاف زده شد.
اين موفقيت تا آن حد بود كه بان كي مون، دبيركل سازمان ملل را به وجد بياورد تا بعد از جلسه شوراي امنيت بگويد: «امشب جامعه جهاني به وظيفه خود عمل كرده است.» اينكه جامعه جهاني به معناي واقعي كلمه در آن شب به وظيفه خود عمل كرد يا نه موضوعي است قابل بحث اما اين عكس‌العمل بان كي مون را مي‌توان به حساب ترميم وجهه شوراي امنيت گذاشت كه در اين مدت به شدت آسيب ديده بود. ناتواني شوراي امنيت در رسيدگي مناسب به بحران سوريه در آن موضع‌گيري‌هاي خصمانه امريكا و دو متحد اروپايي‌اش عليه نظام سوريه به اوج خود رسيد تا آنجا كه اين كشورها يك بحران داخلي را به مرز آتش‌افروزي منطقه‌اي و حتي فرامنطقه‌اي رساندند. اين نحو برخورد از سوي اعضاي دائم شوراي امنيت با مأموريت اصلي آنها در شورا براي حفظ و صيانت از صلح جهاني در تناقض آشكار بود و جالب اينجاست كه آنها اين عملكرد را با تظاهر به اين مأموريت انجام دادند. قطعنامه 2118 آخرين مرحله از اين نحو عملكرد بود اما آنچه به تصويب رسيد نتيجه‌اي نبود كه از سوي آنها اعلام شد بلكه نتيجه‌اي بود كه آنها مجبور به تسليم در برابر آن شدند. جان كري، ‌وزير امور خارجه امريكا در 19 سپتامبر از شوراي امنيت تصويب قطعنامه‌اي لازم‌الاجرا عليه نظام سوريه را درمورد امحاي زرادخانه شيميايي آن كشور درخواست كرد كه در اين قطعنامه بايد به قوه قهريه و قرار گرفتن موضوع تحت فصل هفت از منشور سازمان ملل اشاره شود. اين نظر مشترك كري با انگليس و فرانسه بود اما از سوي ديگر، روسيه و چين در عين موافقت با اصل تصويب قطعنامه اما سرسختانه مخالف درج چنين جزئيات حادي در متن قطعنامه بودند. از آن زمان تا تصويب 2118 در 28 سپتامبر روزهاي چانه‌زني بين كري و سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه بود. در واقع 2118، محصول چانه‌زني‌هاي اين دو بود و بعد از توافق نهايي تنها رأي مثبت ديگر اعضاي شوراي امنيت را لازم داشت كه آن هم آماده بود. كري در مدت چانه‌زني تمام تلاش خود را براي فشار بر طرف روسي كرد و كار را به آنجا رساند كه لاوروف به صورت علني از باج‌خواهي امريكا گفت اما نتيجه كار چه شد؟ نتيجه كار در 2118 آن چيزي نبود كه امريكا در طول بحران اخير دنبال مي‌كرد و حتي بعد از طرح كنترل و امحاي تسليحات شيميايي سوريه از سوي روسيه نيز مطرح كرد و در سخنان 19 سپتامبر كري شنيده شد. امريكا در اين جريان به دنبال گرفتن حداقل امتياز براي مداخله نظامي در سوريه بود اما در نهايت مجبور شد كه مبناي سوريه در واگذاري مداخله نظامي به قطعنامه‌اي ديگر را بپذيرد. آنچه به عنوان امحاي تسليحات شيميايي سوريه، تبعيت و جديت سوريه در اين موضوع و هشدار به نظام روسيه به «پيامدها» در صورت عدم تبعيت از جمله نكات اصلي 2118 هستند كه هيچ‌كدام تأمين كننده درخواست‌هاي كري در 19 سپتامبر نيست بلكه تمام اين نكات را مي‌توان برآمده از طرح روسيه براي كنترل و امحاي تسليحات شيميايي سوريه دانست.  قطعنامه 2118 بي‌شك نتيجه نهايي بيش از يك ماه بحران حاد بر سر تسليحات شيميايي سوريه است كه با اجماع اعضاي شوراي امنيت بر سر اين قطعنامه، جهت نظامي‌گري آن به طور كلي سمت و سوي ديپلماتيك و تغيير جهت داد تا آن كه اميد به ژنو 2 شكل جدي بگيرد. اين سمت‌گيري ناشي از يك زورآزمايي بين پوتين با رقباي غربي اوست كه فرد پيروز زورآزمايي پوتين بود. برخي از تحليلگران غربي اين زورآزمايي را با بازي قدرت بين استالين، روزولت و چرچيل در زمان جنگ جهاني دوم و بعد از آن مقايسه كرده‌اند كه پوتين، اوباما و كامرون جاي آن سه را گرفته‌اند اما كداميك خلف راستين هستند؟ جواب اين تحليلگران در دادن نمره قبولي به پوتين است اما در مورد دو نفر ديگر معتقد هستند كه تنها سايه‌ و كاريكاتوري از اسلاف خود هستند كه به هيچ وجه نتوانسته‌اند مثل آن دوران بازي قدرت را با طرف روس خود پيش ببرند. حداقل، قطعنامه 2118 چنين چيزي را ثابت مي‌كند و با توجه به تأثير بين‌الملل آن بايد گفت كه غرب نسبت به سال‌هاي دور ديگر آن رهبران پرقدرت را ندارد كه بتوانند طرف مناسبي براي رقباي ديرين باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار