سوژه «فساد در سينماي ايران» از مباحث داغ سال ۹۱ بود كه با درج مطلبي در صفحه شخصي يك بازيگر تلويزيون آغاز شد و به صفحه اصلي رسانهها آمد اما با وجود اعترافهاي صريح برخي شخصيتهاي هنري سينما و تلويزيون، اظهارات تند و تيز فرجالله سلحشور به عنوان يك كارگردان شناخته شده با واكنشهاي ديگري روبهرو بود؛ واكنشهايي كه بيشتر متوجه شخص وي بود تا اصل موضوع. اما وي بهصورت جدي، بيواهمه و به دور از ملاحظه كاري به كالبد شكافي اين مسئله پرداخت به همين بهانه به سراغ سلحشور رفتيم تا پرونده داغ سينماي ايران را در سالي كه گذشت، دنبال كنيم.
همانطور كه مستحضريد، حضرت آقا در سالي كه گذشت بحث سبك زندگي را مطرح كردند و در خلال آن طرح كلي مانيفست سينماي ملي را براي اهالي هنر ترسيم نمودند. به نظر جنابعالي سينما و تلويزيون ما تا چه حد براساس منويات رهبر معظم انقلاب حركت ميكند؟
همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، غرب يا به طور عمده امريكا و اسرائيل، از طريق هنر فرهنگشان را به تمام دنيا تحميل ميكنند و در اين راستا فرهنگ، گذشته، اعتقادات و ارزشهاي ملتها را هم با اين تهاجم فرهنگي از بين ميبرند. سينماي ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، جزء و عضوي از اين سينماي غرب است، سينمايي نيست كه ايران اسلامي و انقلابي آن را بنيان گذاشته باشد، سينمايي است كه از غرب وارد شده. تمام كتابهاي درسي آن در دانشگاهها محصول غرب است، اصول و مباني آنهم غربي است و بنابراين سينماي ما چه خواسته توسط دشمنان آگاه و چه ناخواسته توسط دوستان نادان، آب به آسياب دشمن ميريزد و فرهنگ غرب را در مملكت اسلامي ما ترويج ميكند و با فرهنگ خودي در ستيز است و در اين هيچ ترديدي نيست. مقام معظم رهبري بهخوبي چنين مسئلهاي را متوجه شدند، برعكس خيلي از مسئولان كه يا متوجه نيستند يا اگرهم ميبينند، سعي ميكنند كتمان كنند. مقام معظم رهبري آگاهانه مسائل را ميبينند. ما در عرصههاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي، نظامي، صنعتي، حتي طب زمينههاي زيادي براي پيشرفت داريم، ولي همه اينها براي اين است كه انسان بسازيم و مذهب اسلام را ترويج كنيم و مباني اسلامي را در مملكت خودمان پياده و اجرا كنيم. اگر همه اين امكانات در خدمت انسانسازي جامعه ما قرار بگيرد ارزش دارد و گرنه خود انرژي هستهاي و امثالهم با وجود اهميت، هيچ ارزشي ندارند. اگر اين امور بتوانند وسيلهاي بشوند تا ما جامعه سالمي داشته باشيم و به سمت خدا حركت كنيم، خوب است؛ مثل انسان كه غذا خوردنش براي زنده ماندن اوست و زنده ماندن او براي اجراي دستورات خداست والا موجودي كه مطاع اوامر الهي نباشد، چه زنده باشد و چه مرده، فرقي ندارد و چه بسا مرده او بهتر از زندهاش است. بنابراين جامعه ايران اگر قرار باشد كه به سمت خدا نرود، نباشد بهتر از اين است كه باشد و فيلم و سريالسازي ما متأسفانه دارد آب به آسياب دشمن ميريزد و عليه مملكت كار ميكند و ما بايد اين مسئله را درست كنيم. بنابراين مسئولان چون به فكر نيستند، مقام معظم رهبري مجبورند خودشان وارد ميدان شوند و اين مسئله هم براي رهبري دغدغه شده است و بارها مسئولان صداوسيما و ارشاد را خواستهاند تا بلكه تكاني بخورند اما آقايان ارشاد به صراحت پشت اين سينما ميايستند كه اين مخالفت با مردم و انقلاب است.
به فرمان امام خميني(ره) در دهه ۶۰ منشور هنر متعهد را داشتيم و تمام موازين هنر متعهد براي ما ترسيم شده بود، ولي چرا آن منشور روي زمين ماند و هر چه به جلو آمديم به بيراهه رفتيم؟
بله، منشور هنر متعهد تشكيل شد و يك زماني اوايل انقلاب، جوانان انقلابي چه هنرمند و چه مذهبي سعي كردند با رويكرد به سوژههاي مذهبي به يك فيلم و سريالسازي خودي دست پيدا كنند. متأسفانه با نفوذ عوامل بيگانه اين حركت مطلوب متوقف شد و از جريان اصلي خود ايستاد.
يعني در تربيت هنرمندان متعهد موفق نبود؟
چه كسي بايد تربيت ميكرد. مگر ما دانشگاه، كتاب يا مانيفست يا دستورالعملي قبل از انقلاب داشتيم كه بخواهيم آن را پياده كنيم. ما اول بايد خودمان فيلمسازي غرب را آناليز ميكرديم تا ببينيم اشكالات آن دركجاست. بعد آن اشكالات را برطرف ميكرديم تا سينماي خودي خلق ميشد ولي چنين كاري را انجام نداديم. آمديم و در همان زميني كه غرب براي ما طراحي كرده بود، شروع به بازي كرديم و سعي داشتيم آن را اصلاح كنيم ولي از آنجايي كه غربيها اين را خوب ميدانند و امريكا ميگويد من بدون هاليوود نابود هستم و همه هم به اين مسئله اذعان دارند. مقام معظم رهبري هم دقيقاً همين حرف را زدهاند كه الان غرب از طريق هاليوود فرهنگ خودش را به دنيا صادر ميكند وگرنه در عزلت قرار ميگيرد و نابود ميشود.
به نظر شما غرب براي تهاجمات فرهنگي خود اول توسط سينما بسترسازي ميكند؟
بله، اصلاً خود سينما ابزار تهاجم است يعني سينما وقتي فيلمي را ميسازد، هم بسترسازي ميكند و هم فرهنگسازي و هم در عين حال فرهنگش را تحميل ميكند، لازم نيست خودش حضور داشته باشد. دشمن در انرژي هستهاي، صنعت، طب و بهداشت ميداند اصل پيشرفت ما در اين امور نيست و موجوديت ما وابسته و قائم به فرهنگ ماست و اگر فرهنگ را از ما بگيرد، همه چيز ما را ميگيرد؛ بنابراين بزرگترين تريبون فرهنگي كشور ما را كه همان سينما و تلويزيون است، در دست گرفت. من هفت تا هشت سال اين مطلب را ميگويم كه سينما و تلويزيون ما در دست عدهاي است كه ريشه آنها همه يكي است. يعني تودهايها، ساواكيها، ماسونها و بهائيها اين سه چهار قشر، سينما و تلويزيون ما را خط ميدهند، چون ميدانند از اين طريق نبض كشور را در دست دارند. آقاي ضرغامي و بچههاي مذهبي اين جريانسازي را نميكنند. ما ادعاي امالقرايي جهان اسلام را داريم پس چرا نتوانستهايم خودمان خط دهنده باشيم؟
ما حرف براي گفتن داريم و خيلي از بزرگان و انديشمندان ما اين خطر را احساس كردهاند و آن را گوشزد ميكنند اما مسئولان فرهنگي به عنوان ابزار و بازوي دشمن دقيقاً در مقابل اين مسئله ميايستند اصلاً بنا ندارند تغيير اساسي در سينما و تلويزيون صورت بگيرد. مقام معظم رهبري ميفرمايند بعضي از اين آقاياني كه نميخواهند تغييرات و اصلاحات فرهنگي ايجاد شود، خودشان در اين زمينه دخيل هستند. خودشان منافعي دارند. بعد آن وقت ايشان حرفشان را تصحيح ميكنند و ميفرمايند اين فيلمها با عشقهاي مثلثي و مربعي و امثالهم را برداريد؛ يعني خيلي از اين آقاياني كه مانع اصلاحات فرهنگي ميشوند خودشان منافعي دارند يا از اين وسط پول و منفعتي ميبرند يا دنبال شهرت و مقام هستند و يا متأسفانه بعضاً در مفاسد سينما و تلويزيون شريك هستند و اگر فيلمها اصلاح شود، اينها ديگر جايي ندارند.
با اين اوصاف هنوز هم در مبحث بيداري اسلامي نتوانستهايم حضور و بروزي داشته باشيم؟
متأسفانه ما نه بعد از بيداري اسلامي كه حتي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي خودمان حضور و بروزي جدي نداشتيم، بهجز دهه ۶۰ دوران طلايي سينماي ما بود كه يكسري آثار تقريباً خوبي توليد كرديم و داشتيم ميرفتيم تا هويت خودمان را پيدا كنيم كه دشمن فهميد و حدوداً در سال هفدهم انقلاب بود كه دشمن اعلام كرد ما سينماي ايران را خنثي كرديم تا عليه ما نباشد و پنج سال بعد صراحتاً گفت الان سينماي ايران در جهت ما در حال حركت است.
در مورد معرفي اهل بيت (ع) توليدات سينمايي نداريم. حال درست است چند سريال ساخته شده يا درباره پيامبر(ص) در حال ساخت فيلم هستيم، ولي براي ما بعد از سي و اندي سال از انقلاب تعداد اين فيلمها به انگشتان دست هم نميرسد.
سينما و تلويزيون عليه مذهب طراحي شده است نه در جهت ترويج مذهب. سينماي غرب با همه فيلمهايي كه درباره مذهب ساخته، هيچ كدام در تأييد زندگي انبيا نبوده مثلاً فيلم حضرت موسي را ميسازند پر از صحنههاي ناهنجار اخلاقي و زننده. حضرت ابراهيم، حضرت داوود و حضرت سليمان از آنها بدتر. حضرت نوح و حضرت آدم را عريان نشان دادند. خوب همان سينما به ايران وارد شده و وارث آن هستيم. حالا انتظار داريم از انبيا و امامان معصوم فيلم خوب بسازد، بنابراين بايد اول ماهيت سينما را عوض كنيم. همانطور كه وقتي فلسفه غرب به ايران آمد، فلسفه آن را اسلامي كرديم. همانطور كه دانشگاه ما از غرب آمده و امثالهم عين همين اتفاق بايد براي سينما باشد. ما بايد مباني و اصول تعريف كنيم و براساس آن اصول، سينماي مذهبي داشته باشيم. تا زماني كه سينماي ما را غرب تعريف كرده، اين سينما ضد رسول اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) است و ما فيلمسازي نداريم تا بيايد و بخواهد فيلمي بسازد كه در جهت تأييد اين بزرگواران باشد. مثلاً خوانندههاي ما تجربه و توانايي خوبي در خواندن و موسيقي دارند اما همين خواننده نميتواند بالاي منبر يا پشت تريبون شعر مداحي بخواند، چون اينجا فرهنگش، اعتقاداتش و حس و حالش با خوانندگي فرق ميكند.
خب شما كه به اين وضع معترض هستيد، چرا به تربيت و نسل متعهد و ارزشي در عرصه فيلمسازي نميپردازيد و تنها معترض هستيد؟
خدا ميداند من سه سال است با مسئولان تلويزيون و وزارت ارشاد كشمكش دارم. به آنها ميگويم والله ما ميتوانيم از قرآن و مباني ناب آن، سناريو بنويسيم و فيلم بسازيم. ما نمونههاي اوليه خوبي داشتيم. ميتوانيم سينما و تلويزيون ايران را اصلاح كنيم بياييد همان بودجهاي را كه براي نانو تكنولوژي و انرژي هستهاي گذاشتيد همان بودجه را براي ساختن يك كار تحقيقاتي و نمونهسازي سينمايي بگذاريد تا ما شاگرد تربيت كنيم و الان هم در اصل و توانايي خودمان اين كار را كرديم به آنها ميگوييم كمك كنيد تا اين مسئله را گسترش بدهيم، كاري نميكنند. براي مقام معظم رهبري هم طرح را نوشتيم و ايشان تأييد كردند و به سهم خودشان تبركاً براي آن بودجه اختصاص دادند و گفتند اين هم سهم ما و الان هم بودجه در حساب من است و هنوز مصرف نكردهام ولي تلويزيون و ارشاد علناً با اين حركت و خواسته مقام معظم رهبري مخالف هستند و گويا نميخواهند كه در اين مملكت فيلمسازي وسريالسازي اسلامي داشته باشيم.
شما از جمله كارگرداناني هستيد كه قلم و زبان تندي عليه اوضاع حاكم بر سينما داريد. فكر ميكنيد اين رويه انتقادي تأثيري هم دارد؟
تمام اين ابتذالات و حركتها در مسير فرهنگ بيگانه و دشمني با فرهنگ اسلامي همه ريشه سياسي دارد. آنها اهداف غرب را دنبال ميكنند. در كنار اهداف نفساني، مادي و دنيايي، اهداف غرب را پياده ميكنند كه من توانايي سكوت ندارم و وظيفه خودم را در هر صورت انجام ميدهم. در جبهه فرهنگي ما به نفع غرب عمل ميكنند و بعضاً مسئولان فرهنگي ما عمداً يا سهواً جاده صافكن عناصر وابسته فيلم و سريالها هستند. هركس بخواهد فرهنگ غرب را در اين مملكت پياده كند، به اين نظام و انقلاب خيانت كرده و مديون خون شهدا است.
البته سينماگران در جشنواره كودك امسال در قالب كليپي براي عفاف بانوان سينما، پاسخ شما را دادند. نظر شما درباره پاسخ آنان چيست؟
بله، من كارگردان آن كليپ را ميشناسم. اصولاً واقعيات افراد با آثاري كه توليد ميكنند مخصوصاً در سينما و تلويزيون افشا ميشود. درباره آن كليپ هم سؤالم اين است كه خانمها آمده بودند از ماهيت و آبروي سينماي خودشان دفاع كنند اما چرا با چادر، مگر آنها چادري بودند شما با همان پوشش و آرايشي كه داريد، بالاي صحنه ميرفتيد و از خودتان دفاع ميكرديد. چرا بايد چادر را ابزار قرار بدهيد. كسي نيست بپرسد اگر شما پاك هستيد، همانطور كه همه جا ظاهر ميشويد، برويد و از خودتان دفاع كنيد. اينها از نقد من بر فساد سينما معترض بودند به همين خاطر آن كليپ را ساختند.