کد خبر: 607753
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۹
دنياي رنگارنگ آرزوها رنگي رنگي است. آن هم از بهترين و شادترين و زيباترين رنگ‌هاي ممكن. شاد و درخشان، زيباي زيباي زيبا. . . اصلاً شروع به بافتنش كه مي‌كني، بهترين رنگ‌هاي خدا را گلچين مي‌كني.

دنيا حيدري| بهترين و زيباترين‌ها را. محدوديتي نيست. نگاهي نيست كه بازت بدارد از انتخاب‌هاي آزاد. دستي نيست كه مانع شود و هيچ سدي بر سرراه نخواهي ديد. فقط خودت هستي و خودت با يك دنيا آرزوهاي زيبا و رنگارنگ به زيباترين شكل ممكن مي‌بافي‌اش. آرزوهايي كه مال خود توست. آرزوهايي كه هيچ محدوديتي بر سرراهش نيست. آرزوهايي زيبا و رنگي كه به هر شكل كه بخواهيم آنها را مي‌بافيم و مي‌سازيم. با يك دنيا زيبايي. رنگ‌هايي با معاني زيبا و دوست‌داشتني كه فكر كردن به آن كافيست تا لبخندي دلنشين روي لبانمان نقش بندد. رنگ‌هايي كه نهايت ظرافت و دقت را براي انتخاب آن به كار مي‌بريم. اينها آرزوهايمان است. آرزوهايي كه در ترسيم آن دقت زيادي مي‌كنيم. رنگ‌هايش را با وسواس برمي‌گزينيم. در بافت آن نهايت ظرافت را به كار مي‌بريم. چراكه بهترين داشته‌هايمان هستند آرزوهايمان. آرزوهايي كه هميشه رنگارنگند. آن هم از بهترين و الوان‌ترين رنگ‌ها. زيبا و درخشنده. دنياي آرزوها با دنياي خاكستري و سرد و يخ بسته واقعيت فاصله‌اي دارد به اندازه زمين تا آسمان. آن هم آسمان هفتم كه آن بالا بالا‌ها قرار گرفته و دور از دسترس آدم‌هاي عاديست و هميشه آن را سهم بهترين‌ها مي‌دانيمش. بهترين بهترين‌ها. خيلي هم راحت و آسان بافته مي‌شوند. سخت‌ترين طرح‌ها را هم كه برگزينيم، باز هم به راحتي بالا مي‌رود و شكل مي‌گيرد. آنقدر سريع كه مي‌رسيم از ديدن و تماشا كردن و گردش كردن در شهرش لذت كامل را ببريم. اين شايد بهترين تفريح باشد. دور زدن در شهر آرزوها. آرزوهايي كه مال خود خودمان است و هيچ كس نمي‌تواند تملك آن را از ما بگيرد. حتي نمي‌توانند در ساخته شدنش نقش داشته باشند و رنگ‌هايش را تحمل كنند. شايد فقط به همين دليل است كه پر از زيبايي است. پر از عشق و محبت است و خيلي راحت ساخته و بافته مي‌شود. چون براي خودمان است و قرار نيست مطابق ميل و سليقه ديگران طراحي‌اش كنيم. دنياي واقعي‌مان را هم اگر همينگونه بسازيم شايد ديگر اينقدر سرد و خاكستري و بي‌روح نباشد و بتواند با رنگ‌هاي دلنشينش راضي‌مان كند. اما در ساختن واقعيت‌ها، كمتر به خودمان و آرزوهايمان مي‌انديشيم. در دنياي واقعيت مدام سكان هدايت را به دست ديگران مي‌دهيم و فقط به اين فكر مي‌كنيم كه چه مي‌گويند و چطور مي‌بينند و قضاوتمان مي‌كنند. آنقدر كه در اكثر مواقع راهي را براي ساختن بر مي‌گزينيم كه راه ما نيست و با تفكرات و علايق و خواسته‌هايمان متفاوت است. آن هم يك تفاوت فاحش! وقتي آنچه را كه مي‌سازي خودت نمي‌خواهي يا دوستش نداري، راحت‌ترين هم كه باشد سخت‌ترين مي‌شود. هرچه تلاش مي‌كني بالا نمي‌رود. مي‌بافيم و مي‌شكافيم. مي‌سازيم و خراب مي‌كنيم. مي‌نويسيم و پاك مي‌كنيم. مي‌كشيم و محو مي‌كنيم اما نمي‌شود. نمي‌خواهد انگار كه بشود و آخر هم انگار مزخرف‌ترين چيز ممكن از آب در مي‌آيد كه خودمان را هم نمي‌تواند راضي كند، چه رسد به ديگران!مشكل از همين جاست. از همان ديگراني كه براي راضي كردنشان تمام رنگي‌هاي ذهنمان را به خاطرشان كنار مي‌گذاريم و مي‌خواهيم آني باشيم كه آنها مي‌خواهند. اما نمي‌شود و چون نه مي‌توانيم آني باشيم كه ديگران مي‌خواهند و نه خودمان مي‌مانيم، همه چيز به هم مي‌ريزد و خاكستري و گاه تيره مي‌شوند. آنقدر تيره كه از حركت بازمان مي‌دارد. سخت نيست اگر دنيايمان را همانند آرزوهايمان رنگي بسازيم. فقط بايد خودمان باشيم. خود خودمان. خودمان كه باشيم، ياد مي‌گيريم به ديگران هم بابت اينكه خودشان هستند احترام بگذاريم. آن وقت حتماً هيچ نگاهي مانع از ساختن دنياي واقعي‌مان با همان آرزوهايي كه شايد هميشه محال مي‌پنداريمشان نمي‌شود. آن وقت ديگر دنياي واقعي سرد و بي‌روح و خاكستري نيست و حتماً رنگي رنگي است. مثل دنياي آرزوهايمان.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها