اين روزها تقريباً در تمامي رسانهها و محافل سياسي و حتي غيرسياسي منطقه و جهان سخن از اقدام يا عدم اقدام نظامي امريكا به سوريه است. مرحله اول، سناريوي جنگافروزي غرب به رهبري امريكا يعني پروپاگانداي رسانهاي به نحو احسن به اجرا درآمد و تقريباً همه مردم دنيا به ويژه مردم منطقه غرب آسيا شبح جنگ را بالاي سر خود مشاهده كردند.
اين پروپاگاندا اما با عقبنشيني برخي از مهمترين متحدان امريكا در همراهي اين كشور عليه سوريه فروكش كرد و تقريباً كاخ سفيد به رهبري باراك اوباما در اين مسير تنها ماند و حتي نمايندگان كنگره هم به وي روي خوش نشان ندادند. تنها يار امريكاييها در اين فرآيند رژيم اسرائيل است كه از تحولات ميداني در سوريه به شدت نگران است.
انگليس، آلمان، ايتاليا و استراليا كه همگي در جنگهاي يكجانبه قبلي (عراق و افغانستان) در كنار امريكا او را در جنگافروزي همراهي ميكردند، در تلاش اوباما براي حمله به سوريه اما اين بار جا خالي كردند. اضافه كنيد به عدم همراهي اين كشورهاي اروپايي، روسيه و چين را كه اساساً با سياستهاي اخير كاخ سفيد به شدت مخالفت كردهاند، چه رسد به اينكه با او عليه سوريه باشند.
صرف نظر از اينكه امريكا چه يكجانبه و چه به صورت ائتلاف بينالمللي عليه سوريه اقدام خواهد كرد يا نه؟ پرسش اينجاست چرا به يكباره حمايتهاي بينالمللي از امريكا در قضيه سوريه كاهش يافت؟
در پاسخ به اين پرسش ذكر چند نكته ضروري است:
نخست؛ متحدان اروپايي امريكا در يافتهاند كه سراسيمگي اوباما براي چنين اقدام حماقت گونهاي ارتباط مستقيمي به انتقادهاي تند و تيزي دارد كه مخالفان داخلي(عمدتاً جمهوريخواهان) از رئيسجمهور دمكرات امريكا ميكنند؛ انتقادهايي كه ميگويد رئيسجمهور دموكرات هيچ انديشهاي براي موضوعات زير نداشته و اين باعث شده است حيثيت بينالمللي امريكا زير سؤال برود. موضوعاتي نظير نتيجه جنگ ليبي، وضعيت كره شمالي، اوضاع عراق، موضوع طالبان در افغانستان، قدرتيابي ايران و روسيه و. . . . اين انتقادها در حالي است كه اساساً 80درصد مردم امريكا با هرگونه ماجراجويي جديدي از سوي كاخ سفيد مخالفت كردهاند. به عقيده متحدان امريكا، اوباما براي فرار از انتقاد مخالفانش با حمله به سوريه ميخواهد ابراز وجود كند حتي اگر شده به صورت اقدام محدود و لذا نميخواهند ابزاري باشند براي فرار او از دست مخالفان داخلياش.
دوم؛ نگاه دولتهاي همجوار سوريه؛ تقريباً تمامي كشورهاي همجوار سوريه به جز تركيه قائل به وجود سوريهاي بحران زده و ناامن نيستند. كشورهايي چون لبنان، اردن و عراق نگران سوريه پس از بشار اسد و دستيابي گروههاي تروريستي و تكفيري به قدرت در اين كشورند؛ موضوعي كه با امنيت ملي اين كشورها به صورت مستقيم ارتباط دارد. حتي اسرائيل نيز به شدت از سوريه پس از اسد نگران است. تحليل مراكز توليد فكر غربي نيز براين نكته تأكيد دارد كه تركيه و عربستان سعودي نيز به طور مستقيم با ناامنيهاي پس از سقوط نظام سوريه دست به گريبان خواهند بود. لذا مخالفت اين كشورها و اعمال نفوذ بر متحدان امريكا باعث كاهش حمايت بينالمللي از اوباما دست كم از راهاندازي يك جنگ نامحدود شده است.
سوم؛ مواضع ايران و روسيه: جمهوري اسلامي ايران صراحتاً از زبان مقام معظم رهبري حضرت آيتالله خامنهاي (مدظله العالي) در ديدار با هيئت دولت يازدهم به ماجراجويان در قضيه سوريه خصوصاً امريكا پرهيز داد كه عواقبي جدي در انتظار آنها است چنانچه به سوريه حمله نظامي صورت گيرد. اين جمله بسيار كوتاه ولي در عين حال جامع بود تا كاخسفيد به اين يقين برسد كه تهران در حمايت از متحد اصلي خود ترديدي ندارد و او را خط قرمز خود ميداند. روسيه نيز با اعزام بيش از 15 ناو جنگي خود به درياي مديترانه و در نزديكي سواحل سوريه اعلام كرد كه بر مواضع اصولي خود در قبال نظام سوريه در سركوب تروريستها ثابت قدم است، چون ميداند پس از سوريه مقصد بعدي اين تروريستها فدراسيون روسيه و جمهوريهاي تازه استقلال يافته در قفقاز شمالي است.
اوباما با تمركز بر سوريه قصد دارد نظمي جديد در جهان حاكم كند. او ميخواهد با دست پر به كنفرانس ژنو 2 برود و در آنجا تعهداتي بر رقبايش تحميل كند كه هم طراز با تعهداتي باشد كه پس از جنگ جهاني دوم از رقباي مغلوبش گرفت.