به دنبال ساز مخالفهاي غرب عليه پيشرفت علمي كشورمان كه يكي پس از ديگري كوك ميشوند و در ادامه روند تحريم علمي ايران از سوي كشورهاي غربي، گروه انتشاراتي «تيلور و فرانسيس»Taylor & Francis كه يكي از ناشران شناخته شده و مهم مجلات و كتب علمي است، از مجلات زيرمجموعه خود خواسته ضمن رعايت مقررات تحريمي ايران كه از سوي امريكا و اتحاديه اروپا وضع شده، از انتشار مقالات پژوهشگران، اساتيد و دانشجويان ايراني خودداري كنند.
دنياي امروز با داشتن تكيه بر فناوريهاي دانش بنيان به دنبال افزايش ضريب قدرت خود با استفاده از ابزار ثروت، قدرت نظامى و قدرت سياسى است. دسترسي به علم دست برتر را در اختيار صاحب خود قرار ميدهد و دنياي امروز عرصه رقابت بر سر همين ابزار است.
دو ماه و نيم پيش كه خبر «مجلات علمي دنيا اجازه انتشار مقالات دانشمندان ايراني را ندارند» منتشر و دست امريكا و متحدان غربياش در ايجاد انحصار علمي در زمينه محدود كردن استعدادها و توانمنديهاي ايراني رو شد، صاحبنظران داخلي از آن به عنوان حناي بيرنگ ياد كردند كه نميتواند مانع دستيابي جوانان كشورمان به ابزار استراتژيك علم شود. اما روز گذشته شبكه خبري «بيبيسي» پرده ديگري از اين دشمني را رو كرده است.
بر اين اساس و بنا بر سياستهاي جديد اين مجموعه انتشاراتي «تيلور و فرانسيس»، مجلات زيرمجموعه آن بايد خود را با سياست وزارت خزانهداري امريكا- كه شهروندان امريكايي را از مداخله در روند انتشار مقالات ايراني بازميدارد- تطبيق دهند.
وزارت خزانهداري امريكا پيشتر با صدور حكمي، مقرر كرده بود كه شهروندان اين كشور بايد از هرگونه رابطه با نويسندگاني كه مستقيم يا غيرمستقيم به «بخشهاي سياسي و نهادهاي دولتي ايران يا هر نهادي كه به هر شكلي وابسته به بانك مركزي ايران است» خودداري كنند. پيش از اين نيز انتشارات هلندي الزوير، ناشر شمار بسياري از مجلات علمي معتبر، سردبيران، داوران و ويراستاران امريكايي خود را از پذيرش مقالههاي پژوهشگران ايراني كه در سازمانهاي دولتي كار ميكنند، منع كرده بود.
مسئولان اين انتشارات اعلام كردهاند، اين تحريمها شامل همه نهادهاي آموزشي و پژوهشي ايران نميشوند، مگر اينكه اين نهادها مستقيم از طرف دولت ايران تأمين مالي شوند. به اين ترتيب، روشن است از آنجا كه همه دانشگاههاي معتبر ايران، دانشگاههاي دولتي هستند، اين تحريمها عملاً نزديك به همه اساتيد، دانشجويان و پژوهشگران ايراني را هدف قرار ميدهد. همچنين بحث تنها بر سر منابع تأمين مالي نيست، زيرا محتواي مقالات نيز ممكن است موجب تحريم آنها و عدم انتشارشان شود. مقالاتي كه درباره سياستگذاري علوم نظامي و علوم و فناوري هستهاي باشند، در صدر محتواي تحريم شده قرار دارند؛ افزون بر اينها، مهندسي نفت و محصولات مرتبط از موضوعاتي هستند كه باعث تحريم مقاله نويسندگان ميشوند.
مقام معظم رهبري، پيش از اين بارها به صراحت اشاره كردهاند كه هدف غرب، موضوع هستهاي نيست، بلكه اين موضوع بهانهاي است تا جلوي پيشرفت علمي و فناوري ايران گرفته شود. اقدامات پياپي غرب در عرصه علمي كه تصميم اخير «تيلور و فرانسيس» جديدترين نمونه آن است، به خوبي تأييدكننده اين ماجراست.
تصميمات سياسي غرب براي مسائل علمي
محمد مهدينژاد نوري، معاون پژوهشي وزير علوم در اين باره به «جوان» ميگويد: غرب با تحريم انتشار مقالات علمي ايران به دنبال اين است كه جلوي مقالات منتشر شده كشورمان را در مجلات معتبر علمي دنيا بگيرد تا با كاهش شمار اين مقالات ايران جايگاه برتر خود را در پايگاههاي استنادي ISI و اسكوپوس از دست بدهد؛ چون شتاب علمي ايران براي آنها تلخ است.
وي ميافزايد: اين اقدام ضربه به خودشان است. يك انتشاراتي به چه چيزي زنده است؟ به چاپ و انتشار كتاب و مقاله و مجله؛ حالا اگر بزرگترين توليدكننده محتوا و مقالات خود را از دست بدهد چه چيزي چاپ ميكنند؟ آنها ميخواهند ايران را كه در توليدات علمي سرآمد است از معادلات خود حذف كنند؛ اما نميتوانند.
مهدينژاد ادامه ميدهد: غرب براي اينكه جلوي مطرح شدن اسم ايران را بگيرند و سياسيونشان تبليغ كنند كه تحريمهاي ما روي پيشرفت علمي ايران اثر گذاشته دست به خودزني زدهاند و به خودشان لطمه ميزنند. معاون وزير علوم در عين حال تحريمهاي علمي غرب عليه ايران را 100 درصد سياسي و غير علمي ميداند.
راه دسترسي به علم ايران بسته نيست
وي در پاسخ به اين سؤال كه تحريم انتشار مقالات علمي ايران در مجلات معتبر دنيا تا چه اندازه پيشرفت علمي كشورمان و معرفي دستاوردهاي علمي دانشمندان ما به دنيا را متأثر ميكند، ميگويد: علم قابل مرزبندي نيست و براي گسترش و انتشار از كسي اجازه نميگيرد، مضاف بر اينكه ما در كشور هزار نشريه علمي در شاخهها و رشتههاي مختلف علمي داريم كه ميتوانند مقالات دانشمندان ما را منتشر كنند.
دبير شوراي عالي عتف خاطرنشان ميكند: درست است كه مقالات منتشر شده در مجلات علمي ايران در پايگاههاي استنادي معتبر جهاني نمايه نميشوند اما اين به معناي آن نيست كه ارزش علمي ندارند. مقالاتي كه در پايگاههاي استنادي علمي نمايه ميشوند براي معرفي دانش توليد شده به جهانيان و عرضه آن به بازار است. در اين مورد هم مجلات و مقالههاي ايراني ميتوانند در پايگاه استنادي جهان اسلام ISC به علم ايران دسترسي پيدا كنند.
وقت آن است كه مجلات علمي ايران خودي نشان دهند
با اين حال بر خلاف ميل تحريمكنندگان، تحريمها نه تنها باعث عقب رفت علم و پژوهش كشور نشدند بلكه حتي شتاب حركت به سمت جلو را نيز بيشتر كردهاند. تحريمها به ما ياد داد به دنبال استفاده از كوچكترين فرصتها و ابداع فرصتهاي جديد باشيم. تحريمهاي سريالي انتشارات علمي دنيا و دنبالهروي از سياستهاي امريكايي، اين فرصت را در اختيار مجلات علمي داخلي قرار داده است تا به دنبال ارتقاي كيفي خود و نحوه انتخاب مقالاتي كه براي انتشار انتخاب ميكنند، باشند تا جاي مجلات قابل استناد بينالمللي در حوزههاي مختلف علم را بگيرند و براي چاپ مقالات بينالمللي علمي دورخيز كنند.
وزارت علوم نيز بايد در تصميمات خود تجديد نظر كند. آنجا كه ارائه دو مقاله ISI را براي دانشجويان دكترا جهت دفاع از رساله خود اجباري كردهاند و با اين كار به جاي كمك كردن به ارتقاي سطح كيفي مجلات علمي داخلي، پنبه آنها را ميزنند.
چرا به حال دانشجویان دکترا که مجبورند با این شرایط تحریم 2 مقاله برای دفاع خود ارائه دهند رسیدگی نمی شود؟ چرا وزارت علوم تجدید نظر نمی کند؟