خراسان در ادامه نوشت: در ادامه به بررسی این تغییرات در ۳ سطح داخلی، منطقهای و فرا منطقهای خواهیم پرداخت؛
بعد داخلی
در سطح داخلی اقتصاد وابسته به نفت، اختلاف نظر میان هم حزبیهای چاوز و افزایش قدرت مخالفان ۳ چالش جدی برای میراث چاویسم در ونزوئلا است.
۱- اقتصاد وابسته به نفت و فرسودگی زیرساختهای نفتی
ونزوئلا با جمعیت تخمینی ۳۰ میلیون نفر و ذخیره اعلام شده بالغ بر ۷۲۰ میلیارد بشکه نفت قابل بهره برداری، از این لحاظ پیش از عربستان سعودی، در ردیف اول کشورهای جهان قرار دارد. چاوز طی ۱۳ سال گذشته در ونزوئلا با ملی کردن صنعت نفت و استفاده از ثروت حاصل از فروش نفت، به بهبود وضعیت طبقات کم درآمد، کارگران و روستائیان کمک شایانی کرده است.
به اذعان بیبی سی «هوگو چاوز در طول حکومت خود طرحهای متعددی را برای کمک به مردم فقیر اجرا کرد. مراکز بهداشتی و درمانی در برخی از فقیرترین محلات شهرها ساخته شد و دهها هزار هکتار زمین ملی شده، که سابقا در اختیار شرکتهای چند ملیتی بود، به کشاورزان واگذار شد. نتیجه عملی طرحهای توسعهای که در این مدت اجرا شده است، به معنی توجه به قشری از جامعه ونزوئلا بوده که پیش از دوران آقای چاوز نادیده گرفته میشد.»
با این حال کارشناسان اقتصادی معتقدند با وجود برخورداری از درآمدهای ارزی چشمگیر وضعیت اقتصادی ونزوئلا مطلوب نیست. مخالفان چاوز از هزینه کردن بیرویه ثروتهای ملی آن کشور برای جلب حمایت گروههای کم درآمد در داخل و پرداخت کمکهای مالی سخاوتمندانه به کشورهای چپگرای آمریکای جنوبی، بهجای سرمایهگذاری در کشور، راضی نیستند. از سوی دیگر روابط تیره با ایالات متحده و کشورهای غربی باعث شده تا تاسیسات و زیر ساختهای نفتی این کشور فرسوده شده و هر از چند گاهی دچار حادثه شوند. مخالفان چاوز که بیشتر سرمایه داران نفتی میباشند، نبود وی را فرصتی برای تغییر در سیاستهای این کشور میدانند.
۲- اختلاف نظر میان هم حزبیهای چاوز
بسیاری از تحلیل گران معتقدند نیکلاس مادورو، معاون چاوز و جانشین قانونی او در شرایط کنونی، بیشترین بخت را برای تصاحب منصب ریاست جمهوری ونزوئلا دارد، اما دیوسدادو کابلو، رییس مجمع ملی ونزوئلا که از پیروان و هواداران سیاستهای هوگو چاوز است، و رافائل رامیرز، مدیر شرکت ملی نفت ونزوئلا (که به دولت تعلق دارد) هر دو، از کسانی هستند که نامشان به عنوان نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری ونزوئلا در محافل سیاسی مطرح شده است. با این حال چنان چه هیئت حاکمه بتوانند هماهنگی و با هم بودن خود را حفظ کنند، شانس موفقیت در انتخابات بعدی را خواهند داشت، انتخاباتی که با توجه به موج عظیم ایجاد شده در پی درگذشت چاوز نتایج آن کم و بیش قابل پیش بینی است.
۳- افزایش قدرت مخالفان
هرچند اپوزیسیون ونزوئلا ضعیف است و از ائتلاف برخوردار نیست، با این حال مخالفین چاوز در آخرین انتخابات به وحدت استراتژیکی دست یافتند و توانستند درصد بالایی از آراء (۴۵ درصد) را به خود اختصاص دهند و این حکایت از موفقیت قابل توجهی دارد. این مسئله نشان میدهد که مخالفین از توانمندی بالقوه و بالفعلی برخوردار شدهاند که میتوانند در آینده نقش بیشتری ایفا کنند. حتی اگر چاوز هم میماند و میخواست ریاست جمهوری را ادامه دهد، ناگزیر بود به نحوی با مخالفین کنار بیاید و با آنها همصدایی کند.
بعد منطقهای
در بعد منطقهای «آینده ائتلاف چپهای انقلابی»، «ارتباط کشورهای آمریکای لاتین و آمریکا» و «اقتصاد کشورهای جنوب» ۳ موضوع اصلی است که نبود چاوز آنها را متاثر خواهد کرد.
۱- آینده ائتلاف چپهای انقلابی
ونزوئلا، آرژانتین، بولیوی، اروگوئه کوبا، نیکاراگوئه و تعدادی دیگر از کشورهای منطقه بلوکی از کشورهای چپ موسوم به چپهای انقلابی آمریکای لاتین را شکل دادهاند. از میان این کشور هابرخی انقلابی ترند و برخی میانه روتر. چاوز برای اتحاد چپهای آمریکای لاتین تلاش زیادی کرد، حال چپهای آمریکای لاتین میدانند که چطور روی پای خود بایستند و دیگر الزاما چاوز رهبر و الهام دهنده آنها نیست. در یک زمان نقش چاوز به عنوان یک سازمان دهنده بسیار حیاتی بود، اما اکنون خوشبختانه منطقه از دوران طفولیت درآمده و به بلوغ رسیده است و اینها همه به خاطر تلاشهای طولانی مدت چاوز است. از سوی دیگر برخی معتقدند با توجه به مرگ چاوز، سرطان تعدادی از رهبران چپ گرای منطقه و اینکه رائول کاسترو اعلام کرده است که این آخرین پنج سالی است که در سمت رئیس جمهور کوبا حضور دارد باید منتظر نسل جدیدی از رهبران در آمریکای لاتین باشیم.
۲- ارتباط کشورهای آمریکای لاتین و آمریکا
به رغم آنکه باید از کلی گویی و تعمیم دادن سیاستهای ونزوئلا به تمامی کشورهای آمریکای لاتین اجتناب ورزید، این برداشت صحیح است که تمایل کشورهای آمریکای لاتین به توسعه رابطه سیاسی با ایالات متحده از نیمه دهه نود میلادی اندک شد و تعامل میان آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی تحت تاثیر سیاستهای چاوز به حداقل رسید. چاوز توانست تا زمانی که در ریاست جمهوری فعال بود، یک همگرایی نسبی در روسای جمهوری آمریکای لاتین ایجاد کند.
صراحت لهجه چاوز تا اندازهای به افزایش اعتماد به نفس کشورهای آمریکای لاتین کمک کرد، اما این، تنها عامل فاصله یافتن ایالات متحده با آمریکای جنوبی نبود. رکود اقتصادی آمریکا، سیاست خارجی پراشکال این کشور، ظهور برزیل به عنوان بازیگر مهم و متنفذ در صحنۀ اقتصاد جهان، و مصممتر شدن کشورهای آمریکای لاتین به یافتن قدرت سیاسی بیشتر در عرصه بین المللی، از عوامل دیگر فاصله افتادن میان آمریکای جنوبی و شمالی بودهاند. به بیان دیگر ۱۳ سال حضور چاوز در راس قدرت در ونزوئلا سکویی شد برای تشکیل ائتلافی از دولتهای چپ گرا و حامی اندیشههای ضداستعماری.
به همین دلیل است که مایک راجرز نماینده جمهوریخواه میشیگان و رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا مدعی است: «هوگو چاوز عامل بیثباتی در آمریکای لاتین و مانعی برای پیشرفت در منطقه بوده و مرگ وی فرصتی برای گشایش فصل جدیدی در مناسبات آمریکا و این منطقه فراهم میکند.» با این حال اکثر تحلیل گران معتقدند که حداقل در کوتاه مدت تحولی در مناسبات میان واشنگتن- کاراکاس و به تبع دیگر کشورهای جنوب رخ نخواهد داد. واکنش احتیاط آمیز اوباما به درگذشت چاوز خود دلیلی بر این مدعا است.
۳- اقتصاد کشورهای جنوب
دولت چاوز نقش جدی در اقتصاد کشورهای جنوب داشته است. این نقش به گونهای بود که خبر فوت وی در برخی از این کشورها کاهش شاخص بورس را به همراه داشته است. کاراکاس سالانه مبلغی بین پنج تا ۱۵ میلیارد دلار به هاوانا کمک میکند، این در حالی است که کوبا در صنایع مختلف نیز به ونزوئلا وابستگی شدیدی دارد. کمک ونزوئلا به هائیتی سودی ۴۰۰ میلیون دلاری را نصیب این کشور کرده است. در سال ۲۰۰۵ چاوز این نوع همکاریها را با ایجاد ائتلاف نفتی کارائیب بیشتر توسعه داد. نیکاراگوئه از آن زمان، سالانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار یارانه نفتی از ونزوئلا میگیرد. به رغم آنکه دستیابی به اعداد و ارقام دقیق در این خصوص دشوار است، در سودآور بودن طرحهای اقتصادی چاوز برای اقتصاد کشورهای حوزۀ کارائیب تردیدی وجود ندارد. علاوه بر این رد پای چاوز در نهادهای منطقهای که طی چند سال اخیر تأسیس و فعال شدهاند، محرز است؛ نهادهایی که هیچ یک از آنها همکاری با ایالات متحده و کانادا را در دستور کار خود ندارد. یک مورد نگرانی برای این دست کشورها آن است که روشن نیست دولتی که جای دولت چاوز را در ونزوئلا میگیرد، عملکرد مشابهی را درحوزه اقتصاد در پیش خواهد گرفت یا نه. چالشهای اقتصادی اخیر ونزوئلا نیز به این نگرانی دامن زده است.
بعد فرامنطقهای
در بعد فرامنطقهای چاوز بخشی از «جبهه بین المللی ضد امپریالیسم» بود. جبههای متشکل از کشورهایی چون چین، روسیه، کوبا، ایران و سوریه و جنبشهایی چون حماس و حزب الله لبنان. از همین رو است که بشار اسد فقدان چاوز را فاجعهای برای کشورش خوانده و مقامات فلسطینی درگذشت او را خبری بد برای مقاومت دانستهاند. با این حال همانطور که «تد پیکان» تحلیل گر ارشد موسسه بروکینگز میگوید: رفتار یاران چاوز بعد از فوت وی نشان میدهد، هرچند چاوز مرده است اما چاویسم در عرصه بین المللی ادامه دارد. اخراج دو دیپلمات آمریکایی، متهم ساختن آمریکا و «دشمنان سرزمین پدری» به دست داشتن در قتل «فرمانده»، تماس با رهبران کشورهای متحد و تاکید بر ادامه راه چاوز نمونههایی از تداوم مسیر سابق در تحولات فرامنطقهای در جهان بدون چاوز است با این حال باید دید که فردای ونزوئلا در نبود چاوز چگونه رقم خواهد خورد و جانشین او آیا سیاستهای جدیدی را برای تعامل این کشور در سه سطح داخلی، منطقهای و فرامنطقهای در پیش خواهد گرفت یا رویه چاوزیسم ادامه خواهد یافت.