
یکی
از مهمترین مولفهها در خصوص جریان اخوانالمسلمین بلاتردید این است که
اخوانیها ریشهدارترین جریان اسلامی در میان تمام کشورهای اهل سنت هستند.
حتی سلفیها نیز در اندیشه خود وامدار اخوانالمسلمین هستند و این جریان
در طول تاریخ خود همواره «مبارزهکنندهای» قدرتمند و قهار بوده است.
این مبارزان کمنظیر در تمام جهان عرب که مبارزه با «پانعربیسم، غربگرایی، سوسیالیسم، صهیونیسم و ارتجاع عربی» را در کارنامه خود دارند، وقتی پای به عرصه مدیریت کشوری گذاشتند، خیلی زود اثبات کردند که حکومتدارانی خام و کمتجربهاند و حتی در مقام عمل، انگارههای ایدئولوژیک خود را نیز از دست میدهند.
در طول یکسالی که مرسی ریاستجمهوری مصر را برعهده داشت، تنها صدای رسایی که از وی در عرصه بهمبارزهطلبیدن دشمنان شنیده شد، مبارزهطلبی علیه حکومت سوریه بود.
اگرچه حزب بعث سوریه و اخوانالمسلمین از گذشته دارای اختلافات عمیق بوده و هستند و شاید هیچیک از سران عرب بهاندازه «بشار اسد» از سرنگونی دولت مرسی ابراز شادمانی نکرده باشد اما بدیهی است که سوریه دشمنترین موجودیت سیاسی در تاریخ اخوانیها نبوده است. دستکم اینکه هم سوریه و هم اخوان در طول تاریخ خود دشمن مشترکی بهنام اسرائیل داشتهاند ولی هرگز فرصت ائتلاف در مبارزه با تلآویو را غنیمت نشمردهاند.
اکنون و پس از «کودتای پوپولیستی» ارتش بر ضد محمد مرسی، بار دیگر اخوانیها از عرصه قدرت خارج شدهاند و از یک جریان حاکم، به یک جریان مبارز بدل شدهاند. به بیان جامعهشناسی بهنام «توین بی»، اخوان که پس از سالها «نهضت» (Movement) بودن، به یک نهاد (Institution) سیاسی بدل شده بود، اکنون بار دیگر به حالت یک نهضت بازگشته است.
بهعبارت دیگر، اخوانیها دوباره بههمان چیزی بدل شدهاند که پیشتر ثابت کرده بودند که بلد هستند که باشند. اخوانیها پس از سقوط دولت مرسی باز هم به یک نهضت مبارز تبدیل شدهاند و آنچه آنها را متشکل میکند، مقابله با کودتای ارتش است.
در شرایطی که تصاویر تلویزیونی نشان میدهند که کمکم از تعداد تظاهرکنندگان حامی کودتای پوپولیستی ارتش مصر کاسته میشود و میدان تحریر کمکم در حال خلوت شدن است، «رابعة العدویه» و دیگر مکانهای اجتماع حامیان جنبش اخوانالمسلمین همچنان پرشورند و علیه اقدام ارتش دست به تظاهرات میزنند. از سوی دیگر یکی از رهبران اخوانالمسلمین اخیرا هشدار داده که ممکن است در مصر هم ارتش آزاد تشکیل شود. ارتش آزاد الگویی برآمده از همان نیرویی است که در سوریه علیه حزب حاکم در حال نبرد است.
یکی از اشتباهات فاحش ارتش مصر طی روزهای گذشته حمله به صفوف نمازگزاران منتسب به اخوانالمسلمین بود که ابزار مظلومیت را در عرصه سیاسی به خدمت اخوانیها درآورد. کشته شدن نمازگزاران نهتنها از مشروعیت کودتای ارتش میکاهد بلکه برای اخوانالمسلمین در نزد افکار عمومی حق دفاع ایجاد میکند. روزنامه هاآرتص از این اتفاق بهمنزله دامی یاد کرد که اخوان بر سر راه ارتش مصر نهاده است.
بههرحال، اخوان بار دیگر به ریشههای اجتماعی خود بازگشته است و این توان را دارد که همچون 80 سال گذشته، برای هر جریان حاکمی دردسرهای جدی ایجاد کند. سازمانهای مردمنهاد و موسسات خیریه نیز در این مسیر بهکمک اخوانالمسلمین خواهند آمد و در این بین نیروهای سلفی نیز احتمالا دستکم در سطح اجتماعی خود را بیشتر متحد اخوان خواهند دید تا ارتش، هرچند که حزب سلفی النور از برکناری مرسی حمایت کرده بود. در صورتی که میلیشیای اخوان وارد عمل شود، سلفیها متحدی جدی برای آن بهحساب خواهند آمد.
اخوانیها در این مسیر متحدین منطقهای هم دارند که البته به
جز دولت ترکیه، بقیه همان شاخههای اخوان در دیگر کشورهای عربی و سنیمذهب
هستند. این شاخهها توان آن را دارند که افکار عمومی منطقه را علیه حکام
قاهره بشورانند.
بههرروی، اخوانالمسلمین همهگونه ابزار را برای تلخ کردن کام کودتاچیان قاهره در اختیار دارد. آنچه در آینده و در عرصه عمل رخ میدهد، بستگی به این دارد که حکام قاهره چگونه صحنه سیاسی را مدیریت خواهند کرد. مصالحهجویی آنها و آمادگی برای دادن امتیاز به اخوان، میتواند از تلخکامی دو طرف بکاهد.