کد خبر: 1385356
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۲
علی‌حسن‌حیدری
1 در منطق روابط بین‌الملل جنگ پیش از آنکه با شلیک نخستین گلوله آغاز شود، در ذهن سیاستمداران و اتاق‌های محاسباتی طرفین شکل می‌گیرد

در منطق روابط بین‌الملل جنگ پیش از آنکه با شلیک نخستین گلوله آغاز شود، در ذهن سیاستمداران و اتاق‌های محاسباتی طرفین شکل می‌گیرد. هر دولت پیش از ورود به یک رویارویی نظامی، هزینه‌ها، دستاوردها، میزان مقاومت طرف مقابل و پیامد‌های احتمالی اقدام خود را برآورد می‌کند. از همین‌جا می‌توان به یک واقعیت مهم رسید. گاهی مهم‌ترین کارکرد قدرت نظامی، نه در میدان نبرد بلکه در جلوگیری از شکل‌گیری تصمیم به جنگ است. قدرتی که بتواند محاسبات طرف مقابل را با تردید مواجه کند، دامنه انتخاب‌های او را محدود سازد و هزینه تجاوز را از پیش افزایش دهد، به یکی از مؤثرترین ابزار‌های بازدارندگی دست یافته است. آمادگی نظامی کشورمان را نیز باید در چنین چارچوبی فهم کرد. مسئله صرفاً تعداد موشک‌ها، برد تجهیزات، ظرفیت نیرو‌های مسلح یا تنوع سامانه‌های دفاعی نیست. مسئله اصلی، تأثیری است که مجموعه این توانمندی‌ها بر ارزیابی دشمن از نتیجه یک درگیری احتمالی می‌گذارد. دشمن ممکن است در حوزه‌هایی از فناوری، اقتصاد یا قدرت هوایی برتری داشته باشد، اما این برتری به‌خودی‌خود تضمین نمی‌کند که بتواند جنگ را مطابق خواست خود آغاز کند، گسترش دهد و در نقطه مطلوب به پایان برساند. فاصله میان توان آغاز جنگ و توان مدیریت پیامد‌های آن، همان شکافی است که آمادگی دفاعی طرف مقابل می‌تواند آشکار سازد. 
در این میان، یکی از خطا‌های رایج در تحلیل قدرت نظامی، مقایسه توان کشور‌ها صرفاً بر مبنای شاخص‌های کمی و ظاهری است. برتری در یک مؤلفه نظامی لزوماً به معنای برتری در کل معادله جنگ نیست. جغرافیا، عمق راهبردی، پراکندگی ظرفیت‌ها، تجربه عملیاتی، توان بازسازی، انسجام فرماندهی و اراده سیاسی برای تحمل هزینه‌ها، همگی در تعیین نتیجه یک رویارویی نقش دارند. کشوری که برای جنگ برنامه‌ریزی می‌کند، باید نه‌فقط توان ضربه نخست بلکه احتمال تداوم درگیری، واکنش متقابل و دشواری دستیابی به نتیجه سیاسی مطلوب را نیز در محاسبات خود لحاظ کند. 
از همین منظر، آمادگی نظامی ما زمانی معنای راهبردی پیدا می‌کند که دشمن نتواند میان آغاز جنگ و تحقق اهداف آن رابطه‌ای قطعی و کم‌هزینه برقرار کند. اگر تصمیم‌گیرنده کشور متجاوز بداند که حتی یک عملیات محدود ممکن است به درگیری طولانی‌تر، افزایش هزینه‌های امنیتی، اختلال در محاسبات منطقه‌ای و شکل‌گیری پیامد‌های پیش‌بینی‌نشده منجر شود، دیگر نمی‌تواند جنگ را همچون یک گزینه ساده و قابل‌کنترل روی میز نگه دارد. بازدارندگی دقیقاً در همین نقطه عمل می‌کند: گزینه نظامی از یک انتخاب ظاهراً کم‌هزینه به تصمیمی پرمخاطره و نامطمئن تبدیل خواهد شد. 
البته بازدارندگی را نباید با نمایش قدرت یا ادبیات تهدید یکسان گرفت. قدرت نظامی زمانی اثر بازدارنده دارد که از توان واقعی، آمادگی مستمر، فرماندهی منسجم، قابلیت دفاع مؤثر و اراده معتبر برای پاسخ‌گویی برخوردار باشد. چیزی که ایران در جنگ‌ها در عمل به دشمن نشان داد. تبلیغات بدون پشتوانه، نه‌تنها دشمن را منصرف نمی‌کند بلکه ممکن است به برآورد‌های نادرست در داخل کشور نیز بینجامد. به همان اندازه، نادیده گرفتن توانمندی‌های واقعی و تقلیل قدرت ملی به مقایسه‌های سطحی نیز می‌تواند تصویر ناقصی از معادله امنیتی ارائه دهد. تحلیل واقع‌بینانه باید هم ظرفیت‌ها را ببیند و هم محدودیت‌ها را، هم قدرت بازدارندگی را توضیح دهد و هم از تبدیل آن به ادعای شکست‌ناپذیری پرهیز کند. 
نکته مهم دیگر، پیوند آمادگی نظامی با وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور است. قدرت دفاعی در خلأ عمل نمی‌کند. اقتصاد مقاوم، زیرساخت‌های پایدار، توان علمی و صنعتی، مدیریت بحران و اعتماد عمومی، عناصر مکمل امنیت ملی‌اند. هرچه این پیوند مستحکم‌تر باشد، دشمن در ارزیابی میزان تاب‌آوری نظام اسلامی با متغیر‌های بیشتری مواجه خواهد شد. در مقابل، هر شکاف داخلی یا ضعف مدیریتی می‌تواند بخشی از ظرفیت بازدارندگی را تحت فشار قرار دهد. بنابراین، آمادگی نظامی نه جایگزین سیاست‌ورزی و دیپلماسی است و نه بی‌نیاز از پشتوانه اجتماعی بلکه یکی از پایه‌های قدرت ملی است که در تعامل با سایر مؤلفه‌ها معنا و اثرگذاری پیدا می‌کند. 
این مسئله در شرایط تشدید تنش با امریکا و رژیم اسرائیل اهمیت بیشتری دارد. در چنین فضایی، هدف راهبردی باید این پیام روشن باشد که دشمن نمی‌تواند با اتکا به برتری در یک حوزه، نتیجه نهایی جنگ را از پیش تعیین‌شده فرض کند. آمادگی دفاعی معتبر، امکان محاسبه دقیق‌تر را فراهم می‌کند، اما هم‌زمان هزینه محاسبه اشتباه را بالا می‌برد. چنین وضعیتی می‌تواند فضای برای سیاست خارجی کشور نیز ایجاد بکند. از این منظر، دفاع قدرتمند و دیپلماسی فعال نه دو مسیر متعارض بلکه دو ابزار مکمل در تأمین منافع ملی‌اند. حتی در شرایطی که دشمن دنبال روایت پیروز از طریق اقدام نظامی است، آمادگی نظامی می‌تواند بر محاسبات او در عرصه روابط بین‌الملل تأثیر جدی به جا بگذارد. 
در نهایت، برهم خوردن نظام محاسباتی دشمن به معنای دقیق‌تر، سلب اطمینان از دشمن درباره آسانی، سرعت، هزینه و نتیجه اقدام نظامی است. از این رو زمانی که تصمیم‌گیرنده دشمن نتواند برای جنگ خود پایان‌بندی مطمئنی تصور کند، تصمیم به آغاز آن دشوارتر می‌شود. قدرت واقعی بازدارندگی در این نیست که جنگ را اجتناب‌ناپذیر جلوه دهد؛ در این است که آغاز جنگ را برای دشمن به انتخابی نامطمئن، پرهزینه و فاقد تضمین پیروزی تبدیل کند. این همان نقطه‌ای است که آمادگی نظامی از یک موضوع صرفاً دفاعی فراتر می‌رود و به عاملی تعیین‌کننده در سیاست خارجی، امنیت ملی و حفظ استقلال تصمیم‌گیری کشور تبدیل می‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار