با پايان يافتن رقابتهاي كشتي فرنگي قهرماني جهان پرونده مسابقات جهاني مجارستان بسته شد، آزادكاران ايران با جهشي فوق تصور قهرمان شدند. اما فرنگيكاران كشورمان با عقبنشيني به مقام چهارم بسنده كردند. كسب اين دو نتيجه متناقض مسائلي را در ذهن متبادر ميكند.
عنوان چهارمي تيمملي فرنگي در حالي به دست آمد كه سرمربي تيمملي كشورمان در اظهار نظري جالب ميگويد تيم جواني را به اين مسابقات فرستاديم و انتظاري جز اين هم نداشتيم. انشاءالله در المپيك برزيل با همين تيم مدالهايي كسب ميكنيم كه به مراتب بهتر از المپيك لندن باشد. در اينكه جوانگرايي كاري است پسنديده هيچ شكي نيست. ولي يك سؤال پيش ميآيد و آن اينكه مگر تيمي كه با سرمربيگري بنا در المپيك عنوان قهرماني را به دست آورد، جوان نبود؟ مگر تيمي كه محمد بنا با آن عنوان قهرماني و نايب قهرماني جهان را كسب كرد جوان نبود؟ پس چطور چمنگلي جوانگرايي صورت گرفته در تيم را بهانه كسب نتيجه ضعيف مجارستان قرار ميدهد؟ فارغ از اين موضوع مگر قرار است كشيگيراني چون حميد سوريان، اميد نوروزي، سعيد عبدولي، قاسم رضايي، بشير باباجانزاده يا ديگر المپيكيها مدالآور را كنار بگذاريم كه سرمربي تيمملي از الان نويد روزهاي خوش را با نفرات فعلي ميدهد؟
كشتي فرنگي پس از چند سال آقايي دنيا اين بار نتيجه را باخت، حقيقتي كه كاش سرمربي تيمملي جرئت اعتراف به آن را داشت. خوب كه نگاه كنيد متوجه ميشويد حتي دو كشتي گيري كه در اين رقابتها صاحب مدال طلا شدند از شاگردان بنا و عضو سابق تيمملي بودند و گرنه در بقيه اوزان كه نفراتش پس از محمد بنا راه به تيمملي يافتند فقط يك مقام پنجمي به دست آوردند و بقيه حذف شدند. سرمربي تيمملي بايد بداند كه رقابتهاي جهاني يكي از معتبرترين رقابتهاي كشتي به شمار ميرود كه نتيجه آن براي همه مهم است اما حالا و با چه استدلال و پشتوانهاي از الان وعده پيروزي در المپيك برزيل را سر ميدهد جاي سؤال است در حالي كه تيمش حتي نتوانست حداقل روي سكو برود. مشكل ديگري كه به جز اينها در كشتي ايران وجود دارد بحث تقابل دو رشته آزاد و فرنگي است. تا چند سال پيش كشتيگيران آزادكار در رقابتهاي جهاني و آسيايي به مراتب بهتر نتيجه ميگرفتند. با روي كار آمدن بنا چند سالي ميشد كه كفه ترازو به سمت فرنگيكاران سنگين شده بود كه ماحصل آن قهرماني در المپيك لندن بود. شكست در رقابتهاي جهاني مجارستان واقعيت تلخي را نمايان كرد و آن اين بود كه برخي كارشكنيها باعث شد تا كشتي آزاد دوباره از فرنگي پيشي بگيرد.
موضوعي كه اصلاً به نفع كشتي ما نيست تأسف جايي است كه كشتي كشوري كه مهد كشتي دنيا به حساب ميآيد به خاطر ندانم كاري دستاندركاران تبديل به مكاني براي تسويه حسابهاي شخصي ميشود. شكست كشتي فرنگي در مجارستان زنگ خطر را به صدا درآورده است.
زنگ خطري كه قطعاً علاوه بر چمن گلي، رسول خادم هم نقش بهسزايي در به صدا در آمدن آن داشته است. بر كسي پوشيده نيست خادم به عنوان مديرفني تيمهاي ملي علاوه بر اينكه ميبايست از آزادكاران حمايت ميكرد نبايد از روند رو به رشد فرنگي كاران نيز غافل ميشد از قهر و آشتي و ترك اردو در فاصله 48 ساعت قبل از رقابتها ميشد فهميد چه اتفاقي در شرف وقوع است. رسول خادم در قامت مدير فني اگر بيشتر از چمنگلي مقصر نباشد كمتر نيست پس اگر بگوييم كه آقاي خادم شما هم باختيد بيراه نگفتيم.