
ابتدا بفرماييد تحولات لبنان و با روي كار آمدن نخست وزيري آقاي تمام سلام، آيا اين امكان براي ايشان وجود دارد كه بتواند به راحتي كابينه را جمع و جور كرده و سياست جديدي را در لبنان آغاز كند؟
مسئله اين است كه بعد از استعفاي آقاي نجيب ميقاتي مشخص شد بحراني كه لبنان در آن به سر ميبرد رو به گسترش است كه البته اين بحران در پيش از دوره ميقاتي هم وجود داشته است. به نظر شما كانون بحران كجاست؟
كانون بحران فعلاً در سوريه است و قرار است بعد از اين به كشور عراق نيز منتقل شود كه يك برنامه شيطاني و استكباري است و برنامهاي است كه امريكا و اسرائيل ريختند و آن را متأسفانه چند كشور عربي اجرا ميكنند كه در رأس آنها عربستان سعودي و دستگاه امنيتي عربستان است و ادوات اين بحران هم دامن زدن به اختلافات شيعه و سني است. فعلاً اين كانون را دارند در سوريه تقويت ميكنند. البته نقش تركيه را هم نميشود ناديده گرفت. هدف اين بحران هم تضعيف محور مقاومت و تضمين امنيت اسرائيل است. اينها چارچوب كلي بحران است. با توجه به اينكه ايران، عراق، سوريه، حزبالله لبنان و مقاومت فلسطين در محور مقاومت قرار دارند براي همين غرب برنامهاي را كه اجرا ميكند طبق يك طرح منطقهاي است. فعلاً كانون فشار روي سوريه است و سعي ميكنند به هر طريق كه شده دولت دكتر بشار اسد را سرنگون كنند. البته نه به اين دليل كه اين نظام عيوبي دارد يا اينكه ديكتاتور است يا هر چيز ديگر، بلكه به اين دليل كه دولت بشار اسد از مقاومت حمايت كرده و همچنان حمايت ميكند. بهخصوص اينكه نقش سوريه و نقش جمهوري اسلامي ايران در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ در جنوب لبنان پررنگ بوده است. بنابراين اين نقش مهمي بود كه معادلات منطقه را بر خلاف آنگونه كه امريكاييها و اسرائيليها ميخواستند برهم زد.
بنابراين، اين مسئله بيشتر لبنان را تحت تأثير قرار داده و باعث شده است كه نجيب ميقاتي استعفا بدهد؟
لبنان تحت تأثير مسائل سوريه قرار گرفت و طبيعتاً تحريكاتي انجام شد تا برخي از كانونهاي جامعه اهل تسنن در لبنان تحريك شود، بهخصوص درمنطقه طرابلس در شمال و در صيدا در جنوب لبنان كه شخصي به نام «شيخ احمد اصير» را آوردند و تقويت كردند و يك حالت تكفيري ايجاد كردند كه هدف اعلام شدهاش هم مقابله با حزبالله بود. حال اين شخص فعلاً در جنوب لبنان فعال است و به هرصورت مشخص شده كه لبنان تبديل به پايگاهي براي ارسال كمكهاي مالي و تسليحاتي به رزمندگان تكفيري به داخل سوريه شده است. در حالي كه دولت لبنان به طور رسمي سياست به اصطلاح بيطرف ماندن را در اين بحران لحاظ كرده بود.
حال با توجه به اينكه مشخص شده برخي از كشورهاي عربي مثل عربستان، قطر، مصر و اردن بيطرفي لبنان را نميپذيرند مايل هستند كه لبنان را به عنوان كانوني براي بحران و استفاده از آن براي براندازي در سوريه در بياورند. اما در لبنان مقاومت بسيار قوي است و صرفاً هم منحصر به حزبالله نميشود بلكه مقاومت يك جبهه گسترده است كه در آن جبهه علاوه بر حزبالله، جنبش امل و همچنين جريان آزاد مسيحيان مربوط به ژنرال ميشل عون و مارونيهاي شمال لبنان تابع سليمان فرنجيه و بسياري از احزاب و شخصيتهاي سني و ميهني و ترقي خواه ميشود كه يك طيف بزرگي را در لبنان تشكيل ميدهند كه همه اينها در چارچوب حمايت از مقاومت تعريف ميشوند. البته به نظر ميرسد كه آنها پذيرفتهاند لبنان از اين بحران به دور بماند تا اينكه همه تلاش خودشان را روي سوريه و عراق بگذارند.
با اين اوصاف، در حال حاضر تمام سلام با چه چالشهايي در داخل لبنان روبهرو است، منظورم بيشتر در مورد انتخابات پارلماني است؟
تمام سلام يك شخصيت سني بيروتي است و پسر صاحب سلام است كه از شخصيتهاي مهم دوران استقلال لبنان بوده و يكي از كساني است كه پرچم استقلال لبنان را امضا كرده است. بنابراين تمام سلام موقعيت خوب مردمي در بيروت دارد مخصوصاً در جامعه اهل تسن بيروت بسيار موقعيت خوبي را داراست. در عين حال گرچه آقاي تمام سلام تا اندازهاي هم به گروه ۱۴ مارس نزديك است اما نه پول حريري و ميقاتي را دارد و نه وابستگيهاي آنها را. بنابراين تا حدي مستقل است و برنامهاي هم كه اعلام كرده دو چيز بيشتر نيست، يكي تصويب قانوني براي انجام انتخابات كه مورد تفاهم همه باشد و بعد از آن هم انجام انتخابات پارلماني است.
انتخابات پارلماني خيلي مهم است چون گروههاي مختلف لبناني هنوز به نتيجهاي در اين زمينه نرسيدهاند و سلام هم گفته است كه اگر به نتيجه نرسند، استعفا خواهد كرد. آيا زمينههاي ايجاد چنين فضايي وجود دارد؟
در مورد چالشهايي كه پيش روي آقاي تمام سلام هست بايد گفت اولين چالش تشكيل كابينه است و توزيع وزارتخانهها كه اين موضوع كار سادهاي نيست، گرچه كابينهاي كه روي كار ميآورد يك كابينه ائتلاف ملي است و همه گروههاي سياسي بايد در اين كابينه حضور داشته باشند. اما با اين حال به نظر نميرسد كه اين كار، كارساده و آساني باشد. چالش دوم تصويب قانون انتخابات است. چنانكه تا الان چندين قانون براي انتخابات مطرح شده ولي چون به نفع گروهي بوده و به زيان گروه ديگري آن قانون را رد كردهاند. بنابراين به نظر نميرسد كه به سادگي بشود قانوني را كه مورد توافق همه گروههاي سياسي باشد در پارلمان لبنان به تصويب رساند.
حال فرض بگيريم كه وي بر اين چالش هم غلبه كند. مهمترين چالش، برگزاري انتخابات است چون با توجه به ناآرامي شديد و عدم ثباتي كه در منطقه حاكم است و نيز نفوذي كه قدرتهاي منطقهاي روي گروههاي لبناني دارند اين امر مهمترين چالشي است كه وي با آن روبهرو ميباشد. البته به نظر ميرسد اگر تفاهمي در داخل لبنان يا در خارج بين قدرتهاي منطقهاي داراي نفوذ در لبنان صورت بگيرد تا لبنان را نه به صورت موقت بلكه به طور كامل بيطرف كنند و در آنجا بحران آفريني نكنند انجام انتخابات ميسر ميشود والا در مورد انجام انتخابات ترديدهاي زيادي وجود دارد كه بايد منتظر بود و در آينده ديد آقاي تمام سلام چه مقدار ميتواند بر اين چالشها پيروز شود.
پس چشمانداز ادامه شديدتر بحران در لبنان ديده ميشود؟
بله، چون وقتي منطقه درگير بحران است و لبنان هم هميشه در منطقه تأثيرپذيري بسياري از منطقه داشته است؛ نميشود تصور كرد كه لبنان به عنوان يك جزيرهاي در داخل يك درياي متلاطم آرام بماند. به هر صورت وضعيت بسيار حساس و دقيق است.
به عنوان آخرين سؤال ميخواستم ببينم نگاه آقاي تمام سلام به حزبالله تا چه مقدار واقعي است، با توجه به اينكه اشاره كرديد وي نزديك به ۱۴ مارس است؟
ظاهراً تماسهايي بين آقاي تمام سلام و علامه سيدفضلالله برقرار شده و آقاي سلام قولهايي به حزبالله داده است كه به حزبالله و به مقاومت و به سلاح و اسلحه مقاومت احترام خواهد گذاشت و كابينهاي هم كه تشكيل خواهد داد كابينه اتحاد ملي با اهداف مشخص است و هدفي را كه دشمنان مقاومت مرتب در لبنان مطرح ميكنند مبني بر لزوم خلع سلاح حزبالله را دنبال نخواهد كرد. به هر صورت به نظر ميرسد كه خود حزبالله نظر چندان منفي نسبت به تمام سلام ندارد و منتظر است ببيند وي عملاً چه رفتاري ميكند. با توجه به اينكه حزبالله همپيمانان خوبي در لبنان دارد نگرانيهاي زيادي ندارند و مخالفان حزبالله كار زيادي از دستشان ساخته نيست.