
محمد مرسي رئيسجمهور مصر در حالي به روسيه رفت كه درباره اهداف و دلايل اين سفر و نگاه طرفين به اين روابط مسائل متعددي مطرح است.
بحث اول، نگاه مصر به روابط با روسيه است. هر چند كه دو كشور داراي روابط باسابقهاي هستند اما كنترل امريكا بر مصر در دوران مبارك مانع از آن شده بود كه دو كشور بتوانند چندان روابط گستردهاي را تجربه كنند به ويژه اينكه امريكا مصر را مؤلفهاي در برابر نفوذ روسيه در آفريقا ميدانست. پس از سرنگوني مبارك و تشكيل دولت جديد در مصر، روابط دو كشور در شرايط بهتري قرار گرفته است، هر چند كه شرايط نابهسامان داخلي مصر و استمرار وابستگي آن به غرب چالشهايي را در روابط دو كشور به همراه داشته است. در اين ميان مرسي كه از حساسيتهاي غرب در قبال روسيه آگاه است تلاش دارد تا از اين مؤلفه براي كسب امتيازات بيشتر از هر كدام از طرفين بهرهبرداري كند و شايد هم بر همين اساس، مرسي سفر به مسكو را در دستور كار قرار داد. مرسي با اين سفر از يك سو خواسته مردم براي دوري از امريكا را به نمايش گذاشت و از سوي ديگر با برجستهسازي نزديكي به روسيه، امتيازاتي را از امريكا دريافت ميكند. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه مرسي به دنبال امتيازگيري سه جانبه از مردم، غرب و روسيه است.
دوم نگاه روسيه به اين روابط است. مسكو نيز مصر پس از مبارك را فرصتي براي حضور گستردهتر ميداند هر چند كه بيثباتي در اين كشور موجب شده روسيه نيز مانند بسياري از كشورها با ديده ترديد به مصر بنگرد. با اين وجود روسيه تلاش دارد ضمن گسترش حضور در كشور بزرگ مصر از آن براي فعاليت بيشتر در حوزه آفريقا بهره گيرد. حذف ليبي از جمع متحدان روسيه ضربه سختي براي اين كشور بود بنابراين مسكو تلاش دارد تا ابعاد جديدي از روابط را با مصر ايجاد نمايد تا حضور خود در آفريقا را گسترش دهد. البته بايد توجه داشت مسكو از همگرايي گسترده امريكا و مصر آگاه است بنابراين صرفاً در چارچوب تعاملات دو جانبه با اين كشور ارتباط ميگيرد و ارتباط با ساير كشورهاي آفريقايي را نيز در دستور كار دارد.
در كنار تعاملات دو جانبه، بررسي تحولات منطقه از مهمترين مؤلفههاي سفر مرسي به روسيه است. خاورميانه اين روزها دوراني سخت را سپري ميكند. از يك سو تلاش امريكا براي استفاده از ادعاي روند صلح خاورميانه براي تشديد تحركات در منطقه است و از سوي ديگر مسئله سوريه از اولويتهاي كشورها گرديده است.
در اين ميان روسيه و مصر به رغم تأكيد برتوسعه مناسبات داراي اختلافات بنيادي ميباشد. مصر با ديدگاه اخواني و تحت تأثير برخي القائات كشورهاي غربي و عربي، بر لزوم دگرگوني در ساختار سياسي سوريه تأكيد دارد و به نوعي در جبهه غرب قرار دارد. در طرف مقابل روسيه هر گونه دگرگوني در سوريه كه با حذف نظام و شخص اسد رئيسجمهور همراه باشد را مغاير با مصالح بينالمللي ميداند و بر توقف اين روند تأكيد دارد.
بر اين اساس از ابعاد ديدار مقامات مصري و روسي را جدال بر سر مسئله سوريه تشكيل ميدهد.
در حالي كه هركدام تلاش دارند تا ديگري را به كنار نهادن سياستهاي خود متقاعد سازد. با توجه به رفتارها و مواضع گذشته دو كشور ميتوان گفت كه هيچ كدام از آنها حاضر به عقب نشيني از مواضع خود نخواهند بود هر چند كه در ظاهر تأكيد ميكنند كه بر روند سياسي در قبال سوريه اصرار دارند.
در جمع بندي كلي از آنچه ذكر شد ميتوان گفت كه سفر مرسي به روسيه برگرفته از سياستهاي همه جانبه اين كشور در قالب سياست پاندولي است كه براساس آن مجموعهاي از روابط بعضاً ناهماهنگ برقرار ميگردد تا در لواي آن بتواند زنجيرهاي از اهداف را اجرايي سازد هر چند كه با گذشت زمان مصر جز انتخاب راهكاري مشخص و انتخاب طيفي از متحدان چارهاي در پيش روي ندارد و بايد سياست پاندولي باري به هر جهت را كنار نهاده و در مسيري مشخص حركت نمايد. اصلي كه تاكنون مرسي از اجراي آن خودداري كرده و تلاش دارد تا همچنان با اجراي مجموعهاي از سياستها اهداف خود را براي تثبيت قدرت داخلي و ارتقاي جايگاه جهاني اجرايي سازد.