کد خبر: 610638
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۷:۱۹
«چشم انداز سياسي حاكميت در مصر بعد از تحولات اخير» درگفت و شنود با حجت الاسلام والمسلمين سيد هادي خسروشاهی
اخوان در مسیر هماهنگی با سیاست غرب و آل‌سعود قرار گرفته ‌است شاهد توحيدي

درآمد: استادارجمند حجت الاسلام والمسلمين سيد هادي خسروشاهی از چهره هاي شاخص ايراني ِمرتبط با اخوان المسلمين مصر،درنيم قرن اخير به شمار ميرود.به لحاظ اشراف واحاطه استاد بروقايع جاري درمصر،باايشان گفت وشنودي صورت داده ايم كه نتيجه آن درپي مي آيد.

از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، تشکر می‌کنم. بیداری اسلامی قبل از این که یک تحول سیاسی باشد، نوعی برانگیختگی درونی به همراه تحول فکری و فرهنگی است. در ظرف جغرافیایی تمدن اسلامی، گذشته از ایران، مصر یکی از کانون‌های اصلی فکر و اندیشه اسلامی بوده است. به‌ویژه جنبش اخوان‌المسلمین که در سال 1928 میلادی در مصر توسط شهید حسن البنا تأسیس شد، در این رهگذر قابل یادآوری است. شما ریشه‌های بیداری اسلامی را در مصر و نیز در شمال افریقا در کجا می‌بینید و آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بسم الله الرحمن الرحيم.حرکت آزادی‌خواهانه مردم شمال افریقا و بیداری اسلامی در کشورهای آن سابقه دیرینه و ریشه استوار و تاریخی دارد. مبارزه مردم الجزایر، تونس، مصر و... از سالیان دراز در دهه‌های پیش آغاز شده و به ثمر رسیده بود، ولی پس از استقلال آن کشورها، متأسفانه گروه‌های سیاسی و عناصر فرصت‌طلب مناصب حکومتی را اشغال کردند و قدرت را به دست گرفتند که مورد قبول و رضایت توده‌های مردم مسلمان نبود.

بر همین اساس مبارزه مردم ضد رژیم‌های غیرمشروع و طاغوتی همچنان ادامه یافت و در قیام‌های مردمی اخیر، اغلب با پیروزی همراه بود. مصر، تونس و لیبی از جمله این موارد است، اما ریشه مشکلات مردم در این کشورها هنوز برطرف نشده و حوادث گوناگونی در انتظار آنهاست و توطئه‌های دشمنان آرامش و امنیت آنان را در معرض خطر جدی قرار داده است.

در جریان بیداری اسلامی در شمال افریقا، زمامدارانی سقوط کردند که از آن جمله می‌توان به بن‌علی و مبارک اشاره کرد. محمد مرسی از اخوان‌المسلمین در مصر روی کار آمد، ولی نتوانست کاری از پیش ببرد. مشکل کار او در کجا بود؟

شکست حکومت اخوان در مصر علل گوناگون و متعددی دارد، اما بی‌تجربگی آقای محمد مرسی در اداره حکومت را باید عامل اصلی آن دانست.

البته به نظر من قبول مسئولیت کلان پس از سقوط مبارک، اصولاً صحیح و منطقی نبود، زیرا مبارک یک کشور از لحاظ اقتصادی ورشکسته، از لحاظ سیاسی متشتت و از لحاظ اجتماعی ناهماهنگ را از خود به یادگار گذاشته بود و برطرف کردن مشکلات آن نیاز به توان زیاد و تلاش مضاعف داشت، به‌ویژه از نظر اقتصادی مسئله معیشت مردم در اولویت اصلاح قرار داشت و متأسفانه هیچ نوع کمک، درآمد خاص یا بودجه کافی هم برای جبران خسارت‌های موجود در اختیار نبود. به همین دلیل مردم فقیر و گرسنه با تحریک دشمنان یا عناصر و سازمان‌های سیاسی که دولت آقای مرسی در اداره امور کشور سهمی به آنها نداده بود، به خیابان‌ها آمدند و ارتش هم که گویا مترصد فرصتی برای کودتا بود، وارد عرصه سیاسی کشور شد و دولت قانونی و منتخب مردم را برکنار کرد.

برخی معتقدند محمد مرسی و اصولاً اخوان‌المسلمین امروز از مسیر شهید حسن البنا منحرف شده‌اند. شهید حسن البنا معتقد به تقریب مذاهب اسلامی بود و به شیعیان احترام می‌گذاشت، ولی محمد مرسی بیشتر به سیاست امریکایی‌ـ‌اسرائیلی که عربستان سعودی آن را عملیاتی می‌کند، تمایل نشان داد. نظر شما در این باره چیست؟

نمی‌توان گفت اخوان‌المسلمین به‌طور مطلق از مسیر شهید حسن البنا دوره شده است، ولی با توجه به عملکرد بعضی از رهبران کنونی اخوان مصر مثلاً مراودات آنان با امریکا و ارتجاع عرب باید پذیرفت آنان مشی درستی را در پیش نگرفته و در مسیر هماهنگی با سیاست غرب و آل‌سعود قرار گرفته‌اند که به موقعیت اجتماعی آنها صدمه زده است.

این اقدامات که نشانه دیگری از بی‌تجربگی و ناپختگی سیاسی بود، نشان داد اخوان فریب ظاهرسازی و وعده‌های دروغین غرب و شیوخ عرب را خورده است. البته دیدیم نخستین کسی که کودتای ژنرال‌ها را تبریک گفت، شاه ریاض بود و به دنبال او «اذناب خلیجی» به میدان آمدند و طی دو روز به بهانه‌های مختلف بیش از دوازده میلیارد دلار به خزانه حکومت کودتا یا جیب ژنرال‌ها سرازیر کردند.

در مورد روابط با ایران و شیعیان نیز شاهد یک روش غیرمنطقی و غیرعقلانی بودیم که هرگز انتظار نداشتیم. البته اتخاذ این روش بی‌تردید برای جلب رضایت امریکا، ارتجاع عرب و سلفی‌های تندرو در مصر بود که متأسفانه نتایج بسیار بد و منفی در پی داشت و عواقب آن تا مدت‌ها ادامه خواهد یافت. البته می‌دانیم شهید حسن البنا خود جزو مؤسسین «جمعیت التقریب بین المذاهب» بود که بعدها به دارالتقریب معروف شد. مرشدهای بعدی هم که من با آنها ملاقات یا مکاتبه داشتم، مانند شیخ عمر عبدالمفتاح تلمسانی، شیخ حامد ابوالنصر، شیخ مصطفی مشهود، شیخ محمد مأمون الهضیبی و شیخ محمد مهدی عاکف همچنان پایبند به تقریب بین مذاهب بودند.

البته اغلب اعضای مکتب ارشاد و نیروهای برجسته کنونی اخوان نیز به تقریب و روابط حسنه با ایران و شیعه علاقمند هستند، ولی شرایط تحمیل شده بر دولت مرسی توسط امریکا و شیوخ عرب و عوامل داخلی آنها مانند سلفی‌های حزب النور مانع از رشد و توسعه این روابط شد.

نقش عوامل خارجی مشخصاً امریکا و اسرائیل در تحولات مصر چیست؟ ارتش مصر تا چه اندازه بر اساس نظرات امریکا عمل کرده است؟

عوامل خارجی به‌طور مستقیم یا توسط عناصر داخلی وابسته به خود، در ایجاد بحران و اسقاط دولت آقای مرسی نقش اصلی را داشتند. بعضی از ژنرال‌های باقی‌مانده از دوران حسنی مبارک که همچنان قدرت و فرماندهی ارتش را در اختیار دارند، زیر نظر امریکا کار می‌کنند که در میان آنها ژنرال عبدالفتاح السیسی برجسته‌تر است. او در مراکز دانشگاهی نظامی امریکا درس خوانده و مدت‌ها نزد آل‌سعود مأمور به خدمت بود. اقدامات و اعترافات بعدی محافل امریکایی و مزدوران وابسته نشان می‌دهد متأسفانه کسانی در فرماندهی ارتش قرار گرفته‌اند که به بیعت با آقای مرسی و سوگند خود پایبند و وفادار نماندند.

پدیده جوانان انقلابی را در کشورهای عربی نظیر مصر، تونس و یمن چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا آنها به مرحله‌ای از تحول فکری و فرهنگی رسیده‌اند که به خودآگاهی اسلامی دست یابند و هویت اسلامی واقعی خود را کشف کنند؟

در باره جوانان انقلابی کشورهای عربی نمی‌توان با یک دید کلی داوری کرد. در بعضی کشورها مانند مصر و تونس جوانان بسیاری از روی فهم و خودآگاهی اسلامی وارد میدان مبارزه شده‌اند. در بعضی دیگر از کشورها مسائل دیگر به‌ویژه فقر و گرسنگی وحشتناک و بسیار آزاردهنده آنان را به میدان آورده است. البته این انگیزه مانع از نمود انگیزه‌های اسلامی در اغلب آنها نمی‌شود، ولی در کل مسائل معیشتی را می‌توان از انگیزه‌های جدی آنان تلقی کرد. جمله عجیبی در نهج‌البلاغه سراغ دارم که متأسفانه تاکنون ندیده‌ام شارحان نهج‌البلاغه یا علاقمندان به راه و روش امام علی(ع) به شرح و بسط آن بپردازند. آن را در اینجا نقل می‌کنم، به امید آن که دوستان فاضل به شرح آن بپردازند. حضرت علی(ع) به فرزندش محمد بن حنفیه می‌فرماید: «يَا بُنَيَّ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ».(1) اجازه دهید ترجمه آن را به «نهج‌البلاغه منظوم» بسپارم:

سخت می‌ترسم که گردی مستمند

فقر بر پایت زند زنجیر و بند

زین بلا بر ایزدت آور پناه

چون که دین را می‌کند خوار و تباه

می‌کند آشفته تدبیر و خرد

دشمنی و کینه‌توزی آورد

به هر حال این جمله نشان می‌دهد «فقر» در زندگی مردم را با چه مشکلات و مصائبی روبه‌رو می‌سازد. فرموده‌اند: «کادَ الفَقرُ أن یَکونَ کُفراً».

پیش از پیدایش بیداری اسلامی، به نظر می‌رسید هرگونه حرکت اسلامی اگر در جهان اسلام رخ دهد، سبب وحدت مسلمانان در برابر دشمنان آنها خواهد شد، ولی امروز می‌بینیم غرب می‌خواهد از ظرفیت اکثریت خاموش جهان اسلام با کمک تسلیحاتی و تبلیغاتی خود علیه اقلیت آگاه و مبارز که عمدتاً شیعه هستند استفاده کند و جنگ سنی علیه شیعه را راه بیندازد. آیا با چنین گمانه‌زنی‌ای موافقید؟

دشمنان اسلام پس از شناخت و ارزیابی دقیق آثار و نتایج بیداری اسلامی و وحدت مسلمانان به برنامه‌ریزی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که با زور سرنیزه و جنگ کلاسیک نمی‌توان بر وحدت مسلمانان غلبه کرد. این بود که به مسئله حساس اختلاف بین مذاهب پرداختند. در اسفند ماه سال 1391 کنفرانسی در شهر هرتزلیا در سرزمین اشغالی فلسطین برگزار شد که برنامه‌ریزان و استراتژیست‌های اروپایی، امریکایی و صهیونیستی در آن حضور داشتند. در جمع‌بندی نهایی آن کنفرانس آمده است که ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی تنها راه جلوگیری از خطر وحدت همه‌جانبه مسلمانان و بستر اساسی برای حفظ امنیت اسرائیل است.

بنابراین تردیدی نیست که ایجاد این فتنه نقشه دشمنان شناخته‌شده اسلام است: «وَ لَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَ لا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»؛(2) هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، مگر آن که از راه و روش آنان پیروی کنی. این تعبیر قرآن مجید عمق مسئله را روشن می‌سازد. باید به فرهیختگان و علمای مذاهب اسلامی هشدار داده شود که در دام این توطئه و فتنه گرفتار نشوند که «الفتنة نائمة لَعَنَ الله مَن أيقظها».

متأسفانه بعضی از برادران اهل سنت در این دام افتادند و با هجمه به شیعه و ایران به گسترش این فتنه در بلاد اسلامی دامن زدند که آثار فاجعه‌بار آن را در همه کشورهای اسلامی می‌توان مشاهده کرد. تخریب مقابر اولیا، مراکز مربوط به اهل‌بیت(ع) و صحابه و صالحان، همزمان با قتل‌عام شیعیان نمونه بارز این آثار است.

شیعه‌کشی در مرکز و مسلمان‌کشی در پیرامون جهان اسلام ادامه دارد. در بحرین، عربستان، سوریه، لبنان و پاکستان شیعیان مورد حملات تروریستی قرار می‌گیرند و از طرف دیگر در بوسنی و هرزگوین و میانمار مسلمانان با حملات تروریستی و قتل‌عام مواجه‌اند. آیا این دو نوع نسل‌کشی دو روی یک سکه و با هم در ارتباط‌اند؟

قتل‌عام مردم مسلمان در بوسنی و هرزگوین ناشی از همان بغض و عداوت «یهود و مسیحیت صهیونیستی» نسبت به مسلمانان است. البته شرایط زمان و مکان در پیدایش این جنایات ضد بشری و در چگونگی آن نقش و تأثیر دارد، ولی هدف کلی روشن است. امروز قتل‌عام مسلمانان شیعه در بلاد مختلف عربی و غیرعربی در واقع استمرار اجرای همان توطئه ضد بشری دشمن است، ولی متأسفانه این بار عاملان این جنایات مسلمان‌نمایانی هستند که خود را «سلفی» می‌نامند، ولی از «سلف صالح» هیچ ارثی نبرده‌اند. به هر حال هوشیاری و بیداری علمای فِرَق و مذاهب اسلامی شرور این مرحله بحرانی را به اذن الله دفع خواهد کرد.

نقش ناصری‌ها، ملی‌گراها و سوسیالیست‌ها را در مصر چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا بین آنها و اخوان‌المسلمین در مصر می‌تواند نوعی همکاری به وجود آید؟

ناصری‌ها، ملی‌گراها، چپ‌ها و سکولارها در مصر پایداری اجتماعی لازم را ندارند. در آخرین انتخابات دوره حسنی مبارک ـ‌که در مصر بودم‌ـ همه سازمان‌های اپوزیسیون در مجموع توانستند پانزده نماینده را به پارلمان بفرستند که فقط یکی از آنان «ناصری» بود. حزب قدیمی «الوفد» هم نتوانست بیش از چند نفر را به مجلس بفرستد، ولی اخوان‌المسلمین به‌رغم این که «حزب منحله» نامیده می‌شد، توانست 80 نفر را به مجلس بفرستد.

پس از انقلاب جوانان، این نیروها در عمل حاضر به همکاری با اخوان‌المسلمین نشدند و به همان کینه و دشمنی قدیمی خود ادامه دادند. متأسفانه پس از پیروزی اخوان در انتخابات ریاست جمهوری این بار آقای مرسی حاضر به همکاری عملی و واقعی با آنها نشد و نتیجه آن شد که اکنون می‌بینید.

البته نباید فراموش کرد سرازیر شدن میلیاردها دلار نفتی از سوی آل‌سعود، آل‌قطر، آل‌کویت، آل‌امارات و دیگر محافل ارتجاعی عرب در ایجاد بحران علیه دولت اخوان، نقش اساسی و عمده‌ای داشت. پیش از انتخابات هم اگر دلارهای نفتی وهابیان و آل‌سعود نبود، بی‌تردید سلفی‌های تکفیری نمی‌توانستند آرای مردم نجیب و مسلمان مصر را که در کل «محب اهل‌بیت(ع)» هستند به خود اختصاص بدهند. سلفی‌ها با 380 شعبه مراکز خدماتی به مشکلات معیشتی مردم فقیر مصر حتی در دورترین نقاط کشور رسیدگی کردند و توانستند 25 درصد آرا را به دست آورند. اکنون نیز همین طرح و برنامه ادامه دارد.

دیدیم رهبر حزب سلفی «النور» در «کمیته کودتاچیان» پشت سر جناب شیخ ازهر نشسته بود و هم‌اکنون نیز با آنها همکاری می‌کند. به هر حال اگر بحران کنونی ادامه یابد، بسیار بعید به نظر می‌رسد اخوان با آن گروه‌ها به توافق و ائتلاف برسد، بلکه به نظر می‌رسد دوران فشار و اختناق جدیدی در مورد اخوان‌المسلمین در مصر و سپس تونس و... آغاز شده است.

پی‌نوشت‌ها:

(1) نهج‌البلاغه، حکمت 319.

(2) قرآن کریم، سوره بقره، آیه 120.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار